خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۰/۰۶/۲۲

همیشه توی کار کردن بدشانس بودم.کاری که میخواستم که هر چی تلاش

کردم و گشتم پیدا نشد.

کاری هم که میکنم توش واقعا همیشه بدشانس بودم!!اول کار که یه شریک

مزخرف باعث شد ۳ سال طلایی رو تلف کنم.بعدش هم که هی میخورد به

رکود و بالا رفتن دلار.دلار ثابت شد رفتم چین تا یاد گرفتم و تجربه کسب

کردم دلار ۴ تومنی شد ۲۰ تومن و دیگه نشد برم چین.تا یه همتی کردم و

اوضاع بهتر شد کرونا اومد!!!بازم تلاش کردم مغازه ی دوم رو بگیرم و

بماند که تا جون میگرفت بسته میشد به خاطر کرونا ولی الان که همه

چیز اوکی شد اجاره ی ۱۲ تومنی رو میخواد بکنه ۱۹ تومن!!!!!

باورم نمیشه این حجم از بدبیاری و بدشانسی رو!!!

یا باید جمعش کنم(بعد از یک سال جون کندن)یا باید کار کنم و هیچی

برام نمونه که شاید شب عیدش یه چیزی بمونه!!

این همه زحمت باد هوا شد!



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم