زمستونی گرم و بنفش و یا شاید بی دلیل بنفشم
/////
یه کم سخته
سعیه خودتو بکن....بجنب
باشه...ببین موهاش به هر ریختست....ریشاش یه کم بیشتر از ته ریش شده
.....قیافش خستست....هم جسمی هم روحی...عادت نداره به این شرایط
میشه براش کاری کرد؟؟؟
بیشتر توضیح بده...
سرش رو به آسمونه...توقع داره کسی از اون بالا براش کاری انجام بده
نمیدونم
..................
دقت کردی یه وقتهایی که همه چیز خوبه و طبق روال داره پیش میره یه دفعه
میزنه به سرت؟؟
یا بهتر بگم دقت کردی یه دفعه دی عین توپ بودن همه چیز..یهو بهم میریزی؟؟
آره چون دلت راضی نیست...لامصب عقل رو میشه خفه کرد ولی دل رو هر چی
خفه کنی بالاخره از یه جا صداش در میاد...مثل یه آب رونده که هر چی جلوشو
بگیری بالاخره یه منفذ پیدا میکنه و میزنه بیرون.........
دقت کردی نمیشه تو این دنیا همه چیز رو با هم داشت؟
چرا نباید همه چیز رو با هم داشت؟چون اینطوری دیگه انگیزه ای برای جنگیدن و
زندگی کردن نمیمونه....
واقعا؟
آره...فرض کن همه چیز داشته باشی...کار خوب...رابطه عاطفی خوب...اعصاب خوب
آرامش....و هیچ دغدغه ای نداشته باشی...به نظرت زندگی دیگه حال میده؟؟
نمیدونم
فکر میکردیم به هر مرحله که برسیم باید کلید مرحله ی بعد رو پیدا کنیم و بذاریم
کنار کلیدهای قبلی و بریم و جلو و جلوتر اما نمیدونستیم قانون زندگی و مراحلش
فرق داره و امکان داره وقتی کلید یه مرحله رو بدست میاری کلید مراحل قبلی
گم بشه.....عجبا
همین زیر و بم های زندگیه که زندگی رو زیبا کرده و جذاب و گاهی زشت ولی
زندگی چه زشت و چه زیبا همیشه روح داره........روح زندگی همیشه هست
مثل الان توی غم غروبای خزون و بوی نم بارون...مثل فردا و فرداها توی زردی آفتاب
تابستون و سبزی بی نظیر اردیبهشت بهار و حتی توی سفیدی برف زمستون
تا روح زندگی هست باید زندگی کرد...........لحظه رو فراموش نکن دیوانه که یک
لحظه ی کوچیک میتونه کل مسیر زندگی رو عوض کنه
کسی که هیپنوتیزم میشه روحش به درجه ای میرسه که دیگه قادر نیست در داخل
جسم حرف بزنه بنابراین از جسم جدا میشه و در حالیکه جسم رو صندلی نشسته
روح از بالا به جسم نگاه میکنه و حرف میزنه.....یعنی روح جسم رو از بالا میبینه
در این حالت روح میتونه پرواز کنه و هر جا بخواد بره و این تنها حالتیه که انسان از
قید رمان رها میشه و زمان هم کندتر میگذره......نوعی پرواز...البته این خروج روح
با خروج روح در زمان مرگ خیلی فرق داره...و البته نکته ی اصلی اینه که وقتی
در هیپنوتیزم روح از بدن جدا میشه میتونه زندگی های قبلی فرد رو هم ببینه...
به امید لحظه های دیوانه وار

