1 سال دیگه هم مثل تمام سالهای دیگه گذشت و سال جدید در راهه
سالی تازه با اتفاقاتی تازه تر و اهداف و امید و آرزوهای جدید و باز ه در پایان
سال دیگه هم همین روند تکرار میشه..این سالها میان و میرن و ما روز به روز
پیرتر میشیم و در نهایت باید مرگ رو بپذیریم.......این چرخه زندگی برای همه
میچرخه..برای یکی خوب میچرخه و برای یکی معمولی و برای یکی سخت ولی
در نهایت همه میرسن به خاکی که ازش ساخته شدند...
سال 88 هم گذشت...سخت بود برام ولی اواخرش خوب شد...سخت بود چون
تو وضعیتی قرار گرفته بودم که تا حالا تجربش نکرده بودم..سخت بود چون
تازه با چهره سخت و بی رحم زندگی روبرو شدم و اون چهره لطیف و همیشه
خوب زندگی که شانس هم چاشنیش بود رو دیگه نمیدیدم....
سال 88 با تمام فراز و نشیبهاش داره تموم میشه و همچنان معتقدم و به چشم
دیدم که روزها و سالهای زندگی ما رو تصمیمات و لحظه ها میسازن..یه تصمیم
درست تو یه لحظه درست میتونه کل زندگی رو زیر و رو کنه و یه تصمیم غلط
و از دست دادن یه لحظه ی خوب میتونه از عرش به فرش برسونتت
سال 88 هم گذشت...اواخر سال 87 توی سر رسید جدیدم اهدافم رو نوشتم
و به خیلیاش نرسیدم و به چند تاش هم رسیدم...در نهایت باید بگم خدایا شکرت
هر چند سال 88 میتونست بهتر از این هم باشه...امسال از معدود سالهایی بود
که دوستی رو از دست ندادم و به تعداد دوستام هم تونستم اضافه کنم...حس
میکنم خیلی نسبت به پارسال بزرگتر شدم و حتی کنترلم رو هیجاناتم بیشتر
شده...سال 88 رو میشه سال کار برای من نامید و امیدوارم تو سال 89 بتونم
موفق تر و خوشحال تر باشم.............
خداحافظ 88
قشنگترین آهنگی که تو سال 88 شنیدم هم آهنگ خیال از شادمهر بود

