خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
نمیدونم چرا حس میکنم اینجا برام تکراری شده و دیگه توش حرفی برای

گفتن ندارم........چند باری تصمیم گرفتم درش رو تخته کنم و برم و دیگه

تعطیلش کنم ولی لامصب نمیشه.اینبار هم هر چی با خودم کلنجار رفتم که

در این وبلاگ رو تخته کنم دلم نیومد.کم نیست 3 سال باهاش زندگی کردم

و هر چی خواستم توش نوشتم و داد زدم و باهاش غمگین بودم و شاد بودم.

تازه چند روز دیگه وبلاگم 3 ساله میشه و دلم میخواد حالا حالاها بمونه و بعد دیگری

از من رو همیشه منعکس کنه.....بعد لذتبخشه دیوانگی.........

پس باز هم مینویسم و دیوانگی رو ترویج میدم و خودم رو خالی میکنم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم