ساده تر برای هر اتفاقی یه علتی وجود داره......بر اساس همین اصل همیشه
در زندگی گشتیم دنبال علت هر چیزی که برامون اتفاق میفته.مثلا چرا بدشانسیم
چرا موفق نشدیم چرا و چرا و هزار چرای دیگر که میشه همون بحث همیشگی
چراها......
اما یه چیزی رو دقت کردی؟
یه مواقعی پیش میاد که دلمون میخواد اتفاقی که برامون افتاده رو بدون علت
بذاریم.یا بهتر بگم دلمون میخواد برای اتفاقی که میفته علتی وجود نداشته باشه
تا ربطش بدیم به نیروهای ماورا الطبیعه یا همون معجزه.........
هر آدمی توی زندگیش یه فرهنگ لغاتی داره که تعریف و معانی لغات تو فرهنگ
لغات هر کس با دیگری متفاوته توی فرهنگ لغات من معجزه معنی خاصی میده
معجزه برای من یعنی لطف خدا در مواقع بحرانی.........تا حالا چند بار برام معجزه
رخ داده و اتفاقی که برام افتاده علتی نداشته.
دقت کردی وقتی برای اتفاقی که برات میفته نمیتونی علت پیدا کنی عصبی
میشی؟؟؟؟وقتی اتفاق بدی بیفته و بدون علت باشه عصبی میشی و وقتی
اتفاق خوبی بیفته و علت نداشته باشه توهم معجزه میگیری......
همیشه برام جای سوال بوده که واقعا این خوبه هر معلولی رو علتی است؟
پ.ن:امروز صبح وقتی از خواب بیدا شدم توی تخت زیر پتو یه لحظه دچار حس
بدی شدم میدونی اون حس پی بود؟
پوچی بی دلیل...............یه حس جدید حسی شبیه پوچی ولی بدون علت!!!!

