خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۰/۰۷/۰۵

۴ ۵ روز از پاییز گذشته...روزها کوتاه شده و غم غروب شدیدتر و

هوا انگار پر از غمه!!

حتی پسر ۵ ساله ی من هم میگه عصرها حالم بد میشه و میخوام گریه

کنم!

این یکی دو هفته شدید درگیر کار بودم.دکور مغازمو میخوام عوض کنم

و باید برای مغازه ها جنس جور کنم که خوشبختانه جنس ها رو

تونستم جور کنم.ببینیم شش ماهه ی دوم سال برامون چه چیزهایی

تدارک دیده.

 



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم