خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۵

امروز عجیب همت کردم ساعت 9 صبح بیدار شدم.

رفتم مغازه ویترین زدم اومدم خونه!

چقدر روزهایی که صبح زود بیدار میشم دیر میگذره.من عاشقه شبم

دوست دارم بیشتر تو شب زندگی کنم تا اینکه تو روز!

امروز چون صبح زود بیدار شدم مسلما دیر میگذره و وقت زیاد میارم!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم