خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۰/۰۲/۲۳

 میدونی حرف زدن در مورد یه سری مسایل سخته..........

میدونی تغییر چیز خیلی خوبیه ولی پذیرفتنش و داخل شدنش خیلی سخته هر چند اگه

نتایج مثبتی داشته باشه ولی کلا سخته.

بهتر میخوام توضیح بدم.........فکر کن یه هدف داری و برات مهمه بهش برسی.حالا

با توجه به اون هدف باید از یه راهی عبور کنی تا به هدفت برسی توی این راه یه سری

چیزها از دست میدی و یه سری چیزها بدست میاری.این قانونه طبیعته.

حالا فرض کن داری به هدفت میرسی ولی یه سری از مسایلی که توی راهت هست

رو دوست نداری....اینجاست که چمچاره میگیری و نمیدونی باید چه کنی.........هدف

رو بچسبی یا حاشیه های آزار دهنده رو؟

اینجاست که میبینی یه هدف شیرین و زیبا چقدر میتونه سخت باشه و گاهی هم نازیبا!

اینجاست که تعداد چند راهی ها و مشغله ها و دغدغه ها و افکار مختلف زیاد میشه

و اگه نتونی تصمیم درستی بگیری منفجر میشه و دیگه نه هدفی میمونه و نه راهی

و فقط نگاه میکنی میبینی بدون نتیجه یه راهی رو طی کردی!!!

میبینی؟حرف زدن در مورد یه سری مسایل خیلی سخته...........خیلی.......

به این میگن یه تضاد لعنتی با رنگ بنفش جیغ!!!یه تضاد که مثل خوره میمونه:

ساعته تنهای امروز

بی دقیقه چه دقیقه

گریه ی غمگین فردا

بی پناه و بی رفیقه


پ.ن:یه نفر این روزها پیدا شده کلی کامنت های چرت میذاره و آدرس وبلاگ دیگران رو میده

احتمالا از طرف من هم کامنت مزخرف میده پس دوستان دیوانه بدانند کامنتهای چرت و پرت

از طرف من نیست.یه وقتی سوء تفاهم پیش نیاد.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم