چرا من اینطوریم؟.....خسته شدم....یه روز خوب یه روز بد...هر کی ندونه
فکر میکنه تعادل روانی ندارم!
نمیفهمم......خودمو نمیفهمم......نمیفهمم چرا اینطوری میشم.یهو دلم بی
هیچ دلیلی میگیره...دلشوره دارم و نتیجش میشه گرفتن دل.
چرا باید انقدر حساس باشم و به جزییات دقت کنم و نتیجش بشه :
خود آزاری!
بله خو آزاری فقط خودزنی نیست .این حس هایی که من دارم اسمش
خو آزاریه چون یه روز در میون و بی هیچ دلیلی دلم میگیره و بی هیچ دلیلی
دلشوره دارم.
کاش میشد قویتر بود و کمی بر این حس های لامصب مسلط تر.......ولی
افسوس که دیوانه یک دیوانست و نمیتونه بی خیال باشه..........
و افسوس که دیوانه خود آزاره!
مسافر نمیدونست به کجا رسیده ولی داشت کم کم به مقصد میرسید
و البته امیدوار بود که مقصدش راهی بشه برای ادامه راه............
میدونی هر کسی یه طوری آروم میشه.یکی وقتی گریه کنه یکی وقتی
داد بکشه یکی وقته پیاده راه بره.....یکی وقتی بخونه یا بنویسه یا شعر
بگه........آروم تر شدم......ولی دلم هنوز گرفتست.

