خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۳۰

فکر کنم ۶ یا ۷ سالی بود که میخواستم برم چشم پزشکی!!!

موقع فیلم دیدن و بازی کردن نیاز به عینک دارم.و یه عینک دارم ماله

۱۸ ساله پیشه!!!!

خیلی از عینک استفاده نمیکردم ولی فاصلم که با تی وی بیشتر شد و

بیشتر بازی میکردم عینک قدیمیم رو ازش استفاده میکردم.مشکلی که

داشت شیشه هاش کوچیک بود ولی باز کارمو راه مینداخت.تا اینکه

۲ سال پیش پام رفت رو عینکه و قابش شکست.با بدبختی با نخ و اینا

ردیفش کردم ولی کج بود.خلاصه هر هفته میگفتم این هفته میرم

چشم پزشکی و هی نرفتم.امروز میخواستم برم یه مغازه دسته چکمو

بیارم سر راه از عینک فروشی پرسیدم اینورا دکتر هست؟

گفت ۲۰ متر پایین تر هست الانم اومده.خلاصه طلسم شکسته شد و

رفتم معاینه چشم و جالبه دقیقا شماره ی چشمم همون شماره ی ۱۸ سال

پیشه یعنی جفتش ۱.البته بین ۱ و ۱.۲۵ بود ولی گفت عینک نمره ۱ بگیر

بلافاصله رفتم یه عینک هم سفارش دادم و اومدم خونه.

طلسم ۱۸ ساله بالاخره شکست!!!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم