خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۰/۰۴/۱۴

واسه اولین باره از زندگی تو این مملکت خسته شدم.متنفر شدم

هر‌چی تلاش میکنم کار میکنم زحمت میکشم هیچ‌ نتیجه ای نداره

کرونا درمان پذیر نیست و با این وضع واکسن زدن بعید میدونم

هیچوقت از شرش راحت بشیم.گرونی داره کمرمو میشکونه و فقط و فقط

میتونم از پس خرج روزانه ی عادی زندگیم بر بیام.

از طرفی اوضاع کاسبی و کار هم تعطیله.روزی ۲ بار برق میره که عملا

باعث میشه هیچ کاری نشه کرد و متاسفانه باز هم به خاطر پیک پنجم

میخوان پاساژا رو دوباره ببندن!!!یعنی حداقل دو هفته بسته میشیم

و باز من میمونم و چک های بی صاحبی که باید پاس بشه در حالی که

موجودی ندارم برای پاس کردنشون!!!دیگه روم نمیشه به صاحب مغازه ی

بالا زنگ بزنم برای نگرفتن اجاره یا تخفیف توی اجاره!!!

اعصاب و روانم به هم ریخته...



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم