خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۲۴
از آدمهایی که فکر میکنن زیادی خوبن خوشم نمیاد

در حقیقت بدم میاد...فکر میکنن الهه ی خوبی هستن و اصلا به خودشون فکر

نمیکنن و خودشون رو در راه دیگران فدا میکنن و آخرش میبینن که چقدر خوبن

با این جور آدمها حال نمیکنم

کلا از آدمهایی که به خاطر رضایت خاطر دیگران یه کاری رو به صورت اجبار انجام

میدن خوشم نمیاد....مثلا ار خواسته ی خودشون میگذرن یا یه نفر رو راضی نگه

دارن.....به نظرم این بزرگترین خیانت در حق خود آدمه

موافقی؟

-الو؟

بفرمایید

-شما همونی نیستین که ۴ سال پیش تو اون مهمونی بودین؟

بله بفرمایید

-خوب هستین؟

اصلا خوب نیستم

-چرا؟

من خیلی عوض شدم......شاید عوضی شدم

-منو شناختین؟

(کمی فکر...در حالیکه میشناسه)نه اصلا...ببخشید من کار دارم...خدافظ

-صدای بوق آزاد

..................

بعضی وقتها فردا خیلی قشنگ غافلگیرت میکنه....چطوری؟

شب که میخوابی فکر فردا رو مرور میکنی و یه سری اتفاقات طبیعی رو پیش بینی

میکنی و خودت رو آماده میکنی تا به استقبال این اتفاقات طبیعی بری....اما

......اما یه دفعه یه اتفاق ناخواسته...یه تماس غیر قابل پیش بینی یا یه تصادف

عجیب یا یه دیدار در خیابان یا هر چی ممکنه پیش بیاد و فردا رو فرداها رو دگرگون

کنه....این یکی از زیبایی های زندگیه که من خیلی دوسش دارم....یه سورپرایز

از طرف فردا .......باحاله

سنگین بودن رو به غیر از وزن چطور معنی میکنی؟

یادته میگفتم تفاوت آدمها در تفاوت بین معنی و مفهوم کلماته؟

مثلا تفاوت و من و تو در اینه که هر کدوم عشق رو چطور معنی میکنیم و مفهومش

برامون چیه

میدونی معنیه سنگین چیه؟

یه فضای سنگین؟یه حس سنگین؟یه روز سنگین

امروز سنگین بود...امروز فضاش هم سنگین بود...یه جو عجیب...جوی که سخت

میشه باهاش کنار اومد......ولی در نهایت میشه باهاش کنار اومد

خوشم میاد از چیزایی و کسایی که سخت میشه باهاشون کنار اومد ولی در

نهایت میشه باهاشون کنار اومد

کلا اگه چیزی یا کسی فضای سنگینی داشته باشه و هر کسی نتونه باهاش

کنار بیاد و در نهایت خیلی سخت بشه باهاش کنار اومد چیز یا کس با ارزشیه

هر چیزی آسون بدست بیاد زیاد قدرشو نمیدونیم......

مسافر در خواب هم رویای سفر داشت...مسافر مدتی بود روی یه دایره داشت

میچرخید و مقصد رو گم کرده بود...تشنه بود ولی از همه مهمتر این بود که از این

دایره بیاد بیرون و مسیرشو ادامه بده...روی یه خط با انحرافهای زیاد...اینطوری برای

مسافر دوست داشتنی تر بود....یه مسیر سخت ولی دوست داشتنی...مسافر

از دایره و حس تکرار متنفر بود



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم