بعد از مدتها رفتن و رفتن رسیدم به یه جایی.رسیدم به یه نقطه ای
میتونم بهش بگم بلوغ فکری و شخصیتی.
+حالا این چی هست؟
یعنی رسیدم به جایی از شخصیتم که تا حدی میشناسمش
+یعنی زیاد؟چند درصد؟
تقریبا ۲۰ درصد.بعد از این همه کنکاش و جستجو تازه میتونم با ۲۰ درصد
از خودم ارتباط برقرار کنم و شناخت داشته باشم.
بعد از ۳۶ سال تازه تا حدود ۲۰ درصد میتونم بگم از زندگی چی میخوام
و کجای زندگی هستم و از درونم تا همین حد خبر دارم.
میتونم بگم خودشناسی سخت ترین و عجیب ترین و طاقت فرساترین
وظیفه ی بشریه و بعید میدونم هسچوقت تکمیل بشه.
کمی با بلوغ فکری رسیدم این روزها بیشتر میتونم منطقی تصمیم بگیرم.تا
احساسی.البته همچنان یهو احساسات فوران میکنه.و از همه مهمتر
بیشتر میتونم جلوی خشمم رو بگیرم و خودمو کنترل کنم.
زندگی هیجاناتشو از دست داده ولی میتونه زیبا هم باشه.
+با ۲۰ درصد شناخت انقدر خوشحالی؟
همینم خیلیه....خیلی

