خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۰۲

چند وقتی بود درگیر کار شدید بودم و البته ایت ویروس منحوس کرونا

هم باعث شده بود که نتونیم سفر بریم.قرار بود عید بریم شمال که

با دیدن شلوغیه جاده داشتیم منصرف میشدیم.ولی دیشب یه فکر بکر

به سرم زدم و راه افتادیم و الان صدای من رو از لب دریای خزر میشنوید!

 



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم