تاريخ : جمعه ۱۳۹۷/۰۵/۱۲
بچه که بودم خیلی از استخر و آب و دریا میترسیدم.بابام استخر خونه رو اب میکرد
من میرفتم از ترسم قایم میشدم.البته بابام هم مقصر بود اصرار میکرد و حرصش میگرفت
که من میترسم متوجه نمیشد بچم و باید جور دیگه ای رفتار کنه.کلا تو همه چیز اینجوری بود!!!
گذشت و منو استخر ثبت نام کرد و منم با میلی میرفتم و تا جلسات اخر زیاد چیزی یاد نگرفتم
و یه روز بابام اومد استخر و از مربی پرسید این چجوریاست؟اونم گفت اصلا تو پر عمق نمیره.
بابای منم قاطی کرد و گفت از این به بعد فقط ببرش تو پر عمق که با هزار بدبختی من میرفتم
تو پر عمق و بالاخره روز مسابقه تونستم درست شنا کنم و یاد بگیرم!!
حالا دیگه خودم یه پسر دارم و عشق آب و استخر و دریاست.استخر خونه بابام پر شده وتقریبا
هر روز میارمش استخر!!!چه زود میگذره.
صبح که بیدار میشه میگه بریم دریا بریم استخر بریم شنا!!!
ارسال توسط رابین

