خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۹/۰۱/۱۵

1 سال تلاش کردم تا تونستم ساعت خوابمو درست کنم و شبا حداکثر 2 بخوابم و صبح ها

حداکثر 11 بیدار بشم.که اکثرا 10 بیدار میشدم.یکی از بهترین راهها بود برای اینکه حالم بهتر

باشه.این قرنطینه متاسفانه گند زد توش و الان در زندگی روزمره چیزی به اسم صبح وجود

نداره و روز از ظهر برام شروع میشه!!!

5 میخوابم تا 2 یا 3 ظهر.

 



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم