بهم ریختم........از خودم فاصله گرفتم.........تغییر کردم.........
شاید یکی از دلایلش اینه که دیگه فکر نمیکنم و نتیجتا دیگه نمینویسم..........
واقعا نوشتن باعث میشه آدم آروم بشه و خودش رو تخلیه کنه و ارضا بشه......ارضای روحی.
بعید میدونم دیگه بتونم مثل قبل بنویسم.........مثل قبل باشم............
میدونی چرا؟
چون قبلا دیوانه بودم و کلی غم داشتم......هر چی غم خدا داده بود پیش من بود.....
غم غروب..........غم مقدس..........غم تنهایی...........غم دیوانگی.............
الان دیگه هیچکدوم رو ندارم............انگار نه انگار غروبی هست و دیوانگی...........
آخرین پاییز دهه دوم زندگیم گذشت....یعنی هیچوقت در سنی که اولش 2 باشه
پاییز نخواهم دید و باید برم سراغ دهه سوم........
چقدر زود پیر شدم.......اردیبهشت 30 ساله میشم...........
کجایی جوونی که یادت بخیر...........

