خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۷/۰۳

دقیقا دارم از چندین جا جر میخورم!!!

این روزا از ۸ ۹ صبح بیدار میشم میرم دنبال جوری جنس و زنگ زدن

به نجار و نقاش و برقکار و موتوری و بازاری!!!!

بدون استراحت تا شب درگیرم!!!

قبلا یا شریک داشتم یا فروشنده پسر که تو این کارا کمکم میکرد

الان کاملا دست تنهام!!!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم