خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۳۰
یه وقتهایی انتظار نداری یه روز خیلی خیلی بد یهو تبدیل بشه به یه روز عالی.

دیروز برام اینجوری بود.یه حسرتی که سالها رو دلم مونده بود بر طرف شد یه حسه عالی و عجیب.

عجیب به اندازه 8 سال انتظار.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : شنبه ۱۳۹۷/۰۲/۲۲
دیروز 34 ساله شدم!

به همین راحتی.مادرم باورش نمیشد و با تعجب میگفت واقعا 34 سالت شد؟

یه زمانی فکر میکردم آدمهای 34 35 ساله خیلی بزرگ و عاقلن!!!

تولدم مبارک



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۲۰
قول دادم به خودم مثبت باشم و مثبت فکر کنم.خیلی خوبه

ولی

ولی

ولی ذاته من ،ته دله من غمه

ذاتم غمگینه



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۱۹
هر روز بیشتر به این واقعیت پی می‌برم که زندگی را نمی‌توان تحمل کرد

مگر دیوانگی چاشنی آن باشد.

نیچه



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۱۷
یه سری کتابهایی که همیشه دوست داشتم بخونم و میشناختم رو خوندم و تموم شد.

چند وقت پیش داشتم میگشتم برای پیدا کردن کتاب های جدید.خیلی وقت بود میخواستم از هرمان هسه

کتاب بخونم چون هم اسمشو زیاد شنیده بودم هم توی کتابخونه کتاب هاشو دیده بودم با کمی تحقیق

دیدم کتاب دمیان از همشون معروف تره

خلاصه که کتاب رو شروع کردم و عجیب شرح حال خودم بود!!!آدمی در پی شناختن و کندو کاو خویش

مثله من ولی با این تفاوت که شخصیت داستان چند نفر رو می بینه که راه رو بهش نشون میدن و

کمکش میکنن ولی من همچنان در 34 سالگی(چند روز دیگه) لنگ در هوام

کاش من هم دمیانی داشتم.



ارسال توسط رابین
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۱۳

آیندمو بی تو ندیده میفروشم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم