خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۰/۰۵/۰۵

انقدر خودم رو سرگرم کار کردم و انقدر خسته میشم که جا برای فکر

کردن برام نمیمونه.تقریبا سعی میکنم فکر نکنم و همین باعث میشه مثل

یه گاو باشم.برم و بیام و بخورم و بخوابم و کار کنم.کمتر اذیت میشم

ولی مثل یه گاو میمونم.کسی که فکر نکنه فرقی با گاو نداره!

یه وقتهایی به خودم استراحت میدم و یه نصفه روز یا یه روز کامل

کار که نمیکنم انقدر فکرها میان سراغم که حس افسردگی میگیرم.

بی دلیل ناراحت و غمگین میشم.....

روانیم؟

دیوانم؟

شاید ولی دیگه نمیخوام فکر کنم....



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم