خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۱۹
به فردا امیدی هست؟؟؟!!!!
میدونی جدیدا چی کشف کردم؟

اینکه حس هایی بدتر از انتظار و پشیمونی هم وجود داره.

میدونی چیه؟

اینکه زورت نرسه.....اینکه مشکل رو نتونی خودت حلش کنی و گره ی کورت دست دیگران

باشه.اینکه وابسته باشی و نتونی هر کاری میخوای بکنی.

از اول عمرم هر کاری خواستم کردم ولی الان ، اینجا نمیتونم هر کاری بخوام بکنم.باید

مشورت کنم و اجازه بدم برام تصمیم بگیرن......بد دردیه که خودم نمیتونم مشکل رو حل کنم

بد دردیه که در مورد آدم فکر بد کنن و هر کاری کنی فرضیشون درست نشه و تو تو خودت

بسوزی و نتونی اثبات کنی......چون زورت نمیرسه......چون مشکل رو خودت نمیتونی حل

کنی.....چون نمیشه.....وسعش رو نداری.............زورت نمیرسه...............

وای به روزی که این " زورت نمیرسه " مثل پتک بخوره تو سرت و مجبور بشی سر خم کنی....

مجبور بودن بدترین درده.................

دیدی پس حس هایی بدتر از پشیمونی و انتظار هم وجود داره؟؟؟؟؟

امشب داغون شدم..........زورم نرسید...........نشد.............اثبات نشدم.............

به فردا امیدی هست؟؟؟!!!!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم