دیروز برام اینجوری بود.یه حسرتی که سالها رو دلم مونده بود بر طرف شد یه حسه عالی و عجیب.
عجیب به اندازه 8 سال انتظار.
به همین راحتی.مادرم باورش نمیشد و با تعجب میگفت واقعا 34 سالت شد؟
یه زمانی فکر میکردم آدمهای 34 35 ساله خیلی بزرگ و عاقلن!!!
تولدم مبارک
ولی
ولی
ولی ذاته من ،ته دله من غمه
ذاتم غمگینه
مگر دیوانگی چاشنی آن باشد.
نیچه
چند وقت پیش داشتم میگشتم برای پیدا کردن کتاب های جدید.خیلی وقت بود میخواستم از هرمان هسه
کتاب بخونم چون هم اسمشو زیاد شنیده بودم هم توی کتابخونه کتاب هاشو دیده بودم با کمی تحقیق
دیدم کتاب دمیان از همشون معروف تره
خلاصه که کتاب رو شروع کردم و عجیب شرح حال خودم بود!!!آدمی در پی شناختن و کندو کاو خویش
مثله من ولی با این تفاوت که شخصیت داستان چند نفر رو می بینه که راه رو بهش نشون میدن و
کمکش میکنن ولی من همچنان در 34 سالگی(چند روز دیگه) لنگ در هوام
کاش من هم دمیانی داشتم.
آیندمو بی تو ندیده میفروشم.

