تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۸/۱۲/۲۸
خودمو به خواب زده بودم.یه مدتی خودمو زده بودم خواب و بی خیال واقعیت دنیا بودم
داشتم یه جای دیگه سیر میکردم و فکر میکردم واقعیه.مثل فیلم اینسپشن که شخصبت زن فیلم
انقدر از واقعیت فرار کرد تا ترجیح داد همیشه تو خواب بمونه.منم تو خواب بودم و شیرین بود
و دوست داشتم بمونم و بیدار نشم.ولی متاسفانه یا خوشبختانه بیدار شدم و بعد از مدتها خواب
حالا باید در بیداری با دنیای واقعی مبارزه کنم.دوباره باید واقعیت رو تجربه کنم هر چند تلخ!
خودمو به خواب زده بودم چون فقط توی خواب خوشحال بودم چون در واقعیت خوشحال نیستم
ولی مجبورم!مجبورم بیدار شم و شروع کنم همه چیز رو......شروع کنم چشیدن دوباره ی واقعیت تلخ رو..
خداحافظ خوابهای طلایی.....شیرین بودین ولی زودگذر و رفتنی.....
ارسال توسط رابین

