تاريخ : جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۰۱
باز هم همون همیشگی
بله باز هم همون غم های عجیب و غریب همیگشی که از وقتی خودم رو شناختم باهام بوده و الان یه مدتیه
بدجور باز هم بهم حمله کرده و طبق معمول من در برابرش دفاعی ندارم.
جالبی قضیه هم اینه که دقیقا وقتی همه چیز خوبه این غم لعنتی میاد سراغم و همه ی وجودم رو میگیره
زندگی شده تکرار خالص یعنی 100 درصد خالص.دلم میخواد بنویسم نمیتونم.دلم میخواد شعر بگم نمیتونم
دلم میخواد یه کاری بکنم ولی بازم نمیتونم و غرق شدم در دایره ی تکرار.الان میتونم برنامه ی 2 ماه
یا 2 سال دیگم رو هم بگم..........
راه گریزی نیست.دلم تغییر میخواد در روند زندگی ولی نمیشه..........
دیوانه ای را در قفس انداختن از مرگ هم بدتر است.من در قفسم........بال پروازم نیست یا بهتره بگم
مرا توان پرواز نیست.
ارسال توسط رابین

