خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۰/۰۲/۱۹

چقدر امروز خسته شدم!

فقط امیدوارم زودتر از شر این ماسک و کرونا رها بشیم.

نفس تنگی گرفتم امروز از دست این ماسک لعنتی.

امروز از ۱۰ صبح تا ۱۰ شب بیرون بودم فقط ۱ ساعت اومدم خونه نهار

خوردم و رفتم مغازه.

از همه سخت ترش بازار رفتن و سر و کله زدن و جنس خریدن و حمالی

کردن بود....

من سیگار نمیکشم ولی روزهایی مثل امروز واقعا حسودیم میشه به

سیگاریا چون سیگار‌میکشن و خستگیشون در میره!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم