تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۲۳
گل و تگرگ
قصه ی من و غم تو
قصه ی گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن
ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن
باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته
ذهن خواب آلوده ی من
همیشه میونه قابه
خالیه درهای بسته
طرح اندام قشنگت
پاک و رویایی نشسته
کاش میشد چشمام ببینه
طرح اندام تو داره
زنده میشه جون میگیره
پا توی اتاق میذاره
کاش میشد صدای پاهات
بپیچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده
سر آفتابگردونامون
کاش میشد دوباره باغچه
پر گلهای تو باشه
غنچه ی سفید مریم
با نوازش تو واشه
کاش میشد اما نمیشه
نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستات تو گلدون
گلای مریم بکاره
کاش میشد اما نمیشه
این مرامه روزگاره
رفتنت همیشگی بود
دیگه برگشتن نداره
ارسال توسط رابین

