تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۲۵
سوار تاکسی میشم...ساعت حول و حوش ۱۰ شب
راننده راه میفته ۵۰۰ تومن میدم بهش...۱۰۰ تومن برمیگردونه
میگم کرایش ۳۵۰ تومنه البته اگه نداری نده
میگه داداش آخر شب ما ۴۰۰ میگیریم
میگم مگه شهر هرته؟؟؟؟؟
میگه من ۴۰۰ میگیرم
میگم بیجا میکنی....مگه میتونی ۴۰۰ بگیری؟
میگه اگه نمیخوای کرایتو بدم پیاده شد
میگم پیاده میشم
میزنه بغل ...وسطه اتوبان پیاده میشم
هوا سرده...ولی احساس خوبی دارم ...میدونی چرا؟؟
چون زیر بار حرف زور نرفتم...۵۰ تومن ارزش نداره ولی رفتن زیر بار حرف زور
خیلی زور داره
هنوز ۱ دقیقه نشده که یه ماشین میاد...شانس میارم میره شهرک
سوار میشم...
میام میدون شهرک....تاکسی میگیرم واسه خونه...منتظره بازم مسافر سوار
کنه...میگم آقا بریم بقیشو خودم میدم.......
متنفرم از اینکه زیر بار حرف زور برم
ارسال توسط رابین
آخرین مطالب

