روزی که این حس بپره و اصلا دیگه حوصله ی زندکی کردن نیست و به قول یه نفر
"فس" میشی.....مثل الان من
دنیای این روزهای من خوب نیست....یعنی یه مدت خوب بود یه دفعه همه چیز
دوباره به هم ریخت و در نتیجه دنیای این روزهای من سیر نزولی داره طی میکنه
مثل نمودار سینوسی گاهی بالا و گاهی پایین......به این میگن زندگی دیوانگی
......
هر چیزی و هر مخلوقی برای خودش ذات داره.....مثل من مثل تو هر کدوم زه ذاتی
داریم...زندگی هم برای خودش ذات داره و البته نکته ی مهم اینه که ذات زندگی
در قبال هر نفر عوض میشه و فرق داره...یعنی ذات زندگی برای من با ذات زندگی
برای تو فرق داره...خیلی فاکتورها در ذات زندگی دخیل هستن که یکیشون و
شاید مهمترینشون اراده خود آدمه و یکی دیگه و شاید دومین مهمترین شانسه
...بله فاکتور خوش شانسی و بدشانسی خیلی در ذات زندگی هر کس دخیله
بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی....واسه همینه که اگه اراده و عرضه داشته
باشی و فاکتور شانس هم به میلت بچرخه میتونی ادعا کنی ذات زندگی برای تو
خوبه....همین دو عامل هستن که در یک جامعه یکی میشه رییس جمهور و یکی
میشه کارمند یکی میشه فقیر و یکی میشه پولدار یکی میشه موفق و یکی میشه
ناموفق و در نهایت یکی میشه عاقل و یکی میشه دیوانه
حالا یه سوال پیش میاد که تو چقدر در ذات زندگی نقش داری؟؟؟

