میرم از شهر تو
با یه کوله بار از خاطره
دل من مونده پیشت
گرچه باهام مسافره
میگذره همراه جاده
یاد تو از تو خیالم
توی راه دریغ از ابری
که بباره سر راهم
توی هر گوشه ی این شهر
دارم از عشق از تو یادی
میسوزونه منو یاد
دلی که به من ندادی
راه میفتم بی هدف
مقصد راه رو نمیدونم
کاش میشد آروم بگیرم
ولی افسوس نمیتونم
نه یه قاصدک تو جاده
که بشه همسفر من
من یه قصم که جدایی
شده فصل آخر من
توی هر گوشه ی این شهر
دارم از عشق از تو یادی
میسوزونه منو یاد
دلی که به من ندادی
میرم و گم میشم آخر
تو غروب دشت غربت
نمیتونم که بمونم
توی شهر بی محبت
مطالعه با غل و زنجیر

حتماً شما هم مثل من برايتان اتفاق افتاده که بخواهيد کتابی درسي یا غير درسی را بخوانيد، یا ملزم به انجام قسمتی پروژه ی دانشگاه و کارهایی از این قبيل در ساعتي معین و طبق برنامه باشيد. اما به طور دائم کارتان را رها می کنيد و به قول معروف دست و دلتان به کار نمی رود. گاهی اوقات تنبلی باعث میشود که کار را به صورت مستمر انجام ندهید.
چاره این است که از روش های قرون وسطی استفاده کنید، این وزنه ی مدرن طراحی شده تا با به زنجیر کشيدنتان هيچ راه فراري تا اتمام زمان کار نداشته باشید.
در واقع این وزنه 9.5 کيلويي اصلاً به پای شما آسیب نمي زند و فقط هنگامی که قصد رها کردن کار را داريد به شما يادآوري می کند که هنوز زمانش تمام نشده. البته با صدایی بلند اين یادآوری را انجام مي دهد و شما به نوعی مجبور به ادامه کارتان مي شوید. اين وزنه خود به خود با اتمام زمان تعیین شده، شما را رها می کند.
شايد قیمت 115 دلاری اين وزنه کمی زياد باشد، ولی متفاوت بودن آن شما را ترغيب به داشتن آن نمي کند؟ به خصوص اگر برای درس خواندن با این وزنه و زنجیرش به کتابخانه بروید
....اینطوری خودت هم نمیدونی چی کاره ای و باید چیکار کنی؟
دقیقا مثل این میمونه که یکبار بنویسی چی کاره و یک بار بنویسی چیکاره....یه دفعه
جدا یه دفعه سر هم....خیلی راحت میتونی این دو کلمه رو از هم جدا کنی یا
به هم بچسبونی....به خودت بستگی داره و به سلیقت..........
پشت رل نشستی و حواست فقط به خودته و آهنگی که سیاوش داره میخونه....
تمرکز میکنی...افکارتو میریزی بیرون از پنجره ماشین....سیاوش میگه باهام بخون
تو هم همصدا با سیاوش میخونی:
وقتی که تنگ غروب
بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا
توی سینه ی منه
توی قطره های بارون
میشکنه بغضه صدام
دیگه غیر از یه دونه
پنجره هیچی نمیخوام
رعتت میره بالاتر....میزنی به دل اتوبان و همگام با سرعت و سیاوش تو هم بیشتر
داد میزنی:
پشت این پنجره
میشینم و آواز میخونم
منتظر واسه رسیدنت
تو بارون میمونم
زیر بارون انتظارت
رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار
وقتی که بارون میباره
وقتشه بری دنده ۵ و بلندتر بخونی....از ته دل..........
بعضی وقتا که میای
سر روی شونم میذاری
همه ی غصه ها رو
از دل من بر میداری
اما این فقط یه خوابه
خوابه پشت پنجره
وقت بیداری بازم
غم میشینه تو حنجره
یه وقتهایی همه چیز جاش عوض میشه...باید عادت کرد و شروع کرد به حفظ کردن
جای جدید ؟ یا باید همه چیز رو برگردوند به سر جای اول؟
یه جورایی راحت ترین کار حفظ کردن جای جدید همه چیزهاست و عادت کردن...هر
سری که عوض میشه باید عادت کنی و تو هم باهاش بری جلو.... و سخت ترین کار
اینه که سعی کنی همه چیز رو برگردونی سر جاش.......
یه اعتراف میکنم....یه اعتراف سخت...با توجه به خیلی از اشتباهات و بد اخلاقیام
باز هم اگر برگردم به عقب به جر یکی دو مورد باز هم همون کارهایی رو که تا حالا
کردم رو میکنم....و خوشحالم که بدترین حس موجود در روی زمین یعنی حس
پشیمونی رو ندارم ....وقتی پشیمون میشی ..تبدیل میشی به یه احمق به درد نخور
........از این لحاظ خوشحالم که خیلی کم پشیمون شدم........با این که یه جورایی
من مصداق شعر زیرم:
سبب منم که میشکنم
اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکی برام نموند
واسه اینه که سبب منم
یه وقتهایی همه چیز جاش عوض میشه...باید عادت کرد و شروع کرد به حفظ کردن
جای جدید ؟ یا باید همه چیز رو برگردوند به سر جای اول؟
کامپیوتر کیبردی ایسوس
به تولید انبوه نزدیک میشود
داشتن کیبوردی که يک مانیتور هم داشته باشد تا ویندور ايکس پی خود را روي آن بوت کنید، واقعاً شبيه يک رويا برای گيک های تکنولوژي است. اما این رویا را شرکت ايسوس با ارائه ی اين کیبورد به واقعيت تبدیل کرده است. قبلا و در اخبار نمایشگاه CES2009 با کامپیوتر کیبردی Asus آشنا شده اید. خبر جدید این است که از انتهای ماه آینده می توانید Eee Keyboard را بخرید.
اين کیبورد که در واقع یک کامپیوتر کامل است، با مانیتور لمسی 5 اینچی اش و پردازنده اتمN270 توانایی آن را دارد تا يک ویندوز ایکس پي را براي شما بارگزاري کند.
البته ماجرا به اینجا ختم نمي شود و بايد بدانید که 32 گیگابایت SSD ، واي فای، بلوتوث و همچنین يک خروجي HDMI هم در آن تعبیه شده که جذابيت داشتن آن را دو چندان می کند.
به هر حال این محصول ایسوس با اینکه هنور عرضه نشده طرفداران زيادي پیدا کرده و شايد بتواند رقيبي جدی برای کامپیوترهای رومیزی به شمار رود.
مرکز آموزش بزرگسالان برگزار میکند
کلاسهاى بهاره براى خانم ها
ثبت نام تا پايان اردیبهشت ماه
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از 8 نفر ثبت نام نمیشود
کلاس ١
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 4 متر جای پارک قرار دهیم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبهها و چهارشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبهها از ساعت ١٨ تا ٢٠
کلاس ٣
آيا میتوان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٤
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنجشنبهها از ساعت ١٤ تا ١٦
کلاس ٥
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدّت: ٤ هفته، سهشنبه و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٦
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروههاى پشتيبان
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبهها و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبهها از ساعت١٨ تا ٢٠
کلاس ٨
گفتن "عزیزم" به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمیاندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٩
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سهشنبهها از ١٨ تا ٢٠
کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟
برگزارى به صورت شبيهسازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنجشنبهها از ساعت ١٢ تا ١٤
کلاس ١١
تفاوتهاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سهشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢٢
کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبهها و سهشنبهها از ١٧ تا ٢٠
کلاس ١٣
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يکشنبه و سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
* پس از پايان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد.
کوله بار آرزوهات روی دوشت
تا کجاها رفتی با پای پیاده
رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی
متاسفم برات ای دل ساده
دل به هر کی دادی از سادگی دادی
زندگیتو پای دلدادگی دادی
هر جا که دیدی چراغی پر فروغه
تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه
عاشق و خسته و غمگین و پریشون
دل بی کس دلک بی سر و سامون
دل زخمی دل تنها و تکیده
دل گریون هم هی دل گریون
کوله بار آرزوهات رو کی دزدید؟
دل دیوونه به گریه هات کی خندید
عاشق و خسته و غمگین و پریشون
دل بی کس دلک بی سر و سامون
تو رو با هول و ولا تنها گذاشتن
اونا که لیاقت عشق رو نداشتن
تک تنهایی و با پای پیاده
متاسفم برات ای دل ساده
| خلبان آرژانتيني انتقام گرفت | ||
يك جت جنگنده آرژانتيني چهارم ماه مه 1982 به انتقام غرق شدن نبردناو ژنرال بلگرانو، ناوشكن انگليسي شفيلد (عكس بالا) را با پرتاب موشك اكزوست ساخت فرانسه غرق كرد. در اين رويداد 20 تن كشته و 24 نفر ديگر مجروح شدند. بلگرانو توسط يك زيردريايي انگليسي در آبهاي فالكلند غرق شده بود. خلبان جنگنده آرژانتيني داطلب انتقامگيري شده بود كه قهرمان وطن شده است. |
دلیل خاصی هم نداره ....یه دفعه میگیره
میدونی چیو میگم؟
آره دیگه یه دفعه این دل میگیره........مخصوصا تنگ غروب یا آخر شب....دست تو
نیست...شاید دلیل نداشته باشه...شاید هم داشته باشه ولی یه دفعه میگیره....
وقتی میگیره چه میکنی؟
میخونی...زمزمه میکنی باز هم واسه خودت میخونی........
فرار نکن...همونجا وایسا....میگیره دلت نمیتونی ازش فرار کنی باید بذاری بگیره تا
هر وقت خودش خواست باز بشه....هر کاری کنی...باز هم میگیره...دله دیگه.....
مسائل غیر منطقی کاملا زندگی ما رو تحت تاثیر قرار میدن ...در حالیکه همه جا
قوانین زندگی بر پایه منطق استوار شده ولی نهایتا این چهارچوبهای غیر منطقیه
که زندگی ما رو میسازه و لحظه های سرنوشت ساز همه غیر منطقی هستن...
گرفتن دل هم غیر منطقیه..........میگیره...باید بهش اجازه بدی بگیره تا بتونی
راحت تر باشی............
تا خود صبح خوندن و کمی فکر کردن و آزاد گذاشتن خیال و دل برای سفر به هر جا
که میخوان میتونه یه راه حل مناسب برای یک دیوانه ای باشه که دلش گرفته .....
گرفتن دل به غیر از خصوصیات منفی جنبه های مثبت زیادی هم داره ...وقتی دلت
بگیره میفهمی هنوز دل داری...داشتن دل این روزها خیلی خوبه چون تعداد کسایی
که این روزها دل واقعی دارن خیلی کمه.....یکی دیگه از خصوصیات گرفتن دل اینه
که میتونی احساسات رو حس کنی و لمس کنی...از طرفی از یک نواختی هم در
میای و مجبور میشی یه کم فکر کنی....از طرف دیگه برای صدات هم خوبه چون هر
چی بیشتر بخونی صدات بازتر میشه.....و از همه مهمتر میتونی بنویسی نظم یا
نثر فرقی نمیکنه مهم اینه که میتونی بنویسی..........
بگیر ای دل که کاریت نمیشه کرد...........
خیلی وقتها بیان احساسات در قالب کلمات میتونه سخت و غیر ممکن باشه و البته
خیلی وقتها به راحتی میشه با کلمات احساس رو نشون داد.....فکر کنم امشب از
اون شبهای غیر ممکنه...............غ م
۱ هفته ای بود دلم تنگ شده بود برای خوندن و دعا میکردم دلم بگیره تا از ته قلبم
بخونم.....میدونی خیلی فرق داره از ته قلبت بخونی یا همین طوری بخونی.....
وقتی از ته قلبت میخونی یا مینویسی یا حرف میزنی....حس میشه.....هر چی از
دل بیاد به دل میشینه...........
دیوانه شو بخون و بذار مرز دیوانگیت برسه به ته کهکشانها ...بذار دنیا بفهمه دیوانه ای
بذار قفس سرد از دیوانگی تو گرم بشه و ذوب بشه و آسمون در برابر بال و پر تو برای
پرواز کم بیاره.........دیوانه شو.............
وقتی میگیره گیر نده...بذار بگیره تا مشکلش حل شه و دوباره برگرده به روز اول
دله دیگه....منطق نداره..........
یه جورایی غم مقدس تو تمام دلتنگیها و دل گرفتن ها حضورش حس میشه و وجود
داره.....اشتباه میکنم؟نمیدونم ولی فکر میکنم غم مقدس همه جا هست.
یه جمله باحال خوندم:
ازدواج و عشق مثل دستشویی میمونه..اونایی که تو هستن میخوان بیان بیرون
اونایی که بیرون هستن این پا اون پا میکنن برن تو......باحال بود؟
البته برای یه سری از آدمها اینطوریه.......
چه کسی جای چه کسی نشسته؟
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی
دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی
چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.
فهرست "کشورهای خوشبختی" اعلام شد
خبرگزاری «ریا نووستی»: مجله Forbes فهرست خوشبخت ترین کشورهای جهان را منتشر کرد که در آن دانمارک در صدر قرار دارد و این در حالیست که روسیه کلاً در بین 10 کشور برتر قرار نگرفت. در این فهرست، میزان رضایت از زندگی در بین مردم دانمارک بالاترین سطح در جهان است، همچنین در این کشور مردم به آینده بسیار خوشبین هستند. در بین سه کشور اولی که "زندگی در آنجا خوب است"، فنلاند و هلند نیز دیده می شوند. Forbes معتقد است که بیشترین سطح رضایت از زندگی را مردم کشورهای دموکرات و دارای اقتصاد آزاد و سطح بالای زندگی دارند. همچنین در بین ده "کشور خوشبختی"، ایرلند، سوئد، سوئیس، کانادا، زلاندنو و بلژیک قرار گرفتند. در فهرست یادشده، کشوری که مردم آن کمتر از همه احساس خوشبختی می کنند، چین است. این فهرست بر اساس آمار دریافتی از سازمان های بین المللی و نظرسنجی انجام شده در 140 کشور جهان توسط Gallup World Poll تنظیم شده است.
| روزي که دختر 5 سال و 8 ماهه مادر شد! | ||
لينا مدينا كه 27 سپتامبر 1933 در منطقه آندز كشور پرو (آمريكاي لاتين) به دنيا آمده بود 14 ماه ماه 1939 (در 5 سال و هشت ماهگي) در بيمارستان با عمل سزارين كه توسط دكتر «لوزادا» صورت گرفت يك پسر 2 كيلو و هفتصد گرمي كاملا سالم و طبيعي به دنيا آورد كه نامش را «جراردو» گذاردند. اين نخستين زاييمان از اين دست است که در تاريخ بشر ثبت شده است. خانواده لينا قبلا تصور مي كردند كه در شكم او يك تومور و يا «كيست» است كه هر روز بزرگتر مي شود و او را براي درمان اين تومور به بيمارستان برده بودند كه حاملگي تشخيص داده شد و در وقت معين، وضع حمل انجام شد. |
اعتراف
مرد برای اعتراف نزد کشیش رفت.
«پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم»
«مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم»
«اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»
«خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی»
«اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟»
«چی می خوای بپرسی پسرم؟»
«به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟»
| زادروز کامپيوتر در سال1941 و در آلمان | ||
12 ماه مه سال 1941 (دوران جنگ جهاني دوم) كنراد زوس Konrad Zuse دانشمند آلماني كامپيوتري را كه ساخته بود، خودكار و توان برنامه نگاري داشت در شهر برلين به معرض تماشا گذارد. وي كه در دسامبر 1995 درگذشت و در رياضي ـ فيزيك دكترا داشت در زمان اختراع كامپيوتر (ماشين حسابگر) 31 ساله بود. كنراد زوس نام ماشين اختراعي خود را «زي ـ 3» نام نهاد. كنراد به پژوهشگري ادامه داد و نخستين زبان پروگرام كردن را طراحي كرد و نامش را «پلان كالكول گذارد. وي جزئيات طراحي اين زبان را در سال 1948 منتشر ساخت. زوس كه براي ادامه كار شركتي تشكيل داده بود سپس كامپيوتر تكميل شده خود به نام «زي ـ 4» را ساخت كه نخستين كامپيوتر بازرگاني جهان بشمار مي آيد. شركت زوس سپس با كمپاني هاي انگليسي ـ آمريكايي از جمله آي. بي. ام همكار شد، و..... |
باران مهر

روزی که سپاه ایران خود را آماده می ساخت شر یونانی ها را پس از سالها بردگی از روی ایران کم کند باران بسیاری بارید یکی از جادوگران در بین مردم شایعه کرده بود این باران اشک آسمان بخاطر مرگ جوانان ما است و بزودی خبرهای بسیار بدی می رسد . این خبر را به اشک یکم نخستین پادشاه از دودمان اشکانیان دادند او هم خندید و گفت این شاد باش آسمانها به ماست باران مایه رحمت و رویش است نه پیام شوم . سپاه کوچک و پارتیزانی او خیلی زود بخش بزرگی از شمال خراسان را از شر یونان آزاد ساخت و دل ایرانیان میهن را در همه جا گرم نمود اشک های بعدی ایران را به شکل کامل آزاد ساختند .
اندیشمند برجسته کشورمان ارد بزرگ می گوید : باران ، مهر آسمان است نه بغض آن ، همانند آدمیان مهرورزی که می بارند و کینه توزانی که خشک و بی نشانند .
نکته ایی را باید در این جا بنویسم و آن واژه پارتیزان است در کشورمان بسیاری فکر می کنند این واژه مربوط به مبارزین کمونیست اروپای شرقی در 50 سال پیش است حال آنکه این واژه در واقع مربوط به سپاهیان اشک یکم بود چون آنها از خاندان پارت بودند و ارتش منظمی هم نداشتند و به شکلی چریکی به سپاه حمله می کردند به آنها پارتیزان می گفتند پارتیزان ها بسیار تیراندازان باهوشی بودند و با تعداد اندک توانستند به مرور دشمن را از ایران پاکسازی نمایند
تولدم مبارک
فردا تولدمه.
هیچوقت روز تولدم به غیر از ۲ مورد خیلی بهم خوش نگذشته و خیلی خوب نبوده.
میدونی چرا؟
چون توقع دارم روز تولد یه روز خاص و منحصر به فرد باشه و با تمام روزهای دیگه فرق
داشته باشه ولی همیشه مثل روزهای دیگست و خیلی عادیه واسه همین فکر
میکنم روز خوبی نبوده....
از اینکه هر سال تولدم میشه ناراحت میشم چون یه گام به مرگ نزدیکتر میشم...
فردا میشم ۲۵ ساله....۲۵ تا بهار از زندگیم رفت و اومد اتفاقات خوب و بد...زیبا و
زشت و کلی آدم مختلف تو این ۲۵ سال تو زندگیم سرک کشیدن و رفتن...از ۲۴
سالگی تا فردا چند تا دوست رو از دست دادم(مطابق معمول) و مطابق معمول به
تعداد دوستام اضافه هم نکردم....هر چی بزرگتر میشم نیازم به دوستام کمتر و کمتر
میشه....در ۲۴ سالگی بالاخره درسم تموم شد.....و چند تا اتفاق مهم برام افتاد
به یکی از بزرگترین آرزوهام رسیدم و حالا باز هم در مسیر زندگی اینبار با عدد جدیدی
گام برمیدارم:
۲۵ ساله شدم
وقتی بچه بودم همیشه آرزوم بود بدونم ۲۵ سالگیم دارم چیکار میکنم...چقدر نقشه
بچگانه واسه این سن داشتم ولی حالا اینجا نشستم و بدون اون نقشه های بچگانه
۲۵ سالگیم رو میبینم..........پیر شدن حس جالبی نیست...هر چند دلم نمیخواد
از ۱۸ سالگی شروع کنم چون از این ۲۵ سال واقعا راضیم....خدایا شکرت
۲۵ سال پیش روز جمعه ساعت ۱۰:۴۵ یک دیوانه متولد شد....به یه چیز افتخار
میکنم...اینکه خیلی از خصوصیات بچگیم هنوز توی من زندست و سعی نکردم اون
خصوصیات رو بکشم....هر آدمی هم باید رشد کنه(چه عقلی و چه جسمی) و هم
باید سعی کنه بچگیشو حفظ کنه تا زندگی رو با تموم وجود بفهمه و لذت ببره
۲۵ سالگیم مبارک
دانشمندان ناسا نگران برخورد شهاب سنگی به طول 300 متر به زمین هستند.
به گزارش عصر ایران : دانشمندان تخمین زده اند كه این جرم آسمانی كه " آپوفیس" نام دارد در سال 2029 از فاصله 30 هزار كیلومتری رد شده و به زمین برخورد نخواهد كرد. اما نگرانی دانشمندان این است كه این شهاب سنگ پس از اینكه به سمت خورشید حركت كند ،در اثر نیروی مغناطیسی این ستاره تغییر مسیر داده و مجددا به سمت زمین خواهد آمد. تخمین دانشمندان این است كه آپوفیس در سال 2036 و پس از تغییر جهت احتمالا به نقطه نامعلومی از زمین برخورد خواهد كرد .
اگر این جرم آسمانی به منطقه ای اقیانوسی از زمین برخورد كند احتمال یك "سونامی" بسیار شدید می رود و در صورتی كه به نقطه ای از زمین برخورد كند تاثیراتی همچون یك زلزله 8 ریشتری خواهد داشت كه اثر تخریبی آن 65 هزار برابر بمب اتمی خواهد بود كه در سال 1945 در شهر هیروشیما منفجر شد. در این صورت در شعاع 300 كیلومتری هیچ موجود جانداری باقی نخواهد ماند. دانشمندان سرعت حركت این شهاب سنگ در صورت برخورد با زمین را 50 كیلومتر در ثانیه تخمین زده اند. نگرانی دیگر آنها از برخورد آپوفیس به زمین ،تاثیرات جوی و زیست محیطی پس از این برخورد خواهد بود. ممكن است در اثر شدت این برخورد تغییراتی در جو زمین همچون غبار شدید به وجود آید كه نور رسانی خورشید را با اختلال مواجه كند.
125 میلیون سال قبل برخورد یك شهاب سنگ عظیم به زمین علاوه بر اینكه نسل جاندارانی همچون دایناسورها را منقرض كرد باعث ایجاد یك عصر یخبندان چند صد هزار ساله شد كه اكثر موجودات زمین را منقرض ساخت. اگر مسیر حركت این شهاب سنگ به خوبی قابل پیش بینی و اندازه گیری باشد امید دانشمندان این است كه بتوانند با شلیك موشك هایی مسیر آن را عوض كرده و مانع برخورد آن با زمین شوند . اما نگرانی اصلی این است كه پس از عبور این شهاب سنگ ازفاصله 30 هزار كیلومتری زمین در سال 2029 ، مسیربازگشت مجدد آن به زمین در سال 2036 كمتر قابل پیش بینی است.
نگرانی دیگر دانشمندان در سال های اخیر از فاصله گرفتن ماه از زمین است . قمر ماه هر ساله حدود 4 سانتی متر از زمین دورتر می شود و این دوری سبب می شود كه از سرعت حركت وضعی زمین (حركت زمین به دور خودش ) كاسته شود . نگرانی دانشمندان این است كه هر چه سرعت حركت زمین به دور خودش كمتر شود نیمكره ای بیشتر در معرض نور خورشید خواهد بود و نیمكره ای كمتر و این با گرم تر بودن نیمكره ای از زمین و سردتر شدن نیمكره ای دیگر ،اكو سیستم طبیعی زمین را به هم خواهد زد.
این نگرانی ها جدای از نگرانی هایی است كه در اثر افزایش تصاعدی گازهای گلخانه ای و گرمایش زمین ، این كره خاكی قابل حیات را در معرض تهدید قرار داده است. دمای زمین به نسبت 100 سال پیش بیش از 4 در جه گرم تر شده است و تخمین شده می شود كه اگر اقداماتی جدی در كاهش تولید گازهای كربنیك صورت نپذیرد تا پایان قرن حاضر پدیده های طبیعی همچون قطب ها و تمامی جانداران ساكن در آنها در معرض تهدید جدی خواهند بود
"پیمان ابدی" بدلكار مشهور سینما در حین فیلمبرداری جان باخت ! ::
|
پیمان ابدی بدلکار مشهور ایرانی بعد ازظهر چهارشنبه هفته گذشته به هنگام بدل کاری در صحنه ای از فیلم "چشم های نامحسوس" در جاده امامزاده داود (ع) جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس آتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می شود. |
| كشف ميكروب سل به دست «رابرت كخ» آلماني | ||
«رابرت كخ Koch» زيست شناس آلماني ششم ماه مه سال 1882 كشف خود، ميكروب سل (توبركل باسيلوسTubercle Bacillus ـ باسيل دو كخ) را اعلام داشت. وي 24 مارس (دو هفته پيش از آن) اين ميكروب را كه در طول تاريخ بيش از يك ميليارد انسان را كوته عمر كرده است، كشف كرده بود. پروفسور كخ بعدا راه ايزوله كردن اين ميكروب را به دست آورد كه در برابر داروها مقاومت مي كرد و مي توانست سالها درگوشه اي كمين كند و درفرصت مناسب (ضعيف شدن بدن براثر بيماري هاي ديگر و يا قحطي، بدغذايي و زحمت زياد) دست به فعاليت بزند. پروفسور «كخ» علاوه بركشف عامل بيماري سل، با مسافرت به مصر و هند، ميكروب كلرا (وبا) را نيز كشف كرد و همچنين در سال 1906، آتوكسيلAtoxyl را برضد مالاريا ساخت كه مشابه «كنينQuinine» است. «كخ» كه در 27 ماه مه 1910 درگذشت در سال 1905 برنده جايزه نوبل شد. او در 11 دسامبر 1843 در بادن بادن آلمان به دنيا امده بود. |
رونق گرفتن پديده "تعويض همسر" در ايتاليا

روزنامه اينديپندنت چاپ انگليس در يكي از شمارههاي دو هفته پيش خود طي گزارشي به پديده "تعويض همسر" در ايتاليا پرداخت و از رونق گرفتن چنين پديدهاي در كشورهاي مختلف اروپايي به ويژه ايتاليا خبر داد.
ایندیپندنت در اين گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ "لاستامبا" چاپ ایتالیا نوشت: بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای "توسکانا" در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوتنامه دریافت میکنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند. علت این مسأله آنست که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند. "لاستامبا" اين گزارش را "عريانها در وقت ناهار" ناميد.
در گزارش "لاستامبا" آمده: در هر دوره تعطیلات تابستانی حدود پانصد هزار زن و شوهر در دویست کلوپ شبانه که در سراسر ایتالیا وجود دارد همسران خود را برای برقراری رابطه نامشروع با یکدیگر عوض میکنند. هزار تعویض همسر نیز در اماکنی غیر کلوپها مانند گاراژهای خودرو، سواحل دریایی ویژه و حتی برخی از قبرستانها صورت میگیرد.
در همین راستا یکی از کارکنان یکی از کلوپهای شبانه که مخصوص "تعویض همسر" است در این باره گفت: انواع آدمها به این کلوپها مراجعه میکنند، مانند حسابدار، پزشک، بازیکن فوتبال، سیاستمدار و غیره.
در ادامه گزارش این روزنامه ایتالیایی آمده است: این آمار و ارقام توسط مؤسسه "فیدر " بدست آمده و آمار اعلام شده حدود پانصد هزار است در حالیکه حقیقت بیشتر از این عدد است و گمان میشود حدود دو میلیون باشد.
این مؤسسه میافزاید: آمارها نشان میدهد معدل سن بیشتر مردانی که تبادل همسر میکنند حدود 43 سال و زنان 35 سال است و عمل تبادل همسر فقط در شب صورت نمیگیرد بلکه گاهی اوقات در روز روشن و به ویژه پس از وقت ناهار صورت میگیرد.
حتی برلوسکنی!
نکته تعجب برانگيز اینست که این روزنامه ایتالیایی در گزارش خود اعلام کرده "سیلویو برلوسکنی" نخست وزیر ایتالیا نیز چندی پیش خواستار تعویض همسر خود "فرونیکا" با همتای دانمارکی خود "آندریاس فوج راسموسن" شده بود.
این روزنامه در ادامه نوشته است: "برلوسکنی" در حضور همگان گفت، میخواهم همسرم را به "راسموسن" بدهم زیرا از دیگران خندان تر و شاداب تر است.
ایندیپندنت در ادامه گزارش خود آورده است: پیش بینی میشود این گزارش خشم کشیشان ایتالیایی را برانگیزد و از این کار در موعظههای خود در کلیساها انتقاد کنند.
در پایان گفتنی است "تعویض همسر" که به آن "رابطه دسته جمعی" نیز گفته میشود کاری است که در اروپا و آمریکا به ویژه در جشنهای مخصوص به شدت گسترش یافته است.
یک دیوانه میباشد....جمله جالبیه که به ذهنم رسید.......
کمی فکر....کمی نگاه و بعد تصمیم.
به همین راحتی شروع میکنی به نوشتن چیزی که نه میدونی راجع به چیه و نه
میدونی قراره به چی ختم بشه...فقط مینویسی تا کمی آرامش بگیری و حس گناه
ننوشتن از وجودت بره بیرون...به این میگن تخلیه از نوع دیوانگی مزمن..........
حس امشب جالبه..از اون شبایی که دلم میخواد تا صبح بخونم و حس خوبی پیدا
کنم....از این شبها زیاد پیش میاد و شبای جالبی میشه...
از هر چی میترسی و بدت میاد کافیه فقط یه بار...فقط یه بار به جای فرار ..بایستی
و باهاش برخورد کنی و کنار بیای و اونوقت خواهی دید خیلی راحت از اون به بعد
نه دیگه میترسی نه دیگه بدت میاد...من امتحان کردم یه چیز که خیلی آزارم میداد
و ازش بدم میومد و حتی فکر کردن بهش برام سخت بود و همیشه ازش دوری
میکردم ولی آزار دهنده بود...بالاخره باهاش روبرو شدم و دیدم راحت تر از اون چیزی
که فکر کنی برام دیگه آزار دهنده نبود......به همین راحتی....لازم نیست همه چیز
رو برای خودمون سخت و پیچیده کنیم....زیبایی ها در سادگیهاست و خیلی از
مشکلات هم خیلی ساده حل میشه......
تو.....آره خود تو که خیلی وقته نیستی و برای تو ننوشتم....نمیدونم حس جالبی
هستی و انگار قراره همیشه کنار من باشی...صدای نفس کشیدنت همین دور و بر
حتی اگه نباشی و حتی اگه نخوای باشی باز هم حضور تو اینجا پر رنگه و ملموس..
حتی ملموس تر از من.....خیلی وقتها یه حضور باهات جون میگیره و همیشه کنارت
میمونه حتی اگه نخوای....حتی اگه نخواد.....مثل زهیر......همیشه حضورش هست
حتی اگه مقطعی فراموش بشه...حتی اگه قرار باشه برای همیشه نباشه......
و تو همیشه هستی ....حتی اگه فراموش بشی و وقتی عمیقا فکر میکنم میبینم
این حضور چقدر قشنگه و زیبا....
منو درگیر خودت کن
تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من
با هجومت روبرو شه
بی هوا بدون مقصد
سمت طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن
بلکه آرامش بگیرم
با خیال تو هنوزم
مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه ی من
پر تصویر تو میشه
این دیگه دست من نیست....خلوت و سکوت هر شب من یا با صدای دل یا با جوشش
ترانه هام و یا با هجوم تو شکل میگیره و زیبا میشه...نمیتونم خودم رو گول بزنم و
منکر تو بشم...تویی که هم نزدیکی و هم دور...هم هستی و هم نیستی ....ولی
حضورت همیشه حس میشه...چشاتو ببند و گوش کن به ندایی که از اعماق قلبت
میاد بالا...خوب گوش بده....این حضور رو میتونی حس کنی..........مطمئنم میتونی
حسش کنی...مثل من که حسش میکنم و میبینمش........جهان مادی و قفس
سرد ما با همین حس ها و حضورها رنگ آبی آسمون رو میگیره و به پرواز بیشتر
ما رو تشویق میکنه.....
یادت باشه حتی اگه نخوای...حتی اگه بگی نیستی همیشه حضورت هست و
خواهد بود.......
وقتی درگیر میشی سعی نکن بفهمی چرا درگیر شدی...سعی کن از درگیر شدنت
لذت ببری و بفهمیش..........
موضوع انشا:
«انتقادپذیری را توصیف كنید»
ارژنگ حاتمی
خانم معلم یك ساعت در مورد انتقادپذیری صحبت كرد و سپس به مدل موهای اكبر، لباس های اصغر، طرز صحبت كردن حسن و همچنین به دماغ من گیر داد، و گفت این گیر دادن معنایش انتقاد است، و از ما خواست جنبه ی انتقادپذیری خود را بالا ببریم. اما نمی دانم چرا وقتی كامبیز از دست خط خانم معلم تعریف كرد و گفت دست خط اش مثل دكترها است خانم معلم گوشش را كشید و او را از كلاس درس اخراج كرد. در توجیه كارش هم گفت كه حرف كامبیز تعریف نبوده و انتقاد است. آنهم انتقاد از نوع مخرب و انتقاد مخرب بد است. خانم معلم برایمان توضیح داد كه انتقادهای خودش سازنده بوده است. البته من نفهمیدم انتقادهای خانم معلم كجای ما ها را می خواست بسازد؟!
از نكات مهمی كه من امروز در كلاس درس یاد گرفتم این بود كه تفاوت انتقاد سازنده و مخرب را فهمیدم. انتقاد سازنده به آن دسته از گیرهایی گفته می شود كه آدم بزرگ ها به آدم كوچولوها می دهند. در صورتی كه اگر همین گیرها را كوچولو ها به آدم بزرگ ها بدهندف معنایش انتقاد مخرب است! و شاید به همین خاطر است كه همواره در مهمانی ها به ما كوچیك ترها هی می گویند: «هیس!!» ، احتمالا آدم بزرگ ها می ترسند خدایی نكرده از زبانمان انتقاد مخرب بیرون بیاید!
این توضیحات را در سر سفره به مامانی می گویم و از او برای نوشتن انشا در مورد «انتقادپذیری» كمك می خواهم. مامانی می گوید: «این خانم معلم شما هم حالش خوش نیست، فكر می كند در مورد هر چیزی می توان انشا نوشت؟!، آخه این هم شد موضوع انشا؟!، همین فردا می آیم مدرسه تا باهاش گفتمان كنم و بهش بفهمونم چنین موضوع های انشایی برای بچه های كلاس دوم ابتدایی مناسب نیست!»
البته خانم معلم شما نگران نباشید. من به مامانم گفتم كه یك بار مامان اكبر به مدرسه آمد تا با شما گفتمان كند و به شما بفهماند كه «قسطنطنیه» و امثالهم كلمات مناسبی برای دیكته گفتند نیستند، و نتیجه ی گفتمان آن روزتان گرد و خاك، پلیس 110، مقداری موی كنده شده و ایضا تجدید شدن اكبر از درس دیكته، ورزش و هنر شد!
مامانی پس از شنیدن صحبت های من، در بشقابم برنج و خورشت ریخت و جلویم گذاشت و گفت: «این خانم معلم شما اصلا روحیه ی انتقادپذیری ندارد.» یك قاشق از غذا خوردم. باز هم مامان غذا رو شور كرده بود. سریع دویدم به سمت یخچال و یك لیوان آب خوردم. مامان با صدای بلند گفت: «بچه! چند بار بگم؟ تا غذات رو تموم نكردی نباید از جلوی سفره پاشی.» من هم در جواب مامانی گفتم: «خب همیشه تقصیر غذاهای شماست، یا آنقدر شور است كه باید بروم آب بیاورم سر سفره، و یا آنقدر بی نمك است كه باید بروم نمك بیاورم!»
پس از گفتن این جملات احساس دردی در سرم كردم. یك عدد دمپایی هم كنارم افتاده بود. این روزها آنقدر قدرت مامانی در پرتاب دمپایی بالا رفته است كه اصلا با چشم غیرمسلح نمی توان دمپایی را در حالی كه مسیر رسیدن به كله ی را طی می كند دید و مهارتش آنقدر بالا رفته است كه حتی بابایی هم نمی تواند برای عدم اصابت دمپایی با سرش جاخالی بدهد. باز خدا را شكر كه بابایی چند روز پیش برای مامانی از این دمپایی های ابری كادو گرفت. اگر از آن دمپایی پلاستیك فشرده ای ها بود كه الان سرم چند وجبی باد می كرد!
ما از این انشا نتیجه می گیریم كه قبل از انتقاد كردن از طرف مقابل بایستی به دور و بر او نگاه كنیم. اگر دم دستش ملاقه، در قندون و ایضا خود قندون، دمپایی از نوع پلاستیك فشرده، كفش پاشه دار و ... بود اصلا هیچی نگوییم، اما اگه مواردی همچون بالشت و دمپایی ابری بود، می شود با رعایت فاصله قانونی انتقاد كرد
25 = 2
125 = 3
625 = 4
? = 5
.
.
.
.
.
.
.
برای مشاهده جواب پائين برويد ...
ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنید ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
خودكشي يك جوان بخاطر
عشق به سوسانو (هنرپيشه افسانه جومونگ)!

به گزارش كلمه به نقل از پايگاه اطلاعرساني دنانيوز، اين جوان كه پس از تماشاي سريال جومونگ بشدت به سوسانو علاقهمند شده بود و قصد ازدواج با او را داشت، هنگامي كه خانوادهاش را از اين تصميم مطلع كرد، با مخالفت آنها روبهرو شد.
جوان ياسوجي از پدرش خواست تا با فروش گوسفندانش هزينه سفر وي به كشور كره و يافتن سوسانو را تامين كند و زماني كه متوجه شد خانوادهاش حاضر به فروش گوسفندان نيستند، با خوردن قرص اقدام به خودكشي كرد.
به دنبال اين ماجرا، والدين جوان عاشق پيشه او را به بيمارستان منتقل كردند و با تلاش پزشكان، او از مرگ حتمي نجات يافت.
پدر اين جوان در ارتباط با اين موضوع گفت: پسرم تصور ميكرد براحتي ميتواند به كشور كره سفر و با هنرپيشه زن اين سريال ازدواج كند و زماني كه به وي گفتم مبلغ فروش كل گوسفندان كه تمام دارايي من است كمتر از يك ميليون تومان است، او نيز در اقدامي عجيب دست به خودكشي زد و اگر كمي دير به بيمارستان ميرسيد، به طور حتم جان خود را از دست ميداد. آخرين خبرها از وضعيت جسماني جوان ياسوجي حاكي است كه حال وي رو به بهبود است و از مرگ حتمي نجات يافته است.
انواع داماد ![]()
2- داماد مَچَل : سن بین 19 تا 25 سال، ژیگولی، دانشجو، سرباز، رفیق باز، وابسته به پول بابائی، بیکار، آینده دار، توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته، کیس مناسبی برای تور شدن، کم ظرفیت، یکی میزنه یکی میخوره ! ![]()
3- داماد هَچَل : سن بین 25 تا 29 سال، رسیده، حاضر آماده، دارای کار و بار، فارغ التحصیل، با کارت پایان خدمت، دارای شکست های عشقی فراوان، بسیار با تجربه، دم به هر تله ای نمیده، عصا قورت داده، کمی کج و معوج، پر از قرشمه، به کمتر از زتا جونز و جولی رضایت نمیده ! ![]()
4- داماد کَچَل: سن بین 30 تا 40 سال، گرفتار، درگیر، پرکار، پرخور، همچنان پرشور، نقل و نبات، گوله نمک، فوران احساسات، راضی به رضای خدا، دنبال زنان بیوه کم سن وسال، مسئولیت پذیر، در پی رفاه خانواده، دارای کار و بار و خانه، قسمت هرکی بشه مبارکه!! ![]()
دروغگوی حرفه ای
افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
-این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!!
-این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
-یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله .همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .
--یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟
بله قربان همینطوره!!!
با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش (سروان )تماس می گیره.طولی نمی کشه که ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مرد می آد.
سروان:-ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم ؟
مرد:- بله بفرمائید !!
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان:-این ماشین مال کیه؟
مرد:-مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود!
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست !!
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .به من گفتن که یه جسد اون تویه !!
- ایرادی نداره
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اون تو نیست !!!
سروان:- من که سر در نمی آرم .افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!
مرد:- عجب !!! ، شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم.
| اعلام پيدايش ويروس كشنده ديگري شبيه ايدز، و بعدا سکوت! |
|
گزارشهاي منتشره منتهي به 18 آوريل 2005 حكايت از تحقق پيدايش ويروس ديگري شبيه به ايدز در آفريقاي غربي مي کرد كه در يك شهر آنگولا تا آن روز باعث مرگ 210 شده بود. طبق اين گزارشها، اين ويروس نه تنها مانند ايدز از راه انتقال مايعات بدن بيمار، بلكه تماس با پوست او سرايت مي كند و درمان ندارد. اين بيماري ماربورگ (نام شهري در آلمان) ناميده شده بود زيرا در سال 1967 موردي شبيه به آن (تب توام با خونريزي) در آن شهر مشاهده شده بود. همانند ايدز، اين بار هم ميمونها متهم شده بودند كه اين ويروس را به جان انسان انداخته اند!. |
باید تو رو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی
تقدیر بی تقصیر نیست
با این که بی تاب منی
بازم منو خط میزنی
باید تو رو پیدا کنم
تو با خودت هم دشمنی
مطبوعات ايتاليا با اشاره به ابراز نارضايتي همسر نخست وزير ايتاليا از رابطه "سيلويو برلوسكوني " با دختران كم سن و سال نوشتند كه وي قصد دارد از نخست وزير ايتاليا جدا شود.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه "ديليتلگراف " انگليس، "لاريو ورونيكا "، همسر "سيلويو برلوسكوني "، نخست وزير ايتاليا پس از 19 سال زندگي با همسر خود اعلام كرد كه ديگر نميتواند بودن با مردي كه با دختران كم سن و سال و نابالغ رابطه دارد را تحمل كند.
تصميم لاريو براي جدايي از برلوسكوني پس از مرافعه اين دو پس از حضور نخست وزير ايتاليا در مراسم جشن تولد 18 سالگي يك مدل در ديسكويي در نزديك ناپولي صورت ميگيرد.
لاريو گفت كه سيلويو هرگز براي شركت در جشن تولد فرزندان خود زمان نداشته است.
مطبوعات ايتاليايي اعلام كردند كه لاريو 52 ساله با يك وكيل معروف براي طلاق تماس گرفته و گفته است: من مجبور به اين اقدام (طلاق) شدهام، نميخواهم چيز ديگري بگويم.
بر اساس اين گزارش، همسر برلوسكوني همچنين به دوستان خود گفته است كه قصد دارد از همسرش جدا شود.
برلوسكوني 72 ساله نيز روز گذشته در پاسخ به خبرنگاران در شهر ميلان اعتراف كرد كه زندگي او با همسرش دچار مشكل است.
وي گفت: اين يك امر دردناك شخصي است كه بايد خصوصي باقي بماند و صحبت كردن در اين باره براي من صحيح به نظر نميرسد.
روزنامه "لا استامپا " ايتاليا تيتر "خداحافظ، سيلويو " را در صفحه نخست خود چاپ كرد كه در متن آن مطلب آمده بود: كاملا بديهي است كه واژهاي كه به مدت طولاني تا كنون ناگفته مانده بود -طلاق- ديگر در قلب و ذهن ورونيكا يك تابو نيست.
روزنامه "لا ريپابليكا " عنوان گزارش خود در اين زمينه را "تصميم گرفتهام، ميخواهم طلاق بگيرم " انتخاب كرد.
نخست وزير ايتاليا در ميان سران كشورهاي غربي به معاشرت و رابطه با زنان و دختران مشهور است.
وي سال گذشته براي بازگشت به سمت نخست وزيري در ايتاليا همچنين وعده داد كه چهار نفر از 12 عضو كابينه خود را از ميان زنان انتخاب كند.
| از ورود انگليسي ها براي استقرار در آمريكاي شمالي 400 سال گذشت. | |
|
26 آوريل سال 1607 ميلادي سه كشتي انگليسي به رياست كاپيتان كريستوفر نيوپورت با 104 مرد و پسر به آمريكاي شمالي رسيدند و لنگر انداختند و اين محل را به نام پسر ارشد پادشاه انگلستان، دماغه هنري (كيپ هنري) نامگذاري كردند كه اينك جزئي از شهر ساحلي 600 هزار نفري «ويرجينيا بيج» است و از زمان جنگ جهاني اول، دولت آمريكا در همان محل (فرست لندينگ) يك پايگاه نظامي به نام «فورت ستوري» تاسيس كرده است. اين دماغه مدخل خليج «چه ساپيك» را تشكيل مي دهد. اين مهاجران که مسافت انگلستان تا قاره آمريکا را در 144 روز دريانوردي کرده بودند سه روز در کيپ هنري ماندند و يک باريکه آب به نام «لين هيون» را مورد بازديد قراردادند. اين سه كشتي سپس در باريکه جنوبي خليج چه ساپيک (که خودشان نام جيمز ريور بر آن نهاده بودند) به حرکت درآمدند و پس از طي مسافتي معادل چهل مايل در محلي كه به نام پادشاه وقت انگلستان «جيمز تاون» نام نهاده شده فرود آمدند، يك قلعه چوبي ساختند و پايه كشور «ايالات متحده» در آنجا گذارده شد كه اينك 300 ميليون جمعيت دارد كه جز يك ميليون بومي (سرخپوست)، بقيه مهاجر هستند. پيش از ورود انگليسي ها، جمعيت بوميان بالغ بر 20 ميليون نوشته شده است. قبل از اين دسته، يك دسته انگليسي ديگر در جزيره «رونوك» واقع در ساحل كاروليناي شمالي پياده شده بودند كه ديگر اثري از آنان به دست نيامده است. 13 سال بعد هم دسته ديگري از انگليسيها در پليموت ماساچوست مستقر شدند و .... اسپانيايي هاي 115 سال زودتر از انگليسيها وارد قاره آمريكا شده بودند.
| |
|
|
ما گفتیم هوا بهاری میشه آفتاب میاد تو آسمون و روزها آفتابی و آبی میشه ..ولی
این روزها هوا ابره و بارونی...هر چند ابر و بارون بهار رو بیشتر از غم خزون میشه
تحمل کرد........نه؟
ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها و فصل ها و سال ها
میگذرند و ما هم بازیچه دست اوناییم و باهاشون میایم جلو....جلوتر و جلوتر تا این
که میبینیم تا پایان راهی نیست.......هر ثانیه با گذشتمش یه پوزخند تلخ میزنه
و حسابی خوشحاله از اینکه تو رو به سمت پایان نزدیکتر میکنه.....
ایشالا که هیچ پایانی بی موقع نباشه..........
من از پایان می ترسیدم و آغاز کردم
توی این مسیر پر پیچ و خم زندگی با اتفاقات و مسائلی روبرو میشی که شاید
هیچوقت انتظارشو نداشته باشی. باید آماده بود تا در این راه بتونی از خودت دفاع
کنی و به اون چیزی که میخوای برسی...میدونی همیشه از اینکه زندگی اختیار و
عنان کار رو در دست بگیره متنفر بودم....من باید بتونم زندگی رو کنترل کنم و هر جور
خواستم به پیش ببرم و در نهایت تو مقصد اصلی پیاده بشم....خیلی سخته نه؟
هیچوقت از بدیها و بی وفایی ها و اتفاقات بد ناراحت نشو..سعی کن برات بشن
تجربه و در ادامه راه از این تجربیات استفاده کنی.........نه زیاد همه چیز رو جدی بگیر
نه زیاد همه چیز رو آسون.........
زندگی شاد است غمگینش مکن
جملات زیبا و آموزنده
Three things in life that are never certain.
سه چیز در زندگی پایدار نیستند.
-Dreams
رویاها
-Success
موفقیت ها
-Fortune
شانس
Three things in life that,one gone never come back.
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.
-Time
زمان
-Words
کلمات
-Opportunity
موقعیت
Three things in life that can destroy a man/woman.
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند.
-Alcohl
الکل
-Pride
غرور
-Anger
عصبانیت
Three things that make a man/woman
سه چیز انسانها رو می سازند.
-Hard work
کار سخت
-Sincerity
صدق و صفا
-Commitment
تعهد
Three things in life that are most valuable.
سه چیز د زندگی خیلی با ارزش هستند.
-Love
عشق
-Self-confidence
اعتماد به نفس
-Friends
دوستان
Three things in life that may never be lost.
سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند.
-Peace
آرامش
-Hope
امید
-Honesty
صداقت
شقایق
دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مثله مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دوتا نیست
آخه درد من از غریبه ها نیست
یکی خشکیده خون من تو رگهاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق اینجا من خیلی غربیم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
اسیره قفل سنگینه سکوته
دلی که گفتگو بوده همیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو رفتی و پس از تو عاشقی مرد
امروز همش این شعر داریوش رو زمزمه میکردم
از قديم گفتند كه يارو عجب چرچيليه ها
اين چرچيل نه تنها شوخ بوده بلکه آدم بسيار حاضر جوابي هم بوده. و البته چيزي هم که واضحه اين بوده که رابطه خوبي با خانمها نداشته و خيلي مايل بوده توي ذوقشون بزنه.
نانسى آستور (اولين زنى که در تاريخ انگلستان به مجلس عوام بريتانياى کبير راه يافته و اين موفقيت را در پى سختکوشى و جسارتهايش بدست آورده بود) روزى از فرط عصبانيت به وينستون چرچيل (نخست وزير پرآوازه وقت انگلستان ) رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوهتان زهر مىريختم.
چرچيل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقير آميز): من هم اگـر شوهر شما بودم مىخوردمش!
-----------------------------------------------
در مجلس عيش حکومتى، وقتى چرچيل حسابى مست کرده بود؛ يکى ار حضار، که خبرنگار هم بود، از روى حس کنجکاوى حرفه ايش (فضولى براى سوژه تراشى) پيش او رفت که حالا ديگه حسابى پاتيل پاتيل شده بود، و در حالى که چرچيل سرش رو پايين انداخته بود و در عالم مستى چيزهاى نامفهومى زير لب زمزمه مىکرد و مىخنديد؛ گفت: آقاى چرچيل! (چرچيل سرش را بلند نکرد). بلندتر تکرار کرد: آقـاى چرچيل (خبرى از توجه چرچيل نبود)
(در شرايطى که صداش توجه دور و برىها رو جلب کرده بود، براى اينکه بيشتر ضايع نشه بلافاصله سرش رو بالا گرفت و ادامه داد) شما مست هستيد، شما خيلى مست هستيد، شما بى اندازه مست هستيد، شما به طور وحشتناکى مست هستيد!
چرچيل سرش رو بلند کرد در حاليکه چشمهاش سرخ رنگ شده بودن و کشـــدار حرف مىزد) به چشمهاى خبرنگار خيره شد و گفت:
خانم …. (براى حفظ شئونات بخوانيد محترم!) شما زشت هستيد، شما خيلى زشت هستيد، شما بى اندازه زشت هستيد، شما به طور وحشتناکى زشت هستيد! مستى من تا فردا صبح مىپره، مىخوام ببينم تو چه غلطى مىکنى ..!
هزينه عروسى مشهورترين خواننده زن لبنان!

بيروت روز جمعه شاهد يكى از بزرگترين مراسم عروسى است كه عروس آن خانم «هیفا وهبی» خواننده ى مشهور لبنانى مى باشد. در اين جشن دهها سياستمدار و هنرمند شركت مى كنند. وى در روز پنجشنبه با احمد ابو هشيمه كه يك سرمايه گذار مصرى است رسماً عقد كرد وخود را آماده مراسم عروسى روز جمعه كرد.
انتظار مى رود فرودگاه بيروت شاهد ورود حدود 150 هواپيماى خصوصى جهت حضور ميهمانان اين عروسى باشد. دو ستاره امريكايى انستازيا وكارمن الكترا در اين جشن هنرنمايى مى كنند.
براى اين عروسى تاكنون حدود 9 ميليون دلار هزينه شده و احتمال دارد هزينه ها ظرف چند ساعت آينده بالاتر رود.
احتمال حضور ع د خواننده ى معروف عرب كه از دوستان هشيمه مى رود. حضور راغب علامه ديگر خواننده ى معروف عرب نيز قطعى شده است، ليكن ظاهراً وى با حضور نجوا كرم ونوال زغبى وشيرين مشكل دارد.
جهاد قزعور وزير جهانگردى لبنان و تنى چند از مسئولان سياسى شركت مى كنند. از هنرمندانى كه حضورشان قطعى مى نمايد فضل شاكر، وليد توفيق، وائل كفورى، يارا، ملحم زين، عاصى حلانى، مروان خورى، ميريام فارس، صوفيا مريخ، اروا، احلام، اصاله نصرى، صابر رباعى، عبد الله بالخير، ماجد مهندس، نيكول سابا، مايا نصرى، دوللى شاهين، فارس كرم، زين عمر، وسام امير، نانسى عجرم، كارول سماحه.
همچنين تنى چند از كارگردانان، شاعران، چهره هاى مطبوعاتى و افراد سرشناس ديگر حضور مى يابند. حضار اين ميهمانى 300 نفر برآورد شده اند كه 30 تن از آنان مصرى هستند.
خانم هیفا وهبی كه با لباسها و حرکات و نحوه ى آواز خوانى اش بحث هاى داغى را در جهان عرب برانگيخته است، لباس عروسى اش را از Dolce & Gabbana پاريس آورد و به رغم دوستى اش با ايلى صعب طراح لبنانى، اين بار طرح لباس او را نپسنديد. با اين حال شخصاً براى دعوت او به شركت در عروسى اش به دفترش رفت.

هیفا وهبی (متولد ۱۰ مارس ۱۹۷۶ در لبنان) خواننده، مدل و بازیگر لبنانی است که در دنیای عرب با برگزیده شدن در مقام دوم «دختر شایسته لبنان» به شهرت رسید و پس از آن با انتشار آلبوم هو الزمن (وقتشه) خوانندگی را آغاز کرد.
هیفا وهبی از یک پدر لبنانی و مادر مصری، در یک شهر کوچک کشاورزی در جنوب لبنان زاده شد. او با گوش کردن به موسیقیهای جاز و آر اند بی رشد کرد و در سنین بسیار پایین مدل شد و در سن ۱۶ سالگی برندهٔ عنوان «دختر شایسته جنوب لبنان» گردید.
موفقیت بعدی هیفا در سال ۱۹۹۵ با دوم شدن او در مسابقات دختر شایسته کسب شد. اما پس از مدت کوتاهی مشخص شد که او ازدواج کرده و دختری به نام زینب (زازا) دارد، از این رو عنوان او بازپس گرفته شد و کار مدلی خود را ادامه داد.
تصویر او بر روی جلد بیش از ۱۰۰ مجله قرار گرفته است. در سال ۲۰۰۶ او در میان لیست ۵۰ تن از زیباترینهای مجلهٔ people درآمد.
او نخستین آلبوم خود را به نام هوالزمان منتشر ساخت، آلبومی موفق به شکرانهٔ ترانهٔ تکی اقول اهواک (می گم دوست دارم) شد.
آلبوم دوم او بدی أعیش (می خوام زندگی کنم) در سال ۲۰۰۵ منتشر شد و به موفقیتی بالاتر از حد انتظار به دلیل تک آهنگ حیات قلبی رسید که پس از ترور سیاستمدار لبنانی رفیق حریری منتشر شد. آهنگی به همین نام درباره آزادی که از حقوق پایهٔ بشر بر شمرده شدهاست. آهنگ تکی بعدی او معروف ترین آهنگ وی تا حال به انا هیفا (من هیفام) است که آهنگ نوظهور او گردید. در سال ۲۰۰۶ نیز آهنگی به نام بوس الواوا را بیرون داد که آن هم فروش نسبتاً خوبی داشتهاست.
وی در میان جوانان لبنانی همچنان محبوب باقی مانده و در تلویزیون نیز بسیار ظاهر میشود.
نکته جالب در مورد ديدگاه سياسي هيفا وهبي اينکه، وي در مصاحبه ای با خبرگزاری رویترز گفته است که سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان مدافع شرف و مرزهای لبنان می باشد این در حالیست که شبکه المنار تلویزیون حزب الله لبنان هیچ خواننده زنی را نمایش نمی دهد. همچنین درپی درخواست هیفا وهبی برای دیدار با سید حسن نصرالله یک گروه تندرو به نام حماسنا از حزب الله لبنان خواست که هیفا وهبی را به عمل کردن به ارزشهای اسلامی تشویق کند
نتیجهی اخلاقی: وقتی به داروخانه میروید، اول نسخهی خود را نشان بدهید
ضد آب، شنا را دلپذیرتر می کند

این وسیله عجیب و غریب که روی سر این آقا نصب شده است، یک Mp3Player ضد آب جدید است که توسط شرکت Speedo برای شناگرها تولید شده است. از این به بعد در استخر و زیر آب هم می توانید به موسیقی دلخواهتان گوش کنید.
شرکت اسپیدو جزو شناخته شده ترین شرکت هایی است که به تولید تجهیزات حرفه ورزش شنا می پردازد. حالا به این فکر افتاده که تجهیزات جانبی برای ورزش شنا را هم تولید کند. این پخش کننده موسیقی ضد آب هم از همین دست محسوب می شود.
ورزش شنا خود به اندازه کافی لذت بخش هست. و من شخصا ترجیح می دهم در سکوت شنا کنم تا آرامش داشته باشم. اما برای شناگرهای حرفه ای موسیقی در حین شنا کردن می تواند یکی از عوامل موثر در پیشرفت و بالابردن انگیزه برای ورزش باشد. این Mp3Player دوگیگا بایتی به نام کامل Speedo LZR Racer با قیمت 130 دلار، فعلا در ژاپن به فروش می رسد.
از ۶ سالگی با یه عشق با یه تیم زندگی بکنی و توی
غمها و شادیهای تیمت شریک باشی...استقلال چیزی
فراتر از یه تیم برای من و خیلی از آبی دلای دیگست...
استقلال برای ما یه عشقه ....یه عشق آبی
استقلال به زندگی ما آبی دلان پیوند خورده و تا ابد
خواهد خورد....انقدر برای موفقیت استقلال دعا کردیم
و انقدر وقتی برده خوشحال شدیم و وقتی نتیجه نگرفته
ناراحت شدیم و همچنان عاشقیم...عاشق رنگ آبی و
عاشق استقلال
حتی اگه امروز قهرمانی نمیشد باز هم استقلال رو بیش
از قبل دوست داشتیم...این قهرمانی هم که آخر
دراماتیک بود و تا ابد تو یادمون میمونه...و تنها یه نفر این
قهرمانی رو به ما داد....همونی که جای حق نشسته
همونی که خودش از همه بالاتره
این قهرمانی رو مدیون خداییم
استقلال قهرمانیت مبارک
بین همه تیمای دنیا
عشق است استقلال
سرمربي تيم فوتبال استقلال گفت: قهرماني استقلال را به مردم شهيد پرور خوزستان تقديم ميكنم.

امير قلعه نويي پس از قهرماني استقلال در ليگ هشتم در نشست خبري اظهار داشت: خدا را شكر ميكنم كه تيم ما قهرمان شد و اين فصل طاقت فرسا به پايان رسيد. من اين قهرماني را به مردم شهيد پرور خوزستان و روزبه بهرامي هوادار استقلال كه جانش را فداي اين تيم كرد تقديم ميكنم.
وي افزود: مجيد جلالي به من درس مردانگي داد. امروز شاهد يك بازي فيزيكي بوديم ولي كنترل مسابقه دست ما بود. مي توانستيم با اختلاف دو گل در اين ديدار پيروز شويم.
قلعه نويي ادامه داد: مديرعامل پيام به ما دست اخلاق داد و به پيشواز ما در فرودگاه آمد. شب گذشته نيز به آسايشگاه معلولين رفتيم و اين از نظر روحي به ما كمك زيادي كرد.
سرمربي استقلال در مورد اينكه حال كه فولاد 4 گل به ذوب آهن زده فوتبال ايران تميز شده است يا نه گفت: به اين سئوال پاسخ نميدهم.
قلعه نويي در مورد ليگ برتر هشتم تصريح كرد: ليگ بسيار خوبي بود و گل هاي زيادي رد و بدل شد. ما ركورد دار گلزني بعد از بارسلونا هستيم.
قلعه نويي در مورد اينكه چرا استقلال در آسيا موفق نبود گفت: برنامه ريزي عده اي براي ما مشكل ساز شد و باعث شد ما تحت فشار قرار بگيريم و نتوانيم در آسيا موفق شويم.
قلعه نويي در مورد اينكه از ليگ امسال چه درسي گرفته تاكيد كرد: درس گرفتم كه سكوت به انسان كمك ميكند. من قبلا عكس العمل نشان مي دادم ولي واعظ آشتياني به من ياد داد كه اين كار را نكنم.
سرمربي اسبق تيم ملي در مورد اختلاف با دايي گفت: با ايشان هيچ مشكلي نداشتم و فقط به برنامه ريزي هاي اشتباه اعتراض مي كردم. اين برنامه ريزي ها به تيم ما ضربه زد.
سرمربي استقلال در مورد شايعه حضورش در سپاهان و سايپا گفت: به همان امام رضا(ع) كه شب گذشته به زيارتش رفتم قسم ميخورم هيچ صحبت و مذاكره اي با اين دو تيم نداشتم و فقط پيشنهادي از پاختاكور داشتم.
تيم فوتبال استقلال با نتيجه يك بر صفر پيام مشهد را شكست داد و قهرمان هشتمين دوره ليگ برتر شد.

اين ديدار در ورزشگاه ثامن الائمه مشهد و در حضور حدود 35 هزار تماشاگر برگزار شد.
جانواريو در دقيقه 41 براي استقلال گلزني كرد. با اين پيروزي استقلال 66 امتيازي شد و با تفاضل گل بهتر نسبت به ذوب آهن قهرمان ليگ برتر شد. ذوب آهن برابر فولاد با نتيجه 4 بر يك شكست خورد.
عليرضا فغاني داور مسابقه به محمد مطوري، محسن زاهدي و رضا حقيقي، ماتسيمو از پيام و پيروز قرباني و اميد روانخواه؛ عليزاده و كاظمي از استقلال كارت زرد نشان داد. همچنين برگيزر دقيقه 89 از پيام و تقي پور در دقيقه 92 از استقلال اخراج شدند.
ضمن اينكه آرش برهاني در دقيقه 85 يك ضربه پنالتي را براي استقلال از دست داد.
لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.
در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند.
همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!!
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید !
مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!!
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))
مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد:
من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم! وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...!
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید.
در جان عاشق من
میل جدا شدن نیست
خو کرده ی قفس را
شوق رها شدن نیست
من با تمامه جانم
پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم
در پای تو بمیرم
عهدی که با تو بستم
هرگز شکستنی نیست
این عشق تا دم مرگ
از هم گسستنی نیست
طالبان در شمال غرب پاكستان زندگي مردم را محدود كرده و ممنوعيت خروج زنان بدون حجاب طالباني، الزامي بودن ريش براي مردان و حرام بودن استفاده از راديو و تلويزيون را به قانون تبديل كردهاند.

شبه نظاميان طالبان به محض موافقت مشروط دولت پاكستان با واگذاري اداره سوات به آنها، قوانين خود را اجرا كرده و لايحه عدل شريعت را بر مردم آن منطقه اعمال كردند.
پس از گذشت چند روز خواستار راه اندازي دادگاههاي موسوم به شرعي و اجراي اسلام طالبان يا "طالبانيسم " در سراسر بخش " ملا كند " در "دره سوات " شدند و رهبر طالبان سوات نيز نظام پاكستان را كفر و دادگاههاي اين كشور را نيز بتخانه توصيف كرد و دستور داد كه هر فردي از دستورات و قوانين طالبان پيوري نكند، كشته خواهد شد.
در همين راستا " صوفي محمد " رهبر جنبش تحريك دستور داد كه نبايد هيچ زني بدون حجاب طالباني از خانه خود خارج شود و هيچ جواني (مردها) حق ندارد بدون ريش در ميان مردم ظاهر شود.
وي همچنين تأكيد كرد كه طالبان موسيقي را اصلاً حرام ميدانند و در سراسر منطقه استفاده از راديو و ضبط و تلويزيون براي گوش دادن موسيقي ممنوع است.
صبح امروز(چهار شنبه) نيز "رحمان ملك " مشاور وزارت كشور پاكستان فتواي جديد "صوفي محمد " رهبر جنبش تحريك در دره سوات را شديداً مورد انتقاد قرار داد و گفت: چند نفر كم سواد نميتوانند "قانون اساسي پاكستان " را مخالف اسلام توصيف كنند در حاليكه همين قانون اساسي ضامن سلامت كشور و براي همه اقشار مردم اين كشور مورد قبول و محترم است.
وي به صراحت گفت: اگر طالبان طبق " توافقنامه سوات " عمل نكردند دولت مجبور خواهد شد كه اقدام لازم را انجام دهد.
ساير احزاب اسلامي مانند حزب نواز شريف شاخه نواز، جنبش ملي متحده، جماعت اسلامي پاكستان و سازمان دانشجويان اماميه نيز به اقدامات خودسرانه طالبان سوات اعتراض و خواهان رسيدگي فوري به وضعيت غير قابل تحمل مردم در اين مناطق شده اند.
پول مي تونه ....... !!!!
پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو.
Money can buy an amusement, but not happiness
پول میتونه رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.
Money can buy a bed, but not sleep
پول میتونه غذا رو بخره اما نه اشتها رو.
Money can buy a food, but not appetite
پول میتونه دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.
Money can buy a medicine, but not health
پول میتونه وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.
Money can buy cosmetic, but not beauty
پول میتونه خدمتکار بخره اما نه دوست رو.
Money can buy a servant, but not friend
پول میتونه پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو.
Money can buy a position, but not greatness
پول میتونه نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو.
Money can buy a service, but not loyalty
پول میتونه قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو.
Money can buy a power,but not authority
تقدیم به خودش و خدا بدون واسطه:
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمیبین
توی خواب گلای حسرت نمیچینی
دیگه خورشید چهرتو نمیسوزونه
جای سیلیای باد روش نمیمونه
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمیتونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره







