تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۲۰
امروز یه اتفاق جالب افتاد
دینم رو به شب ادا کردم...........یه کم فهمیدنش سخته
شبهایی که تو عمق شب گم میشدمو و عمق سکوت و آرامش شب رو میشناختم
قرار گذاشتم یه شب دینمو به شب ادا کنم و امروز اون اتفاق افتاد
این روزها واقعا دیوانم....یه لحظه شاد و یه لحظه درگیر غم ولی خوبیش اینه
که همه ی این حس ها واقعیه.....هیجکدوم کاذب یا دروغین نیست
فاز الان مستی و دیوانگیه
چشما بسته....حس کن توی فضایی...یه جایی تو منظومه شمسی تو خلا
بی وزنی و تاریکی .....فقط خودتی و خودت
میخوام برم...میخوام از اینجا برم
موفق میشم؟
امشب توپ توپم.....شاد شاد ولی دچار یه تضاد جالب!!!با بیت زیر حال میکنم
اساسی...فقط اینو دارم گوش میدم
انقدر غمم زیاده
که دارم دق میکنم
میگذرم از تو و چشمات
اینو ثابت میکنم
قافیش ایراد داره ولی قشنگه
ارسال توسط رابین

