خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۳۰
 

هر چی سن بشتر میشه مفهوم ها برات بیشتر میشن و عوض میشن.

این روزها درگیر جعل زندگی و عبور از گذر غم و چراها و تضادها و کلیدها و

مراحل مختلف زندگی هستیم و اون روزها درگیر درس و مدرسه و فوتبال و کری

خوندن و تلویزیون و ......... بودیم....چه زود بزرگ شدیم.

هر چی سن بیشتر میره بالا الگوها عوض میشن و تغییر میکنن و کم کم یه دفعه

میبینی کم میشن.وقتی بچه تری در هر زمینه ای یه الگویی داری در زمینه ورزش

در زمینه شغل در زمینه زندگی و ....... ولی هر چی بزرگ تر میشی میبینی

الگوهات کمتر میشن و میشی مثل من که هیچکس رو دیگه به عنوان الگو قبول

نداری..........و البته اگه خیلی کارت درست باشه خودت میشی الگوی دیگران!!!!

و کلا در مغز دیوانه هدف ها سه دسته تقسیم میشن.

اول هدف هایی که بهشون نمیرسی

دوم هدف هایی که بهشون میرسی

سوم عقده ها

یعنی چی؟

توضیح میدم:

برای رسیدن به هر آرزویی و هر هدفی به عبارت خودمونی باید پدرت در بیاد!!!

یعنی رست کشیده بشه تا برسی به هدفت اینطوری مزه ی هدفت بیشتر میشه

هر چند اگه خیلی هم در راه رسیدن به هدفت اذیت بشی کلا مزش از بین میره

و هدف تبدیل میشه به یه عقده ی درونی.چون خیلی پدرت در اومده دیگه بی خیال

هدف میشی ولی باید بهش برسی تا ثابت کنی بی عرضه نیستی واسه همین کلی

وقت و انرژی و عمر میذاری تا این عقده ی درونت رو از بین ببری و نتیجش این میشه

که هدفت که یه روزی آمال و آرزوت بود دیگه بهت مزه نمیده و به همین سادگی

عقده ای میشی.

واسه همین باید سعی کنی اعتدال در پیش بگیری وقتی میبینی یه هدف خیلی

دوره میتونی یه چیز دیگه رو جایگزینش کنی تا اذیت نشی و بی خودی هم عقده ای

نشی.

همه ی اینا رو گفتم و یه چیزی رو نگفتم.بعضی وقتها برای رسیدن به هدف ها باید

از راهها و گذرهای مختلفی رد بشی. یکی از سخت ترین گذرهایی که باید ازش رد

بشی گذره غمه...............بعدا راجع به گذره غم زیاد حرف میزنم.........

 



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم