خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۹/۰۷/۲۰

مغازه پایین که پارسال چند ماهی تنها بودم اصلا اذیت نشدم.

چون دقیقا میدونستم بازار چجوریه و چی باید بیارم و چی نباید بیارم

ولی این مغازه جدیده حسابی برام چالش داره.دست تنها سخته یه کم

چون نمیدونم بازارش چجوریه و چی باید آورد و چی نباید آورد!!

امروز از ساعت ۶ تا هفت و نیم همینجوری نشسته بودم و اعصابم خورد

بود نمیدونستم باید چیکار کرد.یهو یه خانمه اومد اندازه ۱۰ نفر خرید کرد!!

پشت سرش هم خوب فروختم!!!کلا عجیبه برام این صنف جدید!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم