خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
تا حالا شده یه نفر انقدر کنارت باشه و انقدر ببینیش که خسته بشی؟

برای من این روزها داره اتفاق میفته...از حضور بی کسی و دلگیری خسته شدم...

...

تا حالا شده همه چیز داشته باشی ولی حس کنی هیچی نداری؟؟؟

من اینطوری شدم...

....

تا حالا شده بی خودی دلت بگیره و بری تو خودت و بیرون نیای؟؟

.....

بس کن ...

بس کن درد من اینا نیست.

میدونی درد من چیه؟؟؟

درد من تنوعه...درد من تکراری بودنه....درد من متفاوت بودنه...درد من اینه که از درجا

زدن خوشم نمیاد...درد من اینه که دلم میخواد شرایط هر سال و هر ماه با قبل

تغییر کنه...عوض بشه...من تنوع طلبم...راضی به یه جا بودن و یه جا موندن و یه

کار ثابت انجام دادن نیستن....باید تنوع باشه و پیشرفت...........



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم