خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۱۱

از دیروز تا حالا دارم خودم رو شدیدا کنترل میکنم که نرینم به

فروشنده هام!!!!

مرخصی بی موقع گرفتن و گرفتارم کردن!

اگه پسر بودن راحت میشستم میذاشتمشون کنار ولی متاسفانه دخترن

و لحن منم تنده و خیلی اذیت میشن بنابراین دارم خودم رو کنترل میکنم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم