خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
نمیدونم تجربه کردی یا نه ولی یه وقتهایی زندگی هم حس میخواد و وای به

روزی که این حس بپره و اصلا دیگه حوصله ی زندکی کردن نیست و به قول یه نفر

"فس" میشی.....مثل الان من

دنیای این روزهای من خوب نیست....یعنی یه مدت خوب بود یه دفعه همه چیز

دوباره به هم ریخت و در نتیجه دنیای این روزهای من سیر نزولی داره طی میکنه

مثل نمودار سینوسی گاهی بالا و گاهی پایین......به این میگن زندگی دیوانگی

......

هر چیزی و هر مخلوقی برای خودش ذات  داره.....مثل من مثل تو هر کدوم زه ذاتی

داریم...زندگی هم برای خودش ذات داره و البته نکته ی مهم اینه که ذات زندگی

در قبال هر نفر عوض میشه و فرق داره...یعنی ذات زندگی برای من با ذات زندگی

برای تو فرق داره...خیلی فاکتورها در ذات زندگی دخیل هستن که یکیشون و

شاید مهمترینشون اراده خود آدمه و یکی دیگه و شاید دومین مهمترین شانسه

...بله فاکتور خوش شانسی و بدشانسی خیلی در ذات زندگی هر کس دخیله

بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی....واسه همینه که اگه اراده و عرضه داشته

باشی و فاکتور شانس هم به میلت بچرخه میتونی ادعا کنی ذات زندگی برای تو

خوبه....همین دو عامل هستن که در یک جامعه یکی میشه رییس جمهور و یکی

میشه کارمند یکی میشه فقیر و یکی میشه پولدار یکی میشه موفق و یکی میشه

ناموفق و در نهایت یکی میشه عاقل و یکی میشه دیوانه

حالا یه سوال پیش میاد که تو چقدر در ذات زندگی نقش داری؟؟؟



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم