خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۸/۰۵/۱۶

دیروز تصادف کردم!

از تصادف متنفرم اصلا حالم بد میشه به هم میریزم.حالا طرف یه پیرمرد داغون بود

و زنش اومده بود التماس میکرد تو رو خدا ماشین ما رو ببر یه جا پارک کن این حالش

بده.یه نفر که صلاحیت رانندگی نداره باعث شد ماشین نو من رنگ دار بشه و کلی بخوره

تو سرش از لحاظ قیمت!حیف تا حالا با این ماشین تصادف نکرده بودم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم