در حالیکه از پشت پنجره به راحتی میبینم که ماه گرفته و خیال
وا شدن تا ساعت 2:45 بامداد رو نداره منم دلم گرفته!
عجب تفاهمی دارم امشب با ماه!اون گرفته و شده خسوف و منم گرفتم
و شدم بی حوصله.
حوصلم سر رفته......نه حوصله تلفن حرف زدن دارم نه فیلم دیدن نه
بازی کردن نه فکر کردن نه کتاب خوندن نه بیرون رفتن!
حوصلم سر رفته!
میدونی یه وقتهایی نمیتونم کنار بیام
با چی؟
الان بهت بگم.یه وقتهایی نمیتونم با این کنار بیام که یه چیزی رو بخوام
و نشه.....نتیجش میشه بی حوصلگی و سرگردونی و قاطی کردن.
میدونی جدیدا یا بهتر بگم چند وقته(خودم نمیدونم دقیقا چند وقته) حس
میکنم نمیدونم مخاطبم کیه.نمیدونم با کی دارم حرف میزنم با خودم
یا تو یا من ...........نمیدونم واسه همین قاطی کردم.
امروز جالب نبود......حوصله نداشتم و غم داشتم و فقط میخواستم
روزم بشه شب.بدبختی اینه که دلیلش رو هم نمیدونم.
صبح بیدار شدم رفتم سر کار....ظهر اومدم خونه ناهار دیر خوردم و
نتونستم بخوابم و رفتم دکتر (متنفرم از دکتر رفتن)اومدم خونه و تلفن
حرف زدم و نشستم پای لپ تاپ و شام خوردم الان منتظرم تا خوابم
بگیره و برم بخوابم.............گند بزنن امروز رو که تلفش کردم!
پ.ن: حوصله فردا و سر کار رفتن رو ندارم!
پ.ن2: در هوایت بی قرارم ، بی قرارم روز و شب
زدم تو کار شهرام ناظری....ای حال میده!

