خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس

اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد

از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین
به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی.. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم... شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است.. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است... آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.
الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید... اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.
الله اکبر
محل امضای عمر
خلیفه المسلمین
عمربن الخطاب
پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب
از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و ديگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.
به: عمربن الخطاب ، خلیفه تازی
به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!
شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازی است ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!
مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.
زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ' پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ' را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!
مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟
تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.
خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرار می دهید
شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟
آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟
شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟
افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند .. پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این 'جانوران قسی القلب ' را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.
آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.
من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و به شهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ' خیلی مهیب ' و رفتارت ' بسیار وحشیانه ' می باشد.
محل امضای یزدگرد سوم
شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی


ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۸/۰۵/۰۹
تهران و 409 خودرو شخصي!

درضلع شرقي ميدان توپخانه تهران مقابل ساختمان بانك شاهي انگلستان (كه بعدا بانگ بازرگاني شد) تنها خودرو ديده مي شود

چهارم مرداد سال 1307 خورشيدي، دو ماه و يازده روز پس از اجباري شدن شماره گذاري وسائط نقليه، اعلام شد كه تهران داراي 1589 خودرو است كه تنها 490 دستگاه آن شخصي است. بقيه وسائط نقليه تهران عبارت بودند از گاري و درشكه. ايران از 23 ارديبهشت سال 1307 داراي آيين نامه رانندگي شده است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۱۰
عقيده يك پارسي درباره ثروت،
پس از فوت ثروتمند

سي ام ژوئن 1823 زادروز «دينشاه منكجي Dinshah Manekji» پايه گذار صنايع نساجي هند است. وي كه يك پارسي بود در دوران حكومت قاجارها كه ايران گرفتار فقر و بدبختي بود صندوقي براي كمك به ايرانيان تاسيس كرده بود. دينشاه كه در عين حال از اعضاي هيات قانونگزاري حكومت هند بود و در پنجم ماه مه 1901 درگذشت ثروت خود را وقف تاسيس يك دانشگاه براي زنان، انستيتوي تكنولوژي بمبئي ، بيمارستان، درمانگاه براي حيوانات و ... كرد كه باقي مانده اند و انستيتوي تكنولوژي بمبئي (مومباي) شهرت جهاني دارد. دينشاه كه پدر بزرگ زوجه محمدعلي جناح موسس پاكستان است اين عقيده خود را در جهان ترويج داد كه يك ثروتمند بايد ثروت خود را پس از مرگ وقف خدمات عمومي كند و انتقال همه اين ثروت به فرزندان نوعي محروم كردن جامعه است. فرد متعلق به جامعه خويش است و هرچه را كه دارد از جامعه به دست آورده و بايد بخشي از آن را صرف پيشبرد جامعه كند. پسر دينشاه برغم مخالفت لندن كه حاكم بر هندوستان بود در سال 1932 (1311هجري خورشيدي) به ايران آمد و به دولت وقت پيشنهادهاي متعدد براي صنعتي كردن ايران توسط پارسيان هند كرد ولي تلاش او به جايي نرسيد! كه به صورت يك معما در تاريخ معاصر ايران باقي مانده است. اگر آن پيشنهادها پذيرفته شده بود اينك ايران از نظر صنعت و تكنولوژي در همان مقامي بود كه هند قراردارد زيرا كه «پارسيان» هند را صنعتي كرده اند



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۲۸
خلبان آرژانتيني انتقام گرفت

شفيلد پس ازاصابت موشك

يك جت جنگنده آرژانتيني چهارم ماه مه 1982 به انتقام غرق شدن نبردناو ژنرال بلگرانو، ناوشكن انگليسي شفيلد (عكس بالا) را با پرتاب موشك اكزوست ساخت فرانسه غرق كرد. در اين رويداد 20 تن كشته و 24 نفر ديگر مجروح شدند. بلگرانو توسط يك زيردريايي انگليسي در آبهاي فالكلند غرق شده بود. خلبان جنگنده آرژانتيني داطلب انتقامگيري شده بود كه قهرمان وطن شده است.
     هواپيماهاي آرژانتيني از نوع ميراژ پنج كشتي ديگر انگليسي را غرق كرده بودند. كشتي هاي غرقشده انگليسي عبارتند از: ناوشكن كاونتري، فريگيت آردنت، فريگيت آنتلوپ و دو كشتي حمل و نقل سنگين. جنگ برسر جزاير فالكلند بيستم ژوئن 1982 پايان يافت. ناوشكن كاونتري همان ناوي است كه انگليسيها درجريان گروگانگيري آمريكاييان در تهران به آبهاي خليج فارس فرستاده بودند تا در صورت لزوم به ناوگان آمريكا كمك كند.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۲۷

چه کسی جای چه کسی نشسته؟

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی
دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی
چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۲۳
زادروز کامپيوتر در سال1941 و در آلمان

Konrad Zuse

12 ماه مه سال 1941 (دوران جنگ جهاني دوم) كنراد زوس Konrad Zuse دانشمند آلماني كامپيوتري را كه ساخته بود، خودكار و توان برنامه نگاري داشت در شهر برلين به معرض تماشا گذارد. وي كه در دسامبر 1995 درگذشت و در رياضي ـ فيزيك دكترا داشت در زمان اختراع كامپيوتر (ماشين حسابگر) 31 ساله بود. كنراد زوس نام ماشين اختراعي خود را «زي ـ 3» نام نهاد. كنراد به پژوهشگري ادامه داد و نخستين زبان پروگرام كردن را طراحي كرد و نامش را «پلان كالكول گذارد. وي جزئيات طراحي اين زبان را در سال 1948 منتشر ساخت. زوس كه براي ادامه كار شركتي تشكيل داده بود سپس كامپيوتر تكميل شده خود به نام «زي ـ 4» را ساخت كه نخستين كامپيوتر بازرگاني جهان بشمار مي آيد. شركت زوس سپس با كمپاني هاي انگليسي ـ آمريكايي از جمله آي. بي. ام همكار شد، و.....



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۲۳

باران مهر

روزی که سپاه ایران خود را آماده می ساخت شر یونانی ها را پس از سالها بردگی از روی ایران کم کند باران بسیاری بارید یکی از جادوگران در بین مردم شایعه کرده بود این باران اشک آسمان بخاطر مرگ جوانان ما است و بزودی خبرهای بسیار بدی می رسد . این خبر را به اشک یکم نخستین پادشاه از دودمان اشکانیان دادند او هم خندید و گفت این شاد باش آسمانها به ماست باران مایه رحمت و رویش است نه پیام شوم . سپاه کوچک و پارتیزانی او خیلی زود بخش بزرگی از شمال خراسان را از شر یونان آزاد ساخت و دل ایرانیان میهن را در همه جا گرم نمود اشک های بعدی ایران را به شکل کامل آزاد ساختند .
اندیشمند برجسته کشورمان ارد بزرگ می گوید : باران ، مهر آسمان است نه بغض آن ، همانند آدمیان مهرورزی که می بارند و کینه توزانی که خشک و بی نشانند .
نکته ایی را باید در این جا بنویسم و آن واژه پارتیزان است در کشورمان بسیاری فکر می کنند این واژه مربوط به مبارزین کمونیست اروپای شرقی در 50 سال پیش است حال آنکه این واژه در واقع مربوط به سپاهیان اشک یکم بود چون آنها از خاندان پارت بودند و ارتش منظمی هم نداشتند و به شکلی چریکی به سپاه حمله می کردند به آنها پارتیزان می گفتند پارتیزان ها بسیار تیراندازان باهوشی بودند و با تعداد اندک توانستند به مرور دشمن را از ایران پاکسازی نمایند



ارسال توسط رابین
از ورود انگليسي ها براي استقرار در آمريكاي شمالي 400 سال گذشت.

26 آوريل سال 1607 ميلادي سه كشتي انگليسي به رياست كاپيتان كريستوفر نيوپورت با 104 مرد و پسر به آمريكاي شمالي رسيدند و لنگر انداختند و اين محل را به نام پسر ارشد پادشاه انگلستان، دماغه هنري (كيپ هنري) نامگذاري كردند كه اينك جزئي از شهر ساحلي 600 هزار نفري «ويرجينيا بيج» است و از زمان جنگ جهاني اول، دولت آمريكا در همان محل (فرست لندينگ) يك پايگاه نظامي به نام «فورت ستوري» تاسيس كرده است. اين دماغه مدخل خليج «چه ساپيك» را تشكيل مي دهد. اين مهاجران که مسافت انگلستان تا قاره آمريکا را در 144 روز دريانوردي کرده بودند سه روز در کيپ هنري ماندند و يک باريکه آب به نام «لين هيون» را مورد بازديد قراردادند. اين سه كشتي سپس در باريکه جنوبي خليج چه ساپيک (که خودشان نام جيمز ريور بر آن نهاده بودند) به حرکت درآمدند و پس از طي مسافتي معادل چهل مايل در محلي كه به نام پادشاه وقت انگلستان «جيمز تاون» نام نهاده شده فرود آمدند، يك قلعه چوبي ساختند و پايه كشور «ايالات متحده» در آنجا گذارده شد كه اينك 300 ميليون جمعيت دارد كه جز يك ميليون بومي (سرخپوست)، بقيه مهاجر هستند. پيش از ورود انگليسي ها، جمعيت بوميان بالغ بر 20 ميليون نوشته شده است. قبل از اين دسته، يك دسته انگليسي ديگر در جزيره «رونوك» واقع در ساحل كاروليناي شمالي پياده شده بودند كه ديگر اثري از آنان به دست نيامده است. 13 سال بعد هم دسته ديگري از انگليسيها در پليموت ماساچوست مستقر شدند و .... اسپانيايي هاي 115 سال زودتر از انگليسيها وارد قاره آمريكا شده بودند.
    به مناسبت 400 ساله شدن استقرار انگليسي ها در آمريكاي شمالي، المثناي آن سه كشتي كه در سالهاي اخير ساخته شده است در همان روز و ساعت (ساعت 9 بامداد 26 آوريل 2007) وارد كيپ هنري شدند (عكس زير):

 



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۰۵
شهر گمشده «مايا»
و تمدن درخشان بوميان قاره آمريكا

هرم باستاني مايا در شهر گمشده موييل

دهم فوريه سال 1926 اعلام شد كه شهر باستاني « مايا » ها ( بوميان ــ سرخپوستان ــ قاره آمريكا كه عمدتا در آمريكاي مركزي و جنوب مكزيك امروز زندگي مي كردند) در جنگلهاي يوكاتان كشف شده است . باستانشناسان آمريكايي ضمن مطالعه آثار باستاني كشف شده درشمال مكزيك پي به وجود شهري به نام « موييل ××× » با تمدني درخشان برده بودند و چون آن را نمي يافتند ؛ شهر گمشده مي خواندند.
    در « موييل » يك بناي بزرگ هرمي شكل ، شش معبد و ساختمانهاي متعدد به دست آمد . وضعيت ساختمانها نشان مي داد كه اين شهر مركز معاملات تجاري و داد و ستد ميان جنوب و شمال قاره آمريكا بوده و مايا ها داراي تقويم و كتابت بوده و حسابداري مي دانسته اند. شهر « موييل » از ساحل درياي كاراييب فاصله چنداني ندارد.
    تمدن ماياها مشابه ساير تمدنهاي قاره آمريكا از جمله آزتك ، آندز و آمريكاي شمالي بوده است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۱۲/۲۸
زادروز پلیس تهران

براي پايان يافتن نا امني در تهران كه در سه ماه آخر سال 1291 هجري خورشيدي به چشم مي خورد و از واحد كمكي 380 نفري نیروی ژاندارم هم كاري بر نيامده بود، دولت وقت براي رفع نگراني ساكنان پايتخت و برگزاري آيين هاي نوروزي بدون دلواپسي، 27 اسفند ماه اعلام کرده بود که از 29 اسفند (دو روز بعد) نظميه به سبك اروپا (پليس تهران) با هشت كلانتري (كميسيري) آغاز بكار خواهد كرد و 29 اسفند مقامات دولت در مراسم گشايش كلانتري هاي بهارستان و بازار حضور يافتند. سازمان پليس تهران توسط يك افسر سابق پليس شهر استكهلم سوئد تنظيم و كار پياده كردن اين سازمان هم به او واگذار شده بود. پليس تهران در نخستين روز گشايش داراي 479 پاسبان بود که در آن زمان «آژان» خوانده مي شدند بود و مقرر شده بود که مواجب ماهانه آنان به صورت پول نقد باشد. در آن زمان رسم بود كه اگر در خزانه دولت براي پرداخت مستمري كارمندان پول كافي موجود نبود معادل آن حواله جنس از جمله آجر داده مي شد.    



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۷/۱۲/۲۷
بازگشت جهان به وضعيتي بدتر، تنها با يك گزينش نادرست - انتخاب گورباچف به جانشيني چرننكو

چرننكو

يك روز پس از درگذشت «كنستانتين چرننكو» رهبر 73 ساله شوروي، گردانندگان حزب كمونيست اين كشور يازدهم مارس 1985 «ميخائيل گورباچف» 54 ساله دستيار يوري آندروپوف رهبر اسبق را در جاي او قراردادند و رهبر شوروي _ يکي از دو ابرقدرت جهان کردند. درگذشت سه رهبر سالخورده شوروي ــ برژنف ، آندروپوف و چرننكو ـ به فاصله دو سال و نيم، در انتخاب گورباچف كه مردي ميانسال بود موثر بود، زيرا حزب نمي خواست كه چند ماه بعد باز هم يك مراسم تدفين ديگر برگزار كند، ولي انتخاب گورباچف آغاز پايان عمر اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي، حاكميت حزب كمونيست، و فروپاشي بلوك شرق بود (كه ايجاد اين بلوك به بهاي خون 27 ميليون تن از مردم شوروي تمام شده بود) و طولي نکشيد که بدون سر و صدا، جنگ و بکارگيري سلاح اتمي و موشک؛ نظام و وضعيتي تازه بر جهان حاكم شد كه جز براي اروپاي غربي و نيز كورپوريشن هاي بزرگ آمريكا و سرمايه داران برخي از ممالك، بهتر از گذشته نبوده است و بنابراين، تاريخدانان متفقا انتخاب گورباچف در 11 مارس 1985 را نقطه بازگشتي در تاريخ جهان به شمار آورده اند. «تاريخدانان» فروپاشانيدن كنفدراسيون يوگوسلاوي، بي ثبات كردن افغانستان و پاكستان، اشغال نظامي عراق و استقرار نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس، بي خاصيت كردن اتحاديه عرب و سازمانهاي جهاني ديگر، گسترش اتحاديه اروپا با هدف بستن راه اروپا به روي مسكو، گسترش ناتو و حضور آن در نقاطي جز اروپا و آمريكا با اين منظور كه ژاندارم جهان شود، سنگ اندازي برسر راه ساير ملل كه مي خواهند «قدرت» شوند، گلوباليزاسيون اقتصاد و استثمار مللي كه به فقر كشانده مي شوند و ... را نتيجه همين يك انتصاب غلط (انتصاب گورباچف) مي دانند و مي گويند كه گورباچف تعمد نداشت، اشتباه و سادگي كرد و فرد شايسته و متناسب با مقام، كمتر مرتكب اشتباه مي شود كه توجه به اين نكته درسي است بزرگ براي همه ملل.
    گورباچف تصور مي كرد كه اگر كمي دريچه را به روي باد - آن چه كه در غرب آزادي سياسي گويند باز كند و اولويت را به جاي تقويت بنيه نظامي و اهميت ارتش، (طبق توصيه مستشاراني که غرب به او معرفي کرده بود) به «اقتصاد» بدهد چهره شوروي دفعتا! تغيير خواهد كرد. بنابراين، در نخستين نطق خود از «تغيير» سخن به ميان آورد.
    دو روز بعد از انتصاب، گورباچف پس از شركت در مراسم تدفين چرننكو با جورج بوش معاون ريگن رئيس جمهوري وقت آمريكا كه به همين منظور به مسكو آمده بود ملاقات كرد و ضمن مذاكره اي طولاني با او پيام ريگن را كه پيشنهاد ملاقات داده بود دريافت كرد. در پايان اين ديدار اعلام شد كه طرفين خواهان تشنج زدايي و قطع مسابقات تسليحاتي هستند.
    گورباچف كه به نظر قريب به اتفاق مفسران - مردي زودباور بود، شايستگي رهبري کشور پهناوري چون شوروي را نداشت و در كار سياست سادگي مي كرد بعدا در ملاقاتهاي متعدد با سران آمريكا (که برنامه آنها با دقت تمام در واشنگتن تهيه شده بود) حضوريافت، وعده هاي فراوان شنيد و به راهي گام گذارد که همه چيز را برباد داد و مهمتر از همه، آرزوهاي مردمي که به سوسياليسم و تامين برابري و شادماني بشر چشم اميد دوخته بودند.



ارسال توسط رابین
ازدواج وكالتي ناپلئون با شاهزاذه خانم اتريشي

ناپلئون بناپارت امپراتور انتخابي فرانسه پس از طلاق گفتن ژوزفين در سناي اين كشور و علي رغم مخالفت پاپ ، از شاهزاده خانم اتريشي « ماري لوئيز » خواستگاري كرد ولي به پدر او امپراتور اتريش اطلاع داد كه براي آمدن به وين وقت ندارد و عقد نكاج به صورت وكالت بايد انجام شود و عروس به فرانسه اعزام گردد و دراينجا مراسم كليسايي آن بر گزار گردد.
    امپراتور اتريش چاره اي جز قبول پيشنهاد نداشت و عقد نكاح وكالتي 11 مارس سال 1810 در كاخ سلطنتي وين انجام گرفت و عروس و همراهان روانه پاريس شدند و روز اول آوريل به محض ورود آنان به پاريس مراسم مذهبي عقد انجام گرفت ، ولي از ترس پاپ هر كشيشي حاضر به اجراي مراسم نبود . بسياري از كشيشها تمارض كرده بودند و يا به مرخصي رفته بودند. ماري لوئيز مادر تنها فرزند ناپلئون است



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۷/۱۲/۰۹
قرارداد تركمن چاي و روزي كه ايران بخش ديگري از خاك اصلي خود را از دست داد

پس از چند روز مذاكره، با ميانجگيري انگلستان! ــ رقيب استعماري روسيه در فلات ايران ــ 22 فوريه 1828 در روستاي تركمن چاي قرارداد ترك مخاصمه ايران و روسيه به امضاء رسيد كه بر پايه آن، وطن ما قسمتهاي ديگري از قلمرو خود (بخشهاي اصلي) را از دست داد و رود ارس مرز ايران و روسيه تعيين شد.
     طبق اين قرارداد كه مورخان ايراني بر آن صفت «ننگين» را اضافه كرده اند، نخجوان و ايروان را هم از ايران جدا كردند. ارتش ايران با همه ضعف آموزش و تجهيزات از ايروان جانانه دفاع كرده بود. از زمان تاسيس كشور ايران تا آن روز، قفقاز جنوبي (اران) گوشه اي از خاك اصلي ايران بود.
     جنگ دوم ايران و روسيه از سال 1825 آغاز شده و سه سال طول كشيده بود. نخستين جنگ ايران و روسيه با قرار گلستان در 1813 پايان يافته بود. اين دو جنگ ضعف نظامي ــ اداري، نا آگاهي رجال وقت و مديران كشور از ديپلماسي اروپايي، بي خبري از تحولات جهان و رويدادهاي روز و ناتوان بودن از تحليل آنها و نيز ضعف روانشناسي، بي خيالي و خودخواهي و داشتن مشغله وقتگير و فرصت سوز از جمله بسر بردن در حرمسراها و دشمني كردن و رقابت شخصي با يكديگر را آشگار ساخت و تهران را به ميدان رقابت اروپائيان مبدل كرد.
     همه تلاش انگلستان اين بود كه روسها در ايران نفودي بيش از خودشان به دست نياورند و افغانستان، حائل ميان متصرفات دو قدرت (انگلستان و روسيه) باشد.
     قراردادهاي گلستان و تركمن چاي و قرارداد تخليه هرات نتيجه سوء حكومت 131 ساله قاجارها بر ايران بشمار مي رود. هراتي ها و تاجيكها پس از سقوط دولت ساسانيان به خود عنوان پارسي بان (پارسي وان) داده و به پاسداري از زبان فارسي و فرهنگ و تمدن ايراني پرداخته بودند. دهم فوريه 2008 بي بي سي از خود هارون نجفي زاده از مزار شريف گزارشي مفصل تحت عنوان «مجازات براي بكارگيري زبان فارسي (در افغانستان)» منتشر كرده بود كه نشان مي داد مقامات دولت كابل چند خبرنويس و مسئول خبر در منطقه بلخ كه واژه هاي پارسي دانشگاه، دانشكده و دانشجو را بكار برده بودند توبيخ كرده اند كه عملي تاسف آور است.
     رويدادها و تحولات قرن 20 به ويژه انحلال امپراتوري روسيه (يك طرف قرارداد) و بعدا اتحاد شوروي و نيز فتنه طالبان و جنگ داخلي افغانها فرصت هاي مغتنم و متعدد به دست تهران داد تا قراردادهاي گلستان، تركمن چاي، هرات و ... را كه طبق عرف تاريخ، تحميلات نظامي بشمار مي روند و قابل اعراض و اعتراض هستند ـ دست كم روي كاغذ ـ ابطال و كان لم يكن اعلام كند كه چنين نشد و اوايل انقلاب و آن هم به دلايلي تنها قرارداد سال 1921 ايران و روسيه شوروي به طور يكجانبه لغو شد!.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۱۲/۰۳
اختراع و ثبت گرامافون

اديسون

توماس اديسون دراين روز از سال 1878 اختراع خود گرامافون (فنوگرافPhonograph) را به ثبت داد. اديسون كه در ميشيگان آمريكا به دنيا آمده بود و هلندي تبار بود درجواني در كار تلگراف مشغول بود. وي اختراعات متعدد ديگر دارد ازجمله ساخت لامپ برق. واژه فنوگراف از دو ريشه يوناني به معناي «صدانگار» ساخته شده است. انگليسي ها عمدتا به جاي فنوگراف از واژه گرامافون Gramophone براي ناميدن اين دستگاه كه در ايران «جعبه ساز» گفته مي شد و صفحه صدا (موسيقي) پخش مي كرد استفاده مي كنند. گرامافون (Record player) تا دهه 1980 به مدت 110 سال مورد استفاده بود.
    

گرامافون اختراع اديسون


ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۱۲/۰۱
باز گشودن تابوت فرعون « توتانخامن»
 33 قرن پس از مرگ او

16 فوريه سال 1924 نزديك به دو سال پس از اين كه مصر شناسان موفق به يافتن محل دفن« توتانخامن » فرعون خردسال مصر شده بودند كه 1337 سال پيش از ميلاد مرده بود تابوت او را كاملا باز كردند و به جسد موميايي شده اش رسيدند. معاينه استخوانهاي توتانخامون ثابت كرد كه وي هنگام مرگ بيش از 15 سال نداشت . وي در دره فراعنه در نزديكي لوكسور مدفون شده بود. تابوت او در مركز چند اطاق داخل هم قرارداده شده بود . در اطاقهاي ديگر اشيائي كه در طول حيات با انها سر و كار داشت از جمله دو ارابه قرار داده شده بود. ظروف و ابزار هاي متعدد طلا و نقره و علامت سلطنت بر مصر عليا و سفلي نيز در انجا يافت شد. بر ديوار اطاقها مطالب متعدد نوشته شده بود. البسه و ظروف حاكي از تمدن پيشرفته آن زمان بوده است. عكس بالا ، دكتر كارتر مصر شناس انگليسي را در حال مشاهده جسد موميايي شده توتانخامن در فوريه 1924 نشان مي دهد



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۷/۱۱/۲۸
صد ها مجرم انگليسي به عنوان نخستين مهاجران اروپايي به استراليا منتقل شدند و اين شبه قاره از پيش مسكون را به تملك انگلستان در آوردند!!

 در فوريه سال 1788 نخستين گروه مهاجران انگليسي كه وارد استراليا شده بودند محل پياده شدنشان را كه شهر سيدني نام دارد براي اقامت دائمي خود انتخاب كردند . آنان 26 ژانويه ( سه هفته پيش از اين ) با شش كشتي در يك پيشرفتگي كوچك اقيانوس آرام جنوبي در خشكي پياده شده بودند . بوميان استراليا از آنان با فريادهاي «وارا ــ وارا » يعني برويد گم شويد استقبال كردند ، ولي مهاجرين تفنگ داشتند و كاري از بوميان براي بيرون راندشان ساخته نبود و بعدا اين بوميان بودند كه اراضي و جان خود را به مهاجران باختند.
    مهاجران تازه 730 مجرم محكوم بودند كه از زندانها انگلستان به استراليا منتقل شده بودند و 160 تن از آنان را زنان تشكيل مي دادند. بيشتر اين مجرمان به بيماري مقاربتي وامراض ديگر از جمله آبله مبتلا بودند .
    محل استقرار اين انگليسي ها را كاپيتان «جان هانتر» معاون فرمانده كشتي ها يافته بود كه يك پيشرفتگي 1600 متر در 800 متر آب در خشكي بود و منظره زيبايي داشت .
    آرتور فيليپ فرمانده مهاجران ، پيش از استقرار در اين نقطه مجبور شده بود دوكشتي فرانسوي را كه در آن نزديكي سرگرم اكتشافات بودند با شليك توپ دور سازد .
    پس از استقرار مجرمان محكوم در سيدني، پرچم انگلستان بالا رفت و اين سرزمين شبه قاره به همين آساني به تملك انگلستان در آمد و.... تاريخ كوتاه مهاجرت انگليسي ها به استراليا پر است از بدرفتاري غير انساني و قتل و نابودي بوميان اين سرزمين كه بازگو كردنش دلخراش است و ....

    

تصوير ورود انگليسي ها به خليج كوچك سيدني در استراليا در1788 ميلادي


ارسال توسط رابین
 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۱۱/۰۵
روزي كه ملكه ويكتوريا درگذشت

Victoria

ويكتوريا، ملكه انگلستان 22 ژانويه 1901 در 82 سالگي درگذشت و با مرگ او يك دوره تاريخي اين كشور پايان گرفت. در پي درگذشت ويكتوريا، پسرش ادوارد هفتم برجاي او نشست و از 22 ژانويه 1901 پادشاه انگلستان شد.
     ويكتوريا از سال 1837 بر انگلستان سلطنت كرده بود. در زمان او بود كه گفته شد آفتاب بر پرچم انگلستان ــ به دليل كثرت مستعمرات در گوشه و کنار جهان ــ غروب نمي كند. در زمان وي بود كه واژه «امپراتور هند» را برعنوان پادشاه انگلستان اضافه كرد. مردم مستعمرات (به ظن خود) گمان مي كردند كه اين ويكتورياست كه حكومت مي كند، زيرا از نظام حكومت پارلماني انگلستان بي اطلاع بودند.
    شوهر ملكه ويكتوريا در دهه 1860 در گذشته بود و او چهار دهه در مرگ شوهر عزا دار بود.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۷/۱۰/۲۷
وقتي كه از قانون كاري ساخته نباشد ...

Sara Jane Moore

«سارا جين مورSara Jane Moore» چهل و دو ساله و مادر چهار فرزند كه قصد ترور جرالد فورد رئيس جمهور وقت آمريكا را كرده بود 15 ژانويه 1976 به اين جرم به حبس ابد محكوم شد. وي در دادگاه به عمل خود اعتراف كرده و گفته بود: «وقتي كه از قانون كاري ساخته نباشد، بايد از تفنگ استفاده كرد.». وي كه قبلا پرستار بيمارستان بود در 42 سالگي به صف ناراضيان آمريكايي پيوسته بود و در سپتامبر 1975 هنگامي كه فورد در شهر سانفرانسيسكو از هتل اقامتش بيرون آمده بود تپانچه خود را به سوي او نشانه رفته بود كه يك رهگذر زير دستش زده بود، گلوله به خطا رفتة بود و فورد نجات يافته بود.
    در آن زمان، رسانه هاي آمريكا گزارش كرده بودند كه «سارا» قبلا پنج بار شوهر كرده بود ولي در هيچيك از آنها موفق نبود. وي همچنين در تحصيل و كار شكست خورده و تحصيل در دانشكده پرستاري را ناتمام گذارده بود. به ادعاي اين رسانه ها، سارا مدتي هم «خبرچين» اف بي آي شده بود و در اين ماموريت با ناراضيان آشنا شده و به صف آنان پيوسته بود.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۷

در گذشت جهان پهلوان تختي

17 دي 1346 - جهان پهلوان تختي قهرمان ورزش كشتي ايران به طرزي مشكوك درگذشت. تختي درخانواده‎اي تهيدست درتهران متولد شد. او دريايي ازپاكي و صداقت بود. دلاوري بي‎باك كه قلبي رئوف و مالامال ازعشق مردم درسينه ستبرخود داشت. همه اين ويژگيها او را به پهلوان شكست ناپذيرو محبوب دلها مبدّل كرده بود. تختي درزندگي‎اش بيش ازقهرماني به پهلواني و خلق و خوي انساني اهميت مي‎داد. تختي دردوران قهرماني خود با كسب 9مدال طلا و نقره جهاني و بازيهاي المپيك ورزشكارايراني است كه بيشترين طلاهاي عرصه‎هاي بين المللي را براي ايران به ارمغان آورده است اما هرگز فروتني و تواضع خود را ازدست نداد و همواره ساده زندگي كرد. جهان پهلوان تختي با فتح حماسي خود دربازيهاي المپيك ملبورن درسال1956ميلادي مدال طلا برگردن آويخت و با فرستادن نماينده‎هاي شوروي سابق و اِمريكا به رده‎هاي دوم و سوم اعتباربيشتري براي كشتي ايران فراهم كرد. تختي پهلوان ايران كه درمقابل ظلم سرفرود نياورد سرانجام با دسيسه‎هاي عمال رژيم پهلوي به قتل رسيد و مرگ او رياكارانه خودكشي قلمداد شد اما مردم خودكشي تختي را باورنكردند.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۷

پديده كشف حجاب

در 12 خـرداد 1313، رضـاخـان عـازم تـركـيـه شـد آن زمـان مـصـطـفـى كـمال آتاتورك بنيانگذار رژيم لائيك ، بر آن كشور حكومت مى كرد، تركيه در آن زمان از نظر مـعـيـارهـاى غـربـى پـيـشـرفتهاى چشمگيرى كرده بود. رضاخان پس از بازگشت بى درنگ به تغيير اوضاع ايران در همه امور، به ويژه در زمينه فرهنگى پرداخت .
در بهمن 1313، كه دانشگاه تهران افتتاح گرديد، به دختران دستور دادند (بدون حجاب ) به تـحـصـيـل مـشـغـول شـوند تا در آينده اى نه چندان دور پيشتاز نهضت كشف حجاب گردند. البته تاءسيس ‍ دانشسراهاى عالى و مقدماتى كه از سال 1312 آغاز شده و رضاخان در 17 دى 1314 طـى جـشـن فـارغ التـحصيلى دختران بى حجاب دانشسراهاى مقدماتى ، كشف حجاب را رسما اعلام كـرد ايـن اقدامات با برگزارى مراسم و آيين هاى عمومى مختلط ادامه يافت و در خرداد 1314 مؤ سسه پيشاهنگى دختران تاءسيس گرديد كه با اجراى صدها برنامه ضد اخلاقى و انحرافى ، گام مهم و مؤ ثر در منزلت زنان و دختران برداشت .
رضاخان پس از بازگشت از تركيه مى گويد:
((كـوشـش مـن ايـن اسـت كـه ايـرانـيـان را در طـريـق تـرقـى و قـبـول تـمـدن جـديـد (غـربـزدگـى ) وارد كـنـم . امـا مردم متاءسفانه حاضر نيستند خود را براى زندگى عصر جديد حاضر نمايند.))
شـش مـاه پـس از واقعه مسجد گوهرشاد، رضاخان با بى اعتنايى به مخالفت علما و مردم مسلمان روز 17 دى 1314، قانون كشف حجاب زنان را بطور آشكار و رسمى اعلام كرد و خود به اتفاق هـمـسـر و دخترانش (اشرف و شمس ) كه بدون حجاب بودند در جشن فارغ التحصيلى دانشسراى مـقـدمـاتـى كـه بـه ابـتـكـار عـلى اصـغـر حـكـمـت وزيـر مـعـارف و فـرامـاسـونـر تـشـكـيـل گـرديـد شركت كرد و سخنانى ايراد كرد كه آغازگر يك دوره سياه براى زنان ايران بود.
مـاءمـوران رضـاخـان در اجـراى ايـن قـانـون ، بـا تـمـام قوت و قدرت ، شب و روز در كوچه ها و خيابان ها گشت مى زدند و هر جا زن با حجابى را مى يافتيد با خشونت با او رفتار مى كردند.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۰۹/۲۳
شبيخون ژاپني ها به پرل هابر
و ورود آمريكا به جنگ

نبرد ناو سنگين آريزونا در شبيخون
پرل هابور درحال غرق شدن

بامداد هفتم دسامبر سال 1941 نيروي دريايي امپراتوري ژاپن به پايگاه ناوگان امريكا در اقيانوس آرام ــ پرل هاربور ــ واقع در مجمع الجزاير هاوايي شبيخون زد . هواپيماهاي يك ناو هواپيمابر ژاپني كه در فاصله 374 مايلي(580 كيلومتري ) پايگاه لنگر انداخته بود در دو موج در ساعت 7 و 53 دقيقه و 8 و 55 دقيقه بامداد به اين پايگاه حمله بردند . اين حملات تا ظهر طول كشيد و ضمن آن 2 هزار و 403 تن كشته ، 188 هواپيما منهدم و هشت ناو جنگي غرق شد ويا آسيب ديد. از جمله دو ناو سنگين آريزونا و اكلاهما غرق شدند . اين خبر ظهر آن روز به اطلاع روزولت رئيس جمهوري رسيد و روز بعد از كنگره اجازه دادن اعلان جنگ گرفت و از همان روز آمريكا وارد جنگ جهاني دوم شد كه تا سال 1945 طول كشيد.
    ژاپني ها همزمان به پايگاههاي انگلستان در خاور دور حمله برده بودند. چرچيل از ورود آمريكا به جنگ خرسند شد زيرا كه پس تسليم شدن فرانسه ، در برابر آلمان تنها مانده بود.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۱۳
اعدام «جان براون» كه برده داري را يك گناه مي دانست

جان براون

دوم دسامبر سال 1859 ميلادي «جان براون» مردي كه عمل برده داري مهاجرا اروپايي آمريكا را « گناه مطلق » و يك اقدام غير بشري اعلام كرده بود و برضد برده داري دست به اقدام مسلحانه زده بود در « چارلز تاون » واقع در 90 كيلومتري شمال غربي شهر واشنكتن به دار آويخته شد.
     جان براون كه در الهيات تحصيل كرده بود چون از راه مسالمت آميز ( نطق و نوشته ) نتوانست به الغاء بردگي برسد تصميم به اقدام مسلحانه گرفت و دست به مسلح كردن پيروانش از جمله 13 پسر خود زد. وي گمان مي كرد كه قيام مسلحانه او سبب خواهد شد كه بردگان سياه به او به پيوندند و بر توان نظامي او بيافزايند و داد خود از سفيد پوستان بستانند.
     با اين انديشه ، جان براون به يك انبار اسلحه ارتش آمريكا در منطقه « هارپر فري » حمله برد و آنجا را متصرف شد تا سلاحهاي موجود در انبار را در اختيار سياهپوستان بگذارد ، ولي برخلاف تصور او، سياهپوستان به كمكش نشتافتند و وي از نيروي اعزامي آمريكا شكست خورد و دستگير شد .« هارپر فري » كه براون به آنجا حمله مسلحانه برد تا شهر واشنگتن فاصله اي چندان زياد ندارد.
     براون در طول محاكمه تنها اين جملات را در دفاع خود بيان مي كرد :
     من به خاطر رضاي خدا و آرامش وجدان دست به اين اقدام زدم و كوشش در راه نجات انسانها را جرم نمي دانم.
     طولي نكشيد كه همين افكار براون كمك كرد كه آبراهام لينكلن اعلاميه الغاء بردگي را صادر كند. اقدام براون و اظهارات او شديدا آمريكاييان ساكن ايالات شمالي را تحت تاثير قرار داده بود به گونه اي كه به پشتيباني از عمل لينكلن بپاخاستند و براي تحقق لغو بردگي دست به جنگ زدند. « تاريخ » از جان براون به عنوان مردي بزرگ نام برده و بپاخيزي او را سرآغاز فصل آزادي بردگان سياه و تامين حقوق مدني انسانها قرار داده و گور او يكي از نقاط مورد علاقه و بازديد روشنفكران و مصلحان جهان و توريستها شده است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۷/۰۹/۰۸
روزي که رضا شاه پرونده نفت را در بخاري انداخت!

رضا شاه

ششم آذر ماه 1311 (27 نوامبر سال 1932) در پي به نتيجه نرسيدن مذاکرات ايران و انگلستان بر سر نفت، رضا شاه پرونده نفت را در بخاري افکند و سوزاند. اين پرونده مربوط به امتيازي بود که دولت قاجارها به «دارسي» داده بود. مردمي که از بازي هاي پشت پرده بي خبر بودند در پي انتشار خبر سوزانده شدن پرونده استعماري نفت به خيابانها ريختند و شادي کردند که به نوشته پاره اي از مورخان اين شادماني جزيي از برنامه اي بود که از پيش تنظيم شده بود تا انگليسي ها قرارداد «دارسي» را که تنها نيمي از زمان اعتبار آن باقي مانده بود تجديد کنند و منطقه قرارداد را وسعت دهند. در ميهندوستي رضا شاه كه از ميان مردم معمولي برخاسته بود و علاقه مندي اش به پيشرفت كشور ترديدي نيست ولي او احتمالا به دليل تحصيلات كم، با همان رجال عهد قاجارها و همان مهره هايي كه در دستش قرار داده بودند بازي مي كرد كه وابستگي داشتند و صداقتشان مورد ترديد است. اين وضعيت پس از جنگ جهاني دوم هم در وطن ما ادامه داشت!.
     چهار روز بعد وزير دارايي گزارش شکست مذاکرات را به مجلس داد و مجلس همان روز لغو قرارداد «دارسي» را تصويب کرد که دو روز بعد دولت انگلستان ضمن اعتراض به لغو قرارداد، درخواست تجديد نظر در اين اقدام را کرد که به نوشته بعضي از مورخان اجراي پرده دوم اين نمايشنامه بود كه به تمديد قرارداد انجاميد، همان قراردادي كه با قيامهاي ملي به رهبري دكتر مصدق در اواخر سال 1929 لغو و نفت ايران، ملي شد.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۲۶

مشاغل قدیم در طهران:

 

Best Iranian Group | Tehroon-Online

 

مغازه عطاری در تهران قدیم

 

Best Iranian Group | Tehroon-Online

 

نان فروشی (سنگك) در اواخر دوره قاجاریه

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب...
ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۲۲
لحظه پايان جنگ جهاني اول - تغيير نقشه هاي جغرافيايي و همچنين شرايط

ساعت يازده بامداد روز 11 نوامبر (ماه يازدهم در تقويم ميلادي) سال 1918 با امضاي قرارداد ترك مخاصمه، جنگ جهاني اول كه بيش از پنج ميليون و پانصد هزار نظامي و شش ميليون غير نظامي كشته داشت پايان يافت و آتش تفنگها خاموش شد. ولي همه گيري آنفلوآنزاي متعاقب آن كه سربازان بازگشتي از جبهه ها ويروس آن را باخود به شهرهايشان برده بودند بيش از 20 ميليون انسان را از ميان برد.
    دليل كم بودن تلفات جنگ جهاني اول نسبت به جنگ جهاني دوم، پيشرفته نبودن جنگ افزارها و ضعف قدرت تخريبي آنها بود. جنگ جهاني اول را مورخان «جنگ اروپاييان»، «جنگ بزرگ» و ... عنوان داده اند. اين جنگ نقشه جغرافيايي خاورميانه و اروپاي مركزي و جنوبي را تغيير داد و به عمر دو امپراتوري قديمي اتريش و عثماني پايان بخشيد و امپراتوري روسيه را به صورت كشور شورا ها در آورد.
    انگلستان و فرانسه با اين كه موفق به خلاص كردن خود از دست قدرت در حال طلوع آلمان شده بودند و سرزمين هاي بيشتري را بر قلمروهاي خود اضافه كرده بودند مجبور به تغيير سياست خود شدند، زيرا كه جهان شرايط تازه اي پيدا كرده بود و قدرتمداران در عين حال با يك قدرت ايدئولوژيك (روسيه) هم در صحنه جهان رو به رو شده بودند كه قبلا سابقه نداشت. به علاوه، در آمريكا نيروهايي پا به عرصه گذارده بودند كه نمي خواستند اين كشور به انزواي طولاني خود ادامه دهد. جنگ جهاني اول تجربه قدرت براي آمريكا بود كه وارد صحنه سياسي جهان شود.
    دوقدرت اروپايي بازمانده از جنگ جهاني اول پس از سر برآوردن از زير خرابه هاي آن خود را در اروپا با ايتالياي تازه اي رو به رو مي ديدند كه از شر اتريش خلاص شده بود و سهم خواهي مي كرد و شرايط خاور دور دور با جمهوري شدن چين و قدرت گرفتن ژاپن تغيير يافته بود و در بسياري از نقاط جهان احساسات ناسيوناليستي كه طبيعت ضد سلطه دارد در حال بيدار شدن بود.
    از ميان تلفات نظاميان، سهم آلمان يك ميليون و هفتصد هزار، فرانسه يك ميليون وسيصد هزار و انگلستان 900 هزاربود.
    جنگ جهاني اول كه نتيجه رقابتهاي استعماري قدرتهاي اروپايي بود؛ ملي گرايي افراطي را در اروپا به دنيا آورد كه نتيجه اش جنگ جهاني دوم بود. در قراردادهاي پايان جنگ جهاني اول به ملت المان اجحاف شد و همين اجحاف و تحميلات ديگر باعث ظهور هيتلر و ملي گرايي افراطي الماني ها شد.
    از نتايج جنگ جهاني اول، يكي هم افزايش حضور زنان در ادارات و كارگاهها بود كه پديده تازه اي شد. به سبب اعزام مردها به جبهه هاي جنگ، راه براي ورود زنان به مشاغل مردانه باز شد كه پس از آن به صوت يک امر عادي آمد. عراق، اردن و لبنان از ساخت هاي بعد از جنگ جهاني اول و از نتايج آن بوده اند.
    خونين ترين صحنه هاي جنگ حهاني اول، نبرد «وردن» بود كه ضمن آن يك ميليون تن كشته شدند.

يكي از آخرين صحنه ها جنگ جهاني اول در اروپا ـ اين عكس 23 اكتبر (18 روز پيش از ترك مخاصمه) گرفته شده بود
 


ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۷/۰۸/۱۷

آثاري از فردي كه قرن‌ها پيش در جزيره‌اي در منطقه پاسيفيك زندگي

مي‌كرد، به دست آمد.

به گزارش ايسنا، باستان‌شناسان با كشف آثاري در جزيره‌اي در منطقه

پاسيفيك به شواهدي از زندگي يك دريانورد به نام الكساندر سلكيرك

دست يافتند كه احتمالا زندگي او در صدها سال پيش، الهام‌بخش دانيل

دوفو در خلق رمان "رابينسون كروزوئه" بوده است.

بنا بر يافته‌هاي باستان‌شناسان، "سلكيرك" از سال 1704 ميلادي به‌ مدت

چهار سال در جزيره‌اي در سواحل درياي پاسيفيك كه با اين كشف تاريخي،

جزيره رابينسون كروزوئه ناميده شده، زندگي مي‌كرده است.

باستان‌شناسان تاكنون موفق بكشف يك پرگار مخصوص دريانوردان شده‌اند

كه آن را مدركي محكم بر حضور سلكيرك در اين جزيره مي‌توان دانست.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

علاوه بر پرگار، در اين جزيره، بقايايي دو پناهگاه كه كنار جريان آب گرم قرار داشتند

و از آنجا به ‌راحتي ساحل را براي عبور كشتي‌ها مي‌توان ديد، كشف شده‌اند. "ديويد كالدول"،

از موزه ملي اسكاتلند كه هدايت اين پروژه را بر عهده دارد، اظهار اميدواري كرد كه جزيره ياد شده

با توجه به سابقه تاريخي ارزشمندش به جاذبه‌ گردشگري تبديل شود.

بر پايه يافته‌هاي محققان، الكساندر سلكيرك در سال 1676 ميلادي در يكي از شهرهاي كوچك

ساحلي اسكاتلند به نام فيف به‌ دنيا آمد. او پسر يك كفاش بود، ولي به‌ دليل علاقه‌اي كه به

دريانوردي داشت، از جواني به دريانوردي پرداخت تا اين ‌كه در سال 1704 ميلادي، پس از غرق

شدن كشتي‌اش، چهار سال از عمر خود را در جزيره رابينسون كروزوئه گذراند. داستان رابينسون

 كروزوئه در سال 1719 ميلادي منتشر شد و با گذشت قرن‌ها از انتشار آن، از آن به‌ عنوان يكي

 از قديمي‌ترين داستان‌هاي حادثه‌اي ادبيات انگليسي نام برده مي‌شود.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۴
نام امير كبير برسد كرج

امير کبير

بالاخره سوم آبان سال 1340 (25 اكتبر 1961) نام دولتمرد بزرگ و ايراندوست، امير كبير (ميرزا تقي خان)، بر سد كرج گذارده شد.
     يكي از برنامه هاي امير كبير، انتقال آب رودخانه كرج به تهران بود كه با ساختن اين سد تحقق يافته است. امير كبير 154 سال پيش از اين تاريخ (سال 1851 ميلادي مطابق 1230 خورشيدي) ناجوانمردانه به دستور ناصرالدين شاه مقتول شده بود. وي آرزوهاي فراوان براي ايران داشت، دارالفنون را بنا نهاد و نخستين روزنامه منظم الانتشار ايران ــ وقايع اتفاقيه ــ را در سال 1850 ميلادي داير كرد و ....



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۱
زادروز نادر شاه سردار بزرگ مشرق زمين

نادرشاه

22 اکتبر زادروز نادر شاه افشار سردار بزرگ ايران است که در سال 1688 ميلادی در دستگرد خراسان به دنيا آمد و 59 سال عمر کرد و مرزهای ايران را در شمال و شمال غربي، جنوب و شرق به حد زمان ساسانيان رسانيد و در شمال غربی و غرب عثمانی را از قفقاز و همه سرزمين های ارمنی نشين بيرون راند و شهرهاي کربلا و نجف را متصرف شد. وی همچنين به تصرف دهلی موفق شد و با فراری دادن روسها مرزهای ايران در داغستان را تثبيت کرد. مورخان نظامی نادر را آخرين سردار بزرگ مشرق زمين خوانده اند. وی در نوجوانی با مادرش به اسارت ازبکها که به خراسان دستبرد زده بودند درآمد ولی پس از رسيدن به سن بلوغ و نيز درگذشت مادرش، از اين اسارت فرار کرد و به ايل افشار پناهنده شد و به همين سبب وی را نادر شاه افشار نوشته اند، حال آن که در اصل، از تبار افشارها نبود. نادر دهم ژوئن 1747 در جريان کودتای افسران ناراضی خود در اردوگاه نظامي فتح آباد واقع در 12 كيلومتري قوچان (خبوشان) خراسان کشته شد.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۲۴
رقاصه جاسوس جنگ جهاني اول تيرباران شد

15اكتبر سال 1917 كه جنگ جهاني اول ادامه داشت «ماتا هاري» رقاصه زيباي هلندي كه ضمن هنرنمايي در خاك فرانسه، براي آلمان جاسوسي مي كرد به جوخه اعدام سپرده شد و در نزديكي پاريس تير باران گرديد. وي كوشيده بود كه از افسران فرانسوي و انگليسي مستقر در جبهه هاي فرانسه كه براي گذرانيدن مرخصي موقت به شهرهاي خود باز مي گشتند و در آخرين ماهها از نظاميان آمريكايي كه وارد فرانسه شده بودند اطلاعات جمع آوري كند. ماتاهاري دختر يك بازرگان هلندي بود كه او را از همسر اندونزيايي خود (از مردم جاوه) داشت. ماتاهاري نخست مي خواست معلم شود كه موفق نشد و براي تحصيل هنر به فرانسه آمد كه به دليل مهارت در رقصيدن به دانسينگهال ويژه افسران ارشد دعوت شد و به دليل توجه افسران فرانسوي و انگليسي به او به دام شبكه جاسوسي آلمان افتاد. پس از مدتي دستگاه ضد اطلاعات نظامي فرانسه با خواندن تلگراف آتاشه نظامي آلمان در اسپانيا كه به صورت «كد» مخابره شده بود و در آن از ماتاهاري نام برده شده بود وي را كشف و به دادگاه تسليم كرد. دولت فرانسه كه در آن ايام در جبهه ها پيشرفت نداشت با هدف تغيير نظر مردم اين كشور، ناكامي نظامي خود را به حساب جاسوسي هاي ماتاهاري گذاشت و او را تيرباران كرد كه سرگذشت او سوژه كتابهاي متعدد و چند فيلم سينمايي شده است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۱۱
سالروز شاه شدن داريوش بزرگ

طرز نشستن، لباس داريوش بزرگ ، صندلي و چوبدست او نشانه تمدن عظيم و پيشرفته ايرانيان در 25 قرن پيش است كه جهان را شگفت زده كرده است. بايد ديد كه چه عواملي ما را به قهقرا برده است و در صدد جبران برآمد

داريوش هخامنشي پسر ويشتاسپ از بزرگان پارس در نخستين روز از جشنهاي مهرگان (پس از تطبيق با تقويم ميلادي؛ دوم اكتبر) در سال 522 پيش از ميلاد، شاه ايران شد.
در دوران حكومت 36 ساله داريوش بزرگ، قلمرو ايران از دره سند (Indus) تا سواحل ليبي در افريقا، و از شمال درياي مرمره ( Thrace در اروپا ) تا كوههاي پامير در آسيا شامل همه خاورميانه امروز، آسياي ميانه، قسمتي از آسياي جنوبي، قفقاز ، مصر و قسمتي از سودان بود كه به استانهاي متعدد (ساتراپي) تقسيم شده و مستقيما زير نظر حكومت مركزي و بر پايه قوانين واحد اداره مي شدند و به آن قسمت كه سه طايفه ايراني در آن سكونت داشته، داراي نياكان و فرهنگ مشترك بوده و آيين هاي نوروز را گرامي داشته و يكسان برگزار كرده اند "ايران زمين" گفته اند(مادها از « ري » به سمت غرب و شمالغربي از جمله كردها و آذري ها، پارسها از منطقه ري به جنوب تاجزاير خليج فارس و از شرق تا آن سوي هندوكش و انتهاي بدخشان، و پارتها در شمال شرقي).
مصر ساتراپي ششم ايران بود. كوروش بنيادگذار كشور ايران بوده است، ولي ناسيوناليسم ايراني با داريوش بزرگ به دنيا آمده است. كوروش، جهاني فكر مي كرد و يك جامعه مشترك المنافع متساوي الحقوق به مركزيت " ايران زمين " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلي اعضاي اتحاديه را روا نمي داشت.
داريوش بزرگ در كتيبه هايي كه از او باقي مانده اند با ستايش اهورا مزدا (خدا) كه زمين و آسمان و بشر و شادي ها را آفريده است ، شاهي خود بر اين سرزمين پهناور را كه مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنايات او دانسته است و در يكي از كتيبه هايش از اهورا مزدا خواسته است كه " ايران زمين " را از آفت دروغ و بلاي خشكسالي در امان دارد.
از كارهاي مهم داريوش ايجاد آبراهي ميان درياي سرخ و رود نيل بود كه خليج فارس را به درياي مديترانه متصل سازد. كار مهم ديگر او دستور ساختن تخت جمشيد بود كه شاه نشين ايران زمين باشد ( پايتخت اداري ايران شهر شوش بود) . ايجاد يك سپاه هميشه آماده در مركز كه تا رسيدن ساير واحدهاي ارتش از شهرستانها و نقاط دور دست کشور ، بتواند در برابر هر گونه تهاجم ناگهاني ايستادگي كند اقدام مهم ديگر او بود. ضرب سكه زر و سيم، مخصوصا سكه هاي طلاي تقريبا خالص موسوم به دريك ـ داريك ـ در سال 515 پبش از ميلاد ابتكار مهم داريوش اول بود. تاسيس پستخانه، دادگاه، كودكستان و دبستان ( منحصر به پسران) و وضع قوانين و تعرفه مالياتي و ايجاد يك نيروي دريايي در خليج فارس چند نمونه ديگر از كارهاي داريوش بزرگ به شمار مي آيد. آمريكاييان 23 قرن بعد هنگام تاسيس پستخانه دولتي (فدرال) اين كشور همان شعار داريوش را بر سر در آن حك كردند كه باد و باران مانع كار چاپارها نخواهد شد. داريوش ميان شوش و ساحل مديترانه نوعي جاده آسفالته كشيده بود كه اخيرا قسمتي از آن به دست آمده است. اقدام نظامي بي سابقه داريوش انتقال 24 هزار سوار و پياده با كشتي از شرق مديترانه به ساحل آتن در يونان (800 كيلومتر مسافت) بود.
     داريوش كه با آتوسا دختر كوروش بزرگ ازدواج كرده بود در سال 486 پيش از ميلاد درگذشت و پسرش خشايارشا نوه كوروش بر جاي او نشست که سياست پدر را عينا دنبال کرد. داريوش در نقش رستم مدفون شده است.

اين ايران را داريوش بزرگ به ميراث گذارد

ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۰۴
... و به اين ترتيب يك سرهنگ روس از انهدام كره زمين جلوگيري كرد

سرهنگ پتروف

25 سپتامبر (به وقت شرق روسيه 26 سپتامبر) سال 1983 دستگاه هشدار دهنده ارتش شوروي (ارلي وارنينگ) زنگ خطر حمله اتمي به شوروي را به صدا در آورد و علامت داد كه رادار بزرگ مستقر در سيبري حركت موشكهاي آمريكا به سوي خاك شوروي را ثبت كرده است. طبق دستور العملي كه در اختيار ارتش بود، قرار بود كه به محض به صدا در آمدن چنين زنگ خطري، موشكهاي اتمي شوروي كه بر روي سكوها قرار داشتند و به سوي آمريكا و پايگاههاي نظامي آن در گوشه و كنار جهان از انگلستان تا آلمان و ايتاليا و كره جنوبي و ژاپن نشانه گيري شده بودند پرتاب شوند و متعاقب آن بمب افكنهاي دور پرواز حامل بمب اتمي به سوي هدفهايشان به حركت درآيند و زيردريايي هاي شوروي كشتي هاي آمريكا و پايگاههاي آنها را موشك باران كنند. همه چيز براي شروع حمله متقابل آماده بود و تنها نياز به تماس سرهنگ «ستانيسلاو پتروفStanislav Petrov» با كاخ كرملين داشت و مقرر بود كه در صورت تاخير دريافت پاسخ، بيش از 3 دقيقه، به مسئوليت خود دستور حمله متقابل را بدهد كه سرهنگ پتروف در آخرين لحظه پيش از تماس با كرملين، نسبت به دقت زنگ خطر و آغاز حمله در آن شرايط كه روابط دو ابر قدرت چندان وخيم نبود ترديد كرد و دستور كسب اطلاع مجدد و تاييد حركت موشكهاي آمريكا را داد كه خبر رسيد، دستگاه «ارلي وارنينگ» دچار اختلال شده بود و پس از نخستين زنگ، موشك در حال حركت ديده نشده است. در نتيجه، همه چيز به حالت عادي باز گشت.
    اين موضوع تا سال 1998 به مدت 15 سال محرمانه نگهداشته شده بود. در اين سال پس از افشاء قضيه، تازه جهانيان متوجه شدند كه اگر سرهنگ پتروف در آن شب ترديد نكرده بود كره زمين با همه موجوداتش منهدم شده بود زيرا كه در همان ساعت اول نزديك به شش هزار سلاح اتمي بكار مي رفت كه 500 تاي آن براي انهدام كره زمين كافي است. سرهنگ پتروف كه اينك دوران بازنشستگي را مي گذراند در چند مصاحبه، چگونگي قضيه را بيان كرده و گفته است كه در آن دقايق چه بر او گذشت زيرا كه تنها چند دقيقه وقت تصميمگيري داشت.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۷/۰۷/۰۲
كشف سياره  نپتون 

Johann Gohfried Galle

23سپتامبر سال 1846 دانشمند آلماني  يوهان گفريد گال  سياره  نپتون  را كه دور ترين فاصله را دارد كشف كرد. نپتون كه سطح آن از انواع گار و بخار پوشانده شده هر 165 سال يك بار خورشيد را دور مي زند و داراي هشت قمر است. روزهاي نپتون 16 ساعت و نزديك به هفت دقيقه است. در سطح اين سياره لكه هاي بزرگ ديده مي شود .به احتمال زياد هسته آن و نيز قسمت زير پوسته گازي، جامد است.

نپتون
درمانگر سرطان پروستات

دكتر چارلز هوگينز Charles Huggins جراح كانادايي ـ آمريكايي كه راه درمان سرطان پروستات را يافت 22 سپتامبر سال 1901 در كانادا به دنيا آمد. وي با هورمون تراپي راه درمان سرطان پروستات را ارائه داد و به خاطر همين كشف برنده جايزه نوبل سال 1966 شد. وي در مراسم دريافت اين جايزه گفت كه سرطان پروستات كه يك بيماري مردانه است اگر زود تشخيص داده شود صد در صد درمان پذير است. دكتر هوگينز 96 سال عمر كرد.

 

مخترع آلماني � هواپيماي موشكي �

يوگن سنگر Eugen Saenger مهندس راكت ساز آلماني و سازنده  هواپيماي موشكي ايكس 15 بيست و دوم سپتامبرسال 1905 متولد شد. وي طرح هواپيماي فضايي را دو دهه قبل از فرستادن نخستين ماهواره حامل انسان به فضا ارائه داده بود كه عبارت از هواپيمايي بود كه به صورت دو مرحله اي عمل مي كرد ؛ يك مرحله تا انتهاي جو زمين و مرحله ديگر ، از آن پس كه حالت موشك داشت و به همين صورت هم به جو زمين باز مي گشت. مهندس سنگر كه د ر اتريش به دنيا آمده بود برهمين پايه هواپيماي موشكي  ايكس ـ 15  را ساخت. پس از جنگ جهاني دوم سالها مشاور فني فرانسه بود و دهم فوريه سال 1964 در 59 سالگي درگذشت.

مدل هواپيماي موشكي ايكس ـ 15


ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۲۸

يك پايگاه آمريكايي:

مك‌كين جنايتكار جنگي است

خبرگزاري فارس: يك پايگاه خبري با اشاره به حضور جان مك‌كين، نامزد جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري آمريكا در جنگ ويتنام نوشت: «مك‌كين به خاطر نابود كردن و كشتار مردم ويتنام و شركت در 23 ماموريت بمباران در اين كشور جنايتكار جنگي است.»

به گزارش فارس، در اين گزارش به قلم دكتر "لورنس ام‌.ونس" نويسنده مستقل آمريكايي در پايگاه خبري "پيپل وويس" با عنوان "قهرمان يا جنايتكار" آمده است: «بارها گفته شده يكي از دلايلي كه مك‌كين لياقت رياست جمهوري آمريكا را دارد، اين است كه وي يك قهرمان جنگي است. حتي باراك اوباما، رقيب دموكرات وي نيز او را يك "قهرمان اصيل آمريكايي" مي‌داند. اما بايد او را يك آمريكايي جنايتكار جنگي دانست.»
جان مك‌‌كين در 1958 از آكادمي نيروي دريايي در آناپوليس فارغ‌التحصيل شد. پس از آموزش خلباني در "پنساكولا" ايالت فلوريدا، مدتي را در ناوهاي هواپيمابر در درياهاي كارائيب و مديترانه سپري كرد تا اين كه داوطلب جنگ شد. در سال 1967 دريابان مك‌كين بمباران ويتنام شمالي را از فراز ناو‌ هواپيمابر "يو‌اس‌اس فورنستال" آغاز كرد.
مك‌كين بعد از آن نيز مدتي را سوار بر عرشه ناو هواپيمابر "يو‌اس‌اس اوريسكاني" به حملات در ويتنام شمالي ادامه داد كه در بيست‌ و سومين ماموريت خود بر فراز ويتنام شمالي هدف قرار گرفت و به مدت 5 سال زنداني جنگي بود و در سال 1973 آزاد شد.
نويسنده در ادامه مقاله خود مي‌نويسد: «همه جنگ‌ها برابر نيستند. يك جنگ نابرابر جنايت است و سربازاني كه در آن شركت مي‌كنند قاتل هستند. هيچ ويتنامي تهديدي براي آمريكا نبوده تا اين كه آمريكا در آنجا با مشاوران نظامي،‌كمك‌هاي نظامي، سازمان سيا، ماموريت‌هاي اطلاعاتي و دولت دست‌نشاده مداخله كرد.
در اين مقاله آمده است: «مك‌كين به اين دليل اسير نشد كه از خاك آمريكا دربرابر يك دشمن متجاوز دفاع كند. مك‌كين يك جنايتكار جنگي است چرا كه مر‌گ و خرابي براي مردم ويتنام در طول 23 ماموريت خود به همراه داشت. ناوهاي آمريكا كاري نداشتند كه هزاران مايل آن طرف‌تر در جنوب ويتنام حضور يابند.»



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۷/۰۶/۲۶
به اين سان پني سيلين ساخته شد

دكتر الكساندر فلمينگ

15 سپتامبر سالروز كشف پني سيلين است. دكتر الكساندر فلمينگ Fleming ميكرب شناس دانشكده پزشكي لندن بر حسب اتفاق بشقاب كشت باكتري Stephylococcus را بدون پوشش در گوشه اي گذارده بود. روز 15 سپتامبر سال 1928 سراغ بشقاب رفت و مشاهده كرد كه بر اثر وزش باد و يا عوامل ديگر، روي يك گوشه بشقاب مقداري كپك (Mold) نشسته است. ظرف را زير ميكروسكوپ قرار داد تا نوع كپك را بشناسد كه متوجه شد در آن قسمت باكتريها مرده اند و به اين ترتيب موفق به كشف يك ميكرب كش شد كه تاكنون صدها ميليون تن را نجات داده است وي نام اين ماده را Penicillium گذارد. كپك از نوع كپكي بود كه روي نان مانده پيدا مي شود. آزمايشهاي بعدي نشان داد كه اين ماده ميكرب كش روي گلبولهاي سفيد خون اثر نامطلوب نمي گذارد و مي تواند عفونت را از ميان ببرد.

نخستين وسيله اي كه كره ماه را دور زد و به زمين بازگشت

پانزدهم سپتامبر سال 1968 زوند پنجمZond _ 5 ماهواره شوروي با گردش به دور كره ماه و بازگشت به زمين، عنوان نخستين ماهواره اي به دست آورد كه از ماه به زمين بازگشته بود.

 

نخستين استفاده تانك در جنگ

تانك انگليسي (سمت راست) و تانک فرانسوي رنو (سمت چپ) در موزه جنگ افزارهاي جنگ جهاني اول (1914ـ1918)

15 سپتامبر 1916 براي نخستين بار در تاريخ، از تانك در جنگ استفاده شد. نيروهاي انگليسي نخستين تانكها را كه توسط مهندس ارنست سويتونErnest Swinton طراحي شده بودند در جبهه سم (omme) در فرانسه بر ضد آلماني ها بكار بردند. آلماني ها در اين روز با دستگاهي رو به رو شدند كه گلوله تفنگ بر آن اثر نداشت و مي توانست از خاكريزها و سنگرها بگذرد و با توپ، از طرفين خود شليك كند. ارتش انگلستان نخستين تانك را در سپتامير 1915 آزمايش كرده بود و يك سال طول كشيده بود تا 49 دستگاه از آن را بسازد كه 11 دستگاه از اين تانكها روز 15 سپتامبر 1916 (90 سال پيش در روزي چون ديروز) در جبهه سم وارد عمليات شده بودند. طولي نكشيد كه وسيله دفع اين جنگ افزار (بازوكا) ساخته و بكار گرفته شد.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۲۱
روبداد بي سابقه 11- 9

برج دوقلوي نيويورك پس از برخورد هواپيماها

11سپتامبر سال 2001 كه در امريكا به روز 11 - 9 معروف شده است، جهان با عمليات بي سابقه اي كه انتظار آن نمي رفت رو به رو شد. تني چند و عمدتا از اتباع دولت سعودي با نقشه قبلي، چند هواپيماي مسافر بر را ربودند و آنها را بر ساختمان وزارت دفاع امريكا و برجهاي دوقلوي شهر نيويورك كوبيدند كه ضمن آن جمعا 2 هزار و 819 تن كشته شدند و جهان با نوع تازه اي از جنگ و مبارزه رو به رو شد كه گرهارد شرودر صدراعظم وقت آلمان آن را جنگ غيردولتي نام نهاد. يكي از هواپيماهاي ربوده شده بر اثر مقاومت مسافران كه با سلفون از برخورد دو هواپيما با برجهاي نيويورك آگاه شده بودند برفراز پنسيلوانيا سرنگون شد. ظاهرا ربايندگان در نظر داشتند كه آن را بر كاخ سفيد و يا ساختمان كنگره آمريكا بكوبند ، زيرا كه هواپيما را به سوي واشنگتن تغيير جهت داده بودند.
    در پي اين رويداد، دولت آمريكا سياستهاي داخلي و خارجي تازه اي را در پيش گرفته است و .... تغييردادن حكومتهاي افغانستان و عراق با توسل به نيروي نظامي كه به دو مسئله پيچيده تازه تبديل شده اند، از نتايج همين سياست تازه و تا حدي خشن است. دولت آمريكا در اين مدت يك وزارت امنيت به وجود آورده، سازمانهاي اطلاعاتي خود را زير نظر يك مديريت واحد قرار داده و اقدامات تاميني و بازرسي ها به ويژه بازرسي مسافران هوايي را چند برابر كرده است. برخي از اصحاب نظر در سال 2006 گفته اند كه در اين سالها از رويدادهاي 11 سپتامبر در موارد مختلف براي پيش بردن برخي سياست ها استفاده ابزاري شده و ديده شده است كه بعضي نامزدهاي انتخاباتي با وانمود کردن خود به عنوان بهترين حافظ امنيت آمريکاييان (جنگ با تروريسم) ، اين حربه را برضد نامزدهاي رقيب بكار برده اند.
    سياست جنگ با ترور (تروريسم)، همچنين منابع آمريكا را متوجه اين راه ساخته و تاخير در كمك رساني به آسيب ديدگان توفان كاترينا كه29 اوت 2005 روي داد تا حدي به همين دليل بوده است.

 



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۷/۰۶/۱۵
یکی از اسرار جنگ جهانی دوم

یكی از اسرار جنگ جهانی دوم كه تاكنون
كمتر درباره آن صحبت شده است، بمب‌های
بالونی است كه ژاپن در جنگ از آنها استفاده
می‌كرد. ژاپنی‌ها بعلت كمبود سلاح‌هایی
كه بتوانند بوسیله آن خاك ایالات متحده را
مورد حمله قرار دهند، دست به ساخت 9000
بالن كه با گاز هیدروژن پر شده و به آنها
مواد آتشزا و بمب‌های ضد نفر متصل شده بود
زدند. آنها این بالونها را در ارتفاع بالا و
به كمك بادهایی كه به سوی آمریكا
می‌وزید، راهی خاك آمریكا می‌كردند. تخمین زده
شده كه حدود 1000 عدد از این بالون‌ها
مسافت 9700 كیلومتری را طی كرده و به خاك آمریكا
رسیدند.

وقتی كه ارتش آمریكا پی به ماهیت این
بالون‌ها برد، به سربازان دستور داد كه به
بالون‌ها شلیك كرده و آنها را از بین
ببرند، ولی در كنار آن سیاستی را اتخاذ كرد كه
هیچگونه خبری از موفقیت این بالون‌ها به
گوش ژاپنی‌ها نرسد.
خبرگزاری‌ها با ارتش همكاری كرده و از
انتشار هرگونه خبری در این زمینه خودداری
كردند، بعد از چند ماه ژاپنی‌ها كه از
موفقیت سلاح جدیدشان ناامید شده بودند
پروژه را رها كردند. سیاست سكوت آنچنان موفق
بود، كه تاكنون عده كمی‌ از مردم درباره
این بمب‌ها چیزی شنیده‌اند. در مجموع 285
مورد از تصادم و انفجار بالن‌ها به
ساختمان‌ها و تاسیسات گزارش شد كه منجر به
كشته شدن 6 نفر گردید. همگی این گروه 6 نفره
زمانی كشته شدند كه برای پیك نیك به
منطقه‌ای در ایالت ارگون رفته بودند و در جنگل
به یكی از این بالون‌ها برخورد كرده و سعی
در جابجا كردن آن می‌كنند
كه این امر باعث انفجار و كشته شدن هر 6
نفر می‌شود.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۱
روزي كه جنگ جهاني دوم آغاز شد

جنگ جهاني دوم اول سپتامبر سال 1939(67 سال پيش، روزي چون امروز) با حمله نظامي آلمان به لهستان آغاز شد. اين جنگ تا اواسط بهار سال 1945 در اروپا و تا اواسط اوت همين سال در خاور دور ادامه يافت.
     جنگ ساعت 5 و 45 دقيقه بامداد آغاز شد و همان روز تا اواخر شب، نيروهاي آلمان دانتزيك (گدانسك) را كه پس از جنگ جهاني اول به لهستان واگذار شده بود پس گرفتند. حمله نظامي آلمان به لهستان، يك هفته پس از انعقاد پيمان عدم تجاوز آلمان و شوروي آغاز شده بود كه اگر آلمان سال بعد اين پيمان را نقض نكرده بود، جهان در كنترل اين دو قدرت قرار مي گرفت. متعاقب همين حمله، فرانسه و انگلستان به آلمان اعلان جنگ دادند و از سوم سپتامر بر ضد آلمان وارد جنگ شدند. شوروي و اسلواكي نيز از هفدهم سپتامبر به لهستان حمله ور شدند و ارتش لهستان كه از برابر آلمان عقب نشيني كرده بود مجبور به خروج از وطن شد و به روماني و مجارستان پناه برد. لهستان 36 روز پس از آغاز حمله به زانو درآمد و ميان روسيه و آلمان قسمت شد.
    حمله نظامي آلمان به لهستان در سالروز شكست ارتش فرانسه در سال 1970 از آلمان (نبرد سدان) و تسليم شدن ناپلئون سوم پادشاه وقت به ويلهلم اول پادشاه آلمان آغاز شده بود. در پي اين پيروزي بود كه ويلهلم به «ورساي» فرانسه رفت و خود را امپراتور همه آلماني ها اعلام كرد و به اين ترتيب آلمان ابر قدرت جهان شد و
    انگلستان دوم و روسيه به رديف سوم پايين رفت و دوران دسته بندي نيروهاي رقيب بر سر بلعيدن سرزمينهاي قاره هاي دور دست آغاز شد كه تا جنگ جهاني اول ادامه يافت.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۰
سرخپوستان (بوميان) آمريكا به مناطق محصور فرستاده شدند

31 اوت 1876 دولت آمريكا به سرخپوستان (بوميان اين كشور) دستور داد كه بايد در اراضي محصوري كه برايشان در نظر گرفته شده (Reservations) زندگي كنند. سرخپوستان از هزاران سال پيش از مهاجران اروپايي در قاره آمريكا زندگي مي كردند.

 

آغاز پخش خبر از راديو

31 اوت سال 1920 پخش نخستين برنامه اخبار از راديو آغاز شد. ايستگاه راديويي MK8 مستقر در شهر ديترويت ايالت ميشيگان آمريكا از اين روز پخش خبرهاي شهر، ايالت، كشور (آمريكا) و جهان (ساير كشورها) را هر روز يك نوبت آغاز كرد و از روزنامه هاي آمريكا (صاحبان خبرگزاري آسوشيتدپرس) خواست اجازه دهند نسخه‌يي از همه خبرهاي اين خبرگزاري را جهت پخش همانند يك روزنامه دريافت دارد كه موافقت شد و اين كار مورد اقتباس ساير ايستگاه‌هاي راديويي كه تا آن زمان فقط موسيقي زنده و داستان و آگهي پخش مي كردند قرار گرفت.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۰۳

سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود !!!


هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند !!!


روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.


چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست.

 امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.

ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند.
 

امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند...

روحش شاد ...



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۹
كشتي جنگي ساخت قرن 18 كه هنوز درياپيمايي مي كند

USS Constitution

 19 نوامبر سال1812 توپدار كانستيتوشن USS Constitution متعلق به دولت نوبنياد ايالات متحده آمريکا در نزديكي آبهاي كانادا كشتي نظامي انگليسي «گوري ير Guerriere» از نوع فري گيت را در هم كوبيد و از صحنه نبرد خارج ساخت. اين كشتي دوهزار و دويست تني 71 متري مجهز به 44 توپ و 450 ملوان ساخت نوامبر سال 1797 سپس به تنهايي جمعا به شش كشتي ديگر انگليسي آسيب رساند و دولت ايالات متحده را دلگرم به ساختن شش توپدار ديگر از اين نوع كرد.
كانستيتوشن همان ناوي است كه در مديترانه دزدان دريائي را شكست داد و پيمان دريايي با ليبي (ترابلس) در عرشه آن امضاء شد. اين كشتي در منطقه كارائيب كشتي هاي فرانسوي را هم كه مزاحم بازرگانان آمريكايي بودند متواري ساخته بود. بنابراين کانستيتوشن نخستين ناو جنگي ايالات متحده است که درخارج از آبهاي اين کشور وارد عمليات نظامي شده است.
    با اين سوابق ميهني، مردم آمريكا در نيمه قرن نوزده مانع اوراق كردن آن شدند و اين كشتي تا به امروز باقي مانده، پايگاهش در ماساچوست است و همانند اواخر قرن 18 قادر به بحر پيمايي است. كانستيتوشن در سال 1997 با پيمودن يك مسافت رفت و برگشت هزار مايلي از بزرگترين پايگاه دريايي امريكا در نورفك ويرجينيا بازديد كرد. كانستيتوشن تنها كشتي جنگي قابل استفاده جهان است كه در قرن 18 ساخته شده و آن همه جنگ و گريز داشته است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۴
نخستين گواهينامه رانندگي در جهان

14 اوت 1893 نخستين گواهينامه رانندگي جهان در فرانسه كه از همان روز در آن كشور شماره گذاري اتومبيل و آزمايش رانندگي جهت صدور گواهينامه اجباري شده بود صادر شد. پس از فرانسه، اين كار در ساير كشورها اجباري شده است

استقلال هند و پاكستان

14 اوت اين سال سالروز استقلال هند و پاكستان از تجزيه هندوستان است، ولي اختلاف دو كشور بر سر كشمير كه مسئله آن لاينحل مانده است ادامه دارد. دو کشور تاکنون 3 بار با يکديگر وارد جنگ شده اند. هر دو کشور داراي سلاح اتمي هستند. 28 ميليون از جمعيت پاکستان پاتان (پشتون = افغان) هستند و اين يک دشواري بزرگ است. انگليسي ها با ترسيم مرزهاي مشترک هندوستان و افغانستان (خط دوراند) اين پاتان ها از افغانستان جدا کردند. در آن زمان هندوستان مستعمره دولت لندن و افغانستان که با بازيهاي سياسي انگلستان از ايران جدا شده بود تحت الحمايه آن دولت بود. افغانستان نامي است که انگليسي ها بر ايران خاوري گذارده اند!.

روزي كه جنگ جهاني دوم در همه جبهه ها
پايان يافت

روزنامه ها به مناسبت پايان جنگ فوق العاده منتشر کرده بودند - فوق العاده ايونينگ گازت

14 اوت 1945 مصادف است با پايان جنگ جهاني دوم در همه جبهه ها. در اين روز ( ظهر 15 اوت به وقت توکيو) هيروهيتو امپراتور وقت ژاپن اعلاميه تسليم بدون قيد و شرط اين کشور را امضاء کرد و جنگ در خاوردور نيز پايان يافت. شرايط تسليم ژاپن در كنفرانس پوتسدام به تصويب سه بزرگ وقت (سران شوروي، آمريكا و انگلستان) رسيده بود. قرارداد نهايي تسليم، دوم سپتامبر 1945 در عرشه ناو ميسوري امضاء شد. ژاپن در پي دو بمباران اتمي، با اين نيروهايش مناطق خارجي متعدد در اختيار داشتند از ترس بمباران سوم، تسليم شد. آلمان قبلا شكست خورده و از پاي درآمده بود.

 



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۴
قضيه ديوار برلين

بخشي از ديوار برلين در 1962

سيزدهم اوت 1961 ساختن ديوار برلين آغاز شد. دولت کمونيست آلمان شرقي که از تشويق غرب به فرار مردم به آلمان غربي و تبليغات منفي که به دنبال داشت خسته شده بود تصميم به کشيدن اين ديوار سيماني گرفت که27 سال پا برجاي ماند. برليني ها بامداد 13 اوت 1961 كه براي رفتن به كار از خانه هاي خود بيرون آمده بودند متوجه سيمهاي خادار سراسري شدند كه شبانه شهر برلين (پايتخت دويچ رايك = امپراتوري آلمان) را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم كرده بود. بعدا اين ديوار سيمي به ديوار بتوني تبديل شد. در هفته اي كه به 12 اوت آن سال ختم شده بود 12 هزار و پانصد تن از اتباع آلمان شرقي (بيش از هر هفته ديگر) از طريق برلين به آلمان غربي و سه دولت غربي مستقر در آنجا پناهنده شده بودند. در آن زمان، رسانه هاي غرب دفاتر وسيع در برلين غربي و هنگ كنگ مستقر ساخته بودند تا فرار از چين و آلمان شرقي را هرچه تمامتر بزرگ كنند و آن را به صورت نارضايي مردم از كمونيسم جلوه دهند، درست به همان گونه كه در اوت 2006 دستگيري چندين پاكستاني تبار در لندن و پيش از آن بيماري فيدل كاسترو و ... را منعكس ساخته بودند تا وسيله بهره برداري سياسي به دست دولت هاي مشخصي بدهند و .... برخي از دستگير شدگان در لندن (اوت 2006) كه متهم به «قصد انهدام هواپيماهاي مسافربر عازم آمريكا در آسمان» شده اند تا زمان دستگيري درخواست دريافت گذرنامه هم نكرده بودند و فاقد آن بودند!!!. واضح است كسي كه گذرنامه ندارد نمي تواند با هواپيما در خطوط بين المللي پرواز كند.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۱
هاوايي ضميمه ايالات متحده شد

يازدهم اوت سال 1898، دولت واشنگتن مجمع الجزاير هاوايي را كه كشوري مستقل در اقيانوس آرام و داراي يک پادشاه بومي بود ضميمه قلمرو خود كرد . هاوائي که تا خاك اصلي آمريكا هزاران كيلومتر فاصله دارد اينك يك ايالت اين كشور بشمار مي رود.

 

آخرين نبرد بزرگ جنگ جهاني اول

11 اوت 1918 در ميان نيروهاي آلمان در نبرد آمينز Amiens آثار شكست آشكار شد و اين وضعيت شكست هاي ديگري را در پي داشت كه به عقب نشيني نيروهاي آلماني در همه جبهه ها و ورود نيروهاي متحدين به خاك آلمان و تسليم اين كشور ظرف درست 3 ماه منجر شد و جنگ جهاني اول ساعت 11 روز 11 ماه يازدهم سال ميلادي 1918 پايان يافت. دلايل عمده عقب نشيني آلمان در اوت 1918 نداشتن نيروي ذخيره ، تسليم پي در پي نيروهاي خسته و نااميد آلماني و نيز تظاهرات چپها در برلن بود. 11 اوت 1918، براي آلمان تنها 600 هزار نظامي باقي مانده بود.

بمب هيدروژني دولت مسكو

11 اوت 1953، شوروي نخستين بمب هيدروژني را آزمايش كرد و برتري نظامي به دست آورد. شوروي پيش از فروپاشي بيش از كشورهاي ديگر سلاح هسته اي داشت، به همينگونه زيردريايي و موشك. طبق عهدنامه ستارت، تعداد سلاحهاي اتمي مسكو و واشنگتن بايد تقريبا برابر يكديگر و هريك داراي شش تا هفت هزار بمب و كلاهك باشد. در 63 سالي كه از ساخت سلاح اتمي گذشته، اين سلاح تنها دو بار و آن هم بر ضد امپراتوري ژاپن بكار رفت ولي بازدارندگي آن از جنگ به ثبوت رسيده و به علاوه، از ابزار قدرت و اقتدار ملي است.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۱۶
بكاررفتن نخستين بمب اتمي در جنگ

ابري قارج مانند ، پس از بمباران اتمي از شهر برخاست. پس از انفجار، برق بدون صدايي زده شد و نوري چندين برابر خورشيد ساطع گرديد

پنجم اوت سال 1945 به وقت آمريكا (ششم اوت به وقت ژاپن) يك بمب افكن «بي - 29» امريكا نخستين بمب اتمي را بر شهر هيروشيما در ژاپن فرو افكند كه در همان لحظه بيش از شصت هزار تن كشته و افزون بر 120 هزار تن ديگر مجروح شدند كه بسياري از مجروحين نيز به تدريج جان سپردند. آمريكا از سال 1939 كار توليد سلاح اتمي را آغاز كرده بود كه نخستين بمب 16 ژوئيه (بيست روز پيش از بمباران اتمي هيروشيما) در ايالت نيومكزيكو آمريكا آزمايش شده بود. بمباران اتمي ساعت 9 و 15 دقيقه بامداد به وقت محلي انجام شد. بمب معادل 20 هزار تن تي.ان.تي. قدرت انفجار داشت. خلبان هواپيمايي كه بمب را فروافكند سرهنگ پال تيبتز Paul w.TibetsJr. بود كه نام مادرش «انولاگي Enola Gay» را روي بدنه هواپيما نوشته بودند. پس از انفجار بمب، برقي خيره كننده جهيد و متعاقب آن ابر سياه ناشي از سوختن و ذوب شدن آن چه كه در زمين بود به آسمان بلند شد و در ارتفاع 300 متر قارچ سفيد رنگي از اين ابر برخاست كه تا ارتفاع هفت كيلومتري زمين بالا رفت. اين بمب در روي زمين به مساحت چهار مايل مربع همه چيز را نابود كرده بود. جمعيت هيروشيما پيش از حمله اتمي 345 هزار تن بود.
    در همين روز در سال 1963 پيمان منع آزمايشهاي هسته اي در جو زمين و داخل اقيانوس امضاء شد و از آن پس اين آزمايشها در زير زمين انجام گرفته است.
    در سال1995 نيز به مناسبت پنجاهمين سالروز بمباران اتمي هيروشيما صدها هزار تن در اين شهر اجتماع كردند

آنگونه كه نقل است چند روز پيش از حمله اتمي آمریکا به شهرهاي ژاپن از جانب هری ترومن رئيس جمهور وقت ايالات متحده پيام محرمانه اي براي دولت ژاپن ارسال شده بود كه در آن پيشنهاد پايان جنگ و آتش بس طي يك فرصت چندروزه ارائه شده بود و البته در پايان آن ژاپن تهديد شده بود كه اگر به اين پيشنهاد پاسخ منفي بدهد ارتش ايالات متحده از سلاح اتمي بر ضد آن كشور استفاده خواهد كرد.
دولتمردان ژاپن كه باوجود آنكه از طرفي از جنگ فرسايشي خسته شده بودند و از طرف ديگر با توجه به شكست آلمان در اروپا اميدي به پيروزي در  جنگ نداشتند ولي با توجه به فرهنگ حاكم بر مردم اين كشور كه مرگ را بر زندگي با ننگ شكست ترجيح مي دادند به دنبال راهي براي آماده كردن افكار عمومي و اجتناب از فراگير شدن خودكشي در بين مردم ژاپن پس از قبول شكست بودند. به همين دليل در پاسخ به نامه محرمانه دولت ايالات متحده، بدون آنكه قصد رد كردن پيشنهاد آتش بس را داشته باشند فرصت اعلام شده را كم دانسته و اعلام كردند "دولت ژاپن فعلا به اين پيشنهاد پاسخ نمي دهد"
 گويا جمله  "فعلا جواب ندادن" يا" مسكوت گذاشتن" در زبان ژاپني اصطلاحي خاص دارد كه مترجم دولت ژاپن معادل انگليسي براي آن پيدا نكرد و به جاي آن از ignore
( به معني ناديده گرفتن و رد كردن) را در ترجمه متن استفاده كرد .
اين ترجمه در كاخ سفيد به معني رد كردن پيشنهاد آتش بس و بلوف دانستن عزم امريكا براي استفاده از بمب اتمي تلقي شد و دستور بمباران اتمي شهرهاي ژاپن صادر شد.....



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۰۹
پدر تلويزيون يك روس مهاجر بود

ولاديمير كسما زوريكين V.K.Zworykin مخترع لامپ پرتاب الكترون از ملح يك فلز مشخص برحسب ميزان نوري كه به آن تابانيده شود(لامپ تصوير) كه پدر تلويزيون خوانده مي شود 30 ژوئيه سال 1889 در روسيه متولد شد و در انستيتو مهندسي سن پترزبورگ تحصيل كرد و در 1919 به آمريكا مهاجرت و به عنوان مهندس در كارخانه وستينگهاوس به كار پرداخت.
    وي اختراع خود ، چراغهاي تلويزيون سياه و سفيد را در سال 1923 و تلويزيون رنگي را دو سال بعد به ثبت رساند و در كارخانه «آر. سي ، ا» به ساختن فرستنده و گيرنده تلويزيون پرداخت.
    مهندس زوريكين كه دهها سال رئيس آزمايشگاه پژوهشي اين كارخانه بود بعدا به اختراع ميكروسكپ الكترونيك ، دستگاه تبديل اشعه ماوراء بنفش به اشعه قابل رويت و سپس مانيتور كامپيوتر موفق شد. او در طول جنگ جهاني دوم مشاور الكترونيك دولت آمريكا بود.
مهندس زوريكين در 1982 در 93 سالگي در گذشت



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
روزي كه جنگ جهاني اول آغاز شد

28 ژوئيه 1914 امپراتوري اتريش به صربستان اعلان جنگ داد و به اين ترتيب جنگ جهاني اول آغاز شد زيرا كه روسيه به كمك كشور همنژاد خود صربستان شتافت و آلمان نيز براي دفاع از همنژادان اتريشي خود در برابر روسيه وارد جنگ شد و ....
    جرقه جنگ جهاني اول در 28 ژوئن 1914 كه گاوريلو پرينسيپ وطندوست صرب در شهر سرايوو وليعهد اتريش، گراندوك فرانتس فرديناند و زنش را ترور كرده بود زده شده بود و در اين فاصله، ارسال اولتيماتوم هاي اتريش به صربستان ادامه داشت. اروپا از سالها قبل از اين با تشكيل اتحاديه هاي نظامي دوگانه براي جنگ آماده مي شد كه مورخان اين دوره را «دوران صلح مسلح» نوشته اند. رقابت قدرت هاي اروپايي بر سر استعمار ساير كشورها باعث دشمني آنها شده بود زيرا كه آلمان ديرتر از ديگران پا به ميدان استعمار گذارده بود و سهم خواهي مي كرد.

روزي كه 42 هزار آلماني به دست انگليسي ها دود شدند

28 ژوئيه 1943 (هفتم امرداد 65 سال پيش) روزي است كه نيروي هوايي انگلستان هامبورگ آلمان را كه اينك ثابت شده است «عاري از استقرار نظاميان» بود با فروريختن بمب به آتش كشيد. در اين بمباران، بيش از 42 هزار تن از ساكنان هامبورگ معروف به شهر عمودي (شهر آسمانخراش ها و برجهاي مسكوني) كشته و سه چهارم ساختمانهاي شهر ويران شدند. سران آلمان 70 ميليوني اينك در دو اتحاديه، متحد همين انگلستان هستند!. شايد «تاريخ» را نخوانده باشند و از آنچه را كه بر سر كشورشان گذشت بي خبر باشند. «تاريخ» نشان داده است كه متحد شدن هميشه با نيّت خوب (خير) نيست.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۰۳
اوت 1945 بمب اتمي اي در هيروشيما منفجر شد. سه چهارم شهر ويران شد و حدود 80000 نفر جان خود را از دست دادند. 4 روز بعد، «ناکازاکي» هم به وسيله ي يک بمب اتمي ديگر ويران شد. در 14 اوت ژاپن تسليم شد و جنگ جهاني دوم خاتمه يافت. سربازان تمام ملت ها که سال ها با محروميت و خطر روبرو بودند به خانه و نزد خانواده هايشان بازگشتند. ولي در سراسر اقيانوس اطلس در جزاير کوچک و دور افتاده دسته هايي از سربازان ژاپني بدون اطلاع از خاتمه ي جنگ به مبارزه ي خود ادامه مي دادند.

يکي از سربازان «هيرو اونُدا» نام داشت که در سال 1944 در سن 23 سالگي به عنوان گروهبان دوم براي عمليات چريکي و اطلاعاتي به جزيره «لوبانگ» در 139 کيلومتري جنوب مانيل پايتخت فيليپين فرستاده شد. به او دستور داده شد که حتي در صورت از بين رفتن واحدش به جنگ ادامه دهد. گروهبان اونُدا هم درست همان کار را انجام داد. او 29 سال ديگر براي کشورش در جنگ جهاني دوم جنگيد

 

بعد از خاتمه ي جنگ از درون هواپيما اعلاميه هايي را که در آن تسليم ژاپن قيد شده بود پخش کردند.. فرمانده ي ستاد اونُدا آنها را امضا کرده بود. گروهبان اونُدا چند عدد از آنها را برداشت ولي فکر کرد که اين اعلاميه ها يک حقه تبليغاتي امريکائي هاست و آنها را دور ريخت..

در عرض چند سال، دنيا بسيار تغيير کرد، پرده ي آهنين اروپا را به دو قسمت تقسيم کرد، اولين انسان به فضا سفر کرد، ژاپن يک بار ديگر موفق شد و اين بار متحد وفادار ايلات متحده گرديد، ولي اونُدا همچنان به نبرد يک نفره خود ادامه داد. او با دقت از مهماتش که رو به کاهش بود نگهداري مي کرد، غذاي او در اين مدت موز و نارگيل بود، گاهي پرنده اي را به دام مي انداخت و هر از گاهي هم گاوي را مي دزديد.

طي اولين سال هاي اقامتش در جنگل او با ديگر چريک هاي ژاپني در تماس بود، ولي رفيقانش يکي يکي يا تسليم شدند و يا مردند و برخي از آنها هم خودکشي کردند. سرانجام او تنها شد، مردي که دشمنان خيالي محاصره اش کرده بودند و او مراقب بود تا با ديدن آنها به طرفشان تيراندازي کند.

او مخفيگاه هاي خود را تغيير مي داد تا شناسايي نشود، از کمينگاه خود به طرف ساکنين جزيره شليک مي کرد، تله هاي آنها را مي دزديد و غلات را آتش مي زد. وي به طرف گروه هاي پليس و جستجو که براي وادار کردن او به تسليم از ژاپن فرستاده مي شدند تيراندازي مي کرد.
اونُدا با متصل کردن کاه هاي بافته شده و تکه هاي لاستيک هاي کهنه با نخ و ميخ چوبي براي خود کفش مي ساخت، زماني که لباس هايش مي پوسيد با استفاده از تکه هاي سيم به جاي سوزن و الياف گياهان به جاي نخ، آنها را با کرباس چادر وصل مي کرد، او از شاخه هاي درختان بامبو، تاک و برگ هاي درختان براي خود سرپناه درست مي کرد، ولي هرگز جرأت نداشت مدت زيادي در يک مکان بماند.

گرسنگي بخش دائمي زندگي او بود، او مورد حمله مرچه ها، زنبور، هزارپا، عقرب و مارهاي عظيم الجثه منطقه ي استوايي قرار مي گرفت، براي آتش روشن کردن، او دو تکه بامبو را که با مخلوطي از الياف نارگيل و باروتِ گلوله هاي قديمي، آماده شده بود، به هم مي ساييد.

دوستان، بستگان و رفقاي قديمي اونُدا به جزيره مي رفتند تا به او بگويند جنگ خاتمه يافته، او آنها را مي ديد و صدايشان را از بلند گو که با او صحبت مي کردن مي شنيد، او از زمين هاي مرتفع سوسوي چراغ هاي شهرها را زير پايش مي ديد، او کشتي هاي مجلل را که با چراغ هاي پر نور خود روي آب دريا مي درخشيدند تشخيص مي داد ولي حتي يک بار هم در ادامه دادن جنگ شک نکرد.

تا اينکه در سال 1974، 30 سال بعد از اينکه براي اولين بار در جزيره «لوبانگ» پياده شده بود به يک دانشجوي ژاپني (نوريو سوزوکي) که براي گذراندن تعطيلاتش به آنجا آمده بود برخورد، ابتدا نزديک بود به طرف دانشجوي جوان تيراندازي کند ولي خوشبختانه سوزوکي تمام مطالب نوشته شده درباره ي اين سرباز را خوانده بود و به سرعت گفت: «اونُدا جان، امپراطور و مردم ژاپن نگران تو هستند».

اونُدا گفت: فقط به دستور افسر فرمانده اش، سرگرد سابق «يوشيمي تانيگوچي» اسلحه خود را بر زمين خواهد گذاشت.
تانيگوچي افسر سابق ارتش ژاپن که اکنون کتاب مي فروخت به جزيره لوبانگ برده شد تا با اونُدا که هنوز مشکوک بود ملاقات کند.

به محض اينکه سرباز ژاپني ژنده پوش تانيگوچي را شناخت فرياد زد: قربان، گروهبان اونُدا گزارش مي دهد.
بنابراين در ساعت 3 بعدازظهر 10 مارس 1974، گروهبان اونُدا سرانجام جنگ جهاني دوم را متوقف کرد، آن روز 52 سال تولدش بود.
رئيس جمهور فيليپين اعمال خلافي را که او انجام داده بود مورد بخشش قرار داد و اونُدا به خانه رفت و دوباره والدين پير خود را ديد، آنها سنگ قبري را که در زماني فکر مي کردند او در جنگل مرده برايش سفارش داده بودند ، نشانش دادند.

اونُدا به عنوان يک قهرمان مورد ستايش قرار گرفت و در سراسر دنيا معروف شد. ولي او نمي توانست اين همه ستايش را تحمل کند، مردي که به تنهايي براي ژاپن جنگيده بود تصميم گرفت به برزيل برود و پس از اينکه نيمي از عمرش را در جنگ گذرانده بود، فقط مي خواست آرامش پيدا کند



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : شنبه ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
تاريخ مصري ها كه داريوش بزرگ دستور جمع آوري و محافظت از آن را داد

يکي از کتيبه هاي امانتي

طبق كشفيات تازه باستانشناسي، مبدأ تقويم مصري ها روزي مصادف با 19 ژوئيه سال 2781 پيش از ميلاد قرارداده شده بود. اين كشفيات همچنين تاييد دوباره اي بود بر دستور داريوش بزرگ كه تاريخ مصريان از آغاز پيدايش خط و علائم قابل خواندن و در نتيجه مبدأ تقويم آنان جمع آوري و محفوظ گردد.
    ايرانيان در زمان سلسله هخامنشي 120 سال و چند ماه بر مصر حکومت کردند. داريوش بزرگ كه در سال 517 پيش از ميلاد براي ديدار از ساتراپي مصر به اين منطقه متصرفي ايران باستان رفته بود پس از مشاهده تمدن و آثار تاريخي و ابنيه مصر به يك هيات مركب از آگاهان مصري، و پژوهشگران ايراني، يوناني، فنيقي و يهود ماموريت داده بود که تاريخ مصريان تا آن زمان را جمع آوري، تنظيم و تدوين كنند كه باقي مانده و از مآخذ تاريخ قرون قديم مصر قرار گرفته است. داريوش در مصر جنوبي معبدي براي مصريان ساخته كه تقريبا دست نخورده باقي مانده است و تصوير او بر ديوار معبد وجود دارد. طبق گزارش هاي سال 2006 رسانه ها، آثار همين داريوش بزرگ و دودمان هخامنشي ـ داريوشي كه اين همه دقت و دلسوزي براي تاريخ و حفظ ابنيه باستاني ملل ديگر از خود نشان داد، به حكم يك قاضي (مستقر در ايالت ايلي نوي) بايد بابت عرامت كاري كه ايرانيان انجام نداده اند ازدست برود. اين آثار به امانت به دانشگاه شيكاگو سپرده شده بود تا آمريكاييان تمدن 25 قرن پيش بشر را به چشم ببينند. آثار امانتي مورد بحث متعلق به همه نسلهاي ايران زمين (ساكنان قلمرو ايران باستان) و هويت ملي آنان است كه ضبطشان به منزله مصادره اموال مشترك (ملي) ايشان است كه منطقا امكان پذير نمي تواند باشد.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۷/۰۴/۲۳
بزرگترين نبرد تانك در طول تاريخ - نبوغ نظامي مارشال ژوکف

Zhukov مارشال شوروي و برنده نبرد ?كورسك?

جهان، 13 ژوئيه سال 1943، شاهد بزرگترين نبرد تانك در تاريخ خود بود. در اين روز در منطقه كورسك Kursk - نزديك مسكو، در زمين شش هزار و سيصد تانك آلمان و شوروي و 2 ميليون و 240 هزار سرباز و در آسمان 4 هزار و چهارصد هواپيماي طرفين به جان هم افتاده بودند كه در مدتي نسبتا کوتاه دو هزار و نهصد تانك از ميان رفت، 238 هزار سرباز كشته و هفتصد هزار تن ديگر مجروح و از صحنه نبرد خارج شدند و هيتلر براي نخستين بار مجبور شد دستور عقب نشيني بدهد كه آغاز پايان كار او بود. شديدترين صحنه اين نبرد تانک در ناحيه Prokhorovka صورت گرفته بود. اين نبرد تانک در واقع از پنجم ژوئيه آغاز شده بود که از دوازدهم اين ماه (هفتمين روز) شدت گرفته و در 13 ژوئيه به اوج شدت رسيده بود.
     اين نبرد پس از آزاد شدن استالينگراد و خارکوف صورت گرفت. ژوکوف Zhukov - مارشال شوروي، در منطقه نبرد هشت خط دفاعي مدور پشت سرهم به وجود آورده بود و با استفاده از سيصد هزار غير نظامي محلي که آلماني ها تصور مي کردند به زراعت مشغولند صحنه را مين گذاري کرده بود.
    ژوکف در خطوط هشت گانه سه هزار و ششصد تانک و يک ميليون و سيصد هزار سرباز و 20 هزار توپ مستقر ساخته بود و از سوم ژوئيه چند تاکتيک جالب بکار گرفته بود تا نيروهاي آلمان تشويق به تعرض شوند. ارتش نهم آلمان چهارم و ارتش چهارم زرهي اين کشور پنجم ژوئيه دست به تعرضات محدود زده و خود را آشگار ساخته بودند. تعرض همه جانبه الماني ها با 940 هزار سرباز و 2 هزار و هفتصد تانک از سحرگاه 12 ژوئيه آغاز شد که با حمله متقابل ارتشهاي شوروي رو به رو گرديد.
     آلمانيها با تانكهاي سنگين "پورشه" و "پلنگ" که به تازگي آنهارا دريافت داشته بودند حمله نهايي را آغاز كرده بودند كه تانكهاي سبك شوروي به ميان آنها رفتند و سربازان اين کشور با فداكاري و ازجان گذشتگي بسيار با شعله افكن به سوزاندن تانكهاي آلمان پرداختند و سپس توپهاي شوروي مانع عقب نشيني تاکتيکي آلمانيها شدند. آتش مداوم بيست هزار توپ شوروي که به ابتکار ژوکف Zhukov مستقر شده بودند امکان نداد که فرمانده ارتشهاي آلماني که خود را در دام ديده بود به موقع و سرعت بتواند نيروهاي خود را از مخمصه نجات دهد و به موضع تازه عقب بکشاند. عقب نشيني آلماني ها تنها پس از ازدست دادن پانصد هزار سرباز (کشته، مجروح و اسير) و بيش از نيمي از تانکها ميسر شد و اين تلفات سنگين مانع از آن شد که نيروهاي آلماني پس از عقب نشيني از صحه، امکان حمله متقابل به دست آورند. کارشناسان و مورخان نظامي نوشته اند که نبرد کورسک را توپهاي شوروي بردند.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم