خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۱۱
مسافر مدتها بود مثل اب راکد گندیده شده بود.......

مسافر حالا دیگه میدونست باید باز هم سفر کنه....سفری تا بی نهایت

مسافر باید آماده ی سفر میشد به هر قیمتی که شده.باید سفر بی پایانی رو شروع میکرد

بزرگترین درس زندگی به مسافر این بود:

سکون تو رو میکشه.سفر کن

مسافر منتظر هوای آفتابی بود تا سفرشو شروع کنه.

سقوطه من در خودمه

سقوطه ما مثل منه

مرگه روزای بچگی

از روز به شب رسیدنه



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم