خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۸۹/۱۲/۲۷
این روزها خیلی خستم.فشار کار خیلی بالاست.دارم از خستگی میمیرم.

دیشب یه خواب دیدم که امروز اعصابم رو به هم ریخت.تا کی ؟

جدیدا سر یه سه راهی گیر کردم و فقط و فقط باید یه راه رو انتخاب کنم.جالب اینجاست

که هیچکدوم از این سه راه هم ایده آل نیست.خیلی بده.

خستگی و سه راهی و اعصاب خوردی همه با هم!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم