خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۸/۰۴/۱۹

داستان بز خاکستری

سه دوست به یک آبادی وارد گشتند. یکی فردی بیسواد، دیگری اندک سواد در حد خواندن و نوشتن و آخری ریاضیدان.
در بدو ورود، بزی را بدیدند؛
اولی گفت:
«تمامی بزهای این آبادی خاکستری اند»،
دومی عنوان کرد:
«تو که باقی بزها رو ندیده ای، شاید فقط همین یک بز خاکستری باشد»،
و سومی اظهار نمود:
«ما که طرف دیگر بز را ندیده ایم، شاید فقط همین طرفش خاکستری باشد.»
برداشت شخصی از کردار عده ای خاص را به بقیه، تعمیم ندهیم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم