خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۹/۰۲/۱۹

از واقعیت متنفرم.

همیشه فرار میکردم از واقعیت و دلم نمیخواست تو واقعیت زندگی کنم

چون واقعیت تلخه چون واقعیت جدیه و من از جدی شدن زندگی و آدماش فراریم.

دقیقا وقتی آدما جدی میشن و در نتیجه زندگی جدی میشه افسرده میشم.

از واقعیت حالم به هم میخوره و حالا مجبورم تو واقعیت زندگی کنم.

+مجبوری؟تو و اجبار؟؟

-بله مجبورم چون باید خودخواه نباشم

+نمیتونی دوام بیاری

-میدونم.ولی مجبورم.

مجبورم تو واقعیت زندگی کنم.حالم بد میشه ولی حال اطرافیان خوب میشه.مجبورم

چون باید اینجوری باشه.چون هیچ جوره نمیشه اونجوری که من میخوام باشه

چون تو قفسم.چون مرغ هوام و جام تو قفس نیست ولی همه جا قفسه.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم