خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۹/۰۷/۰۲
و باز هم پاییز............

و باز هم خزون و غروبهاش و سوزش و سرماش و بارونش

باز هم باید به مدت سه ماه غم خزون رو تحمل کنم.

از بچگی اینطوری بودم اول مهر برابر بود با مدرسه رفتن و دپرس شدن من

و این روزها اول مهر برابر میشه با کوتاه شدن روزها و غروبهای زجر آور و سرما

واقعا برام سخته.....و البته دپرس کننده.......

باز هم تابستون گرم و عزیز رفت و برای دوباره اومدنش باید ۱ سال دیگه صبر

کرد....۱ سال از عمر رو باید منتظر اومدن تابتستون بود....سال دیگه تابتستون

کجاییم؟؟؟؟

و باز هم پاییز



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم