خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۹/۰۹/۲۳

چقدر امروز روز بی خودی بود.

چند تا کار مثبت کردم ولی در کل روز خوبی نبود.

تعداد روزهای خوبم داره خیلی کم میشه البته به خاطر اینه که

به هر روزی دیگه روز خوب نمیگم.

جمعه و شنبه خیلی خوب بود.یه تجربه جدید بود مخصوصا جمعه شب.

وقتایی که مشروب میخورم حال اون لحظه برام وصف نشدنیه.

دقیقا میشم آدمی که ۱۲ ۱۳ سال پیش بودم.ولی بعدش حس بدی دارم.

و به خودم میگم دیگه نمیخورم ولی رو حرفم نمیمونم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم