خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۸/۲۰

دیروز سالگرد ازدواجمون بود.ده سال از روز عروسیمون گذشت

بالا و پایین زیاد داشتیم و با هم بزرگ شدیم و الان دو تا بچه ی قشنگ

داریم.

برای دیروز برای اولین بار تو عمرم سعی کردم سنگ تموم بذارم!!

دو سه هفته ای دنبال یه کادوی خوب گشتم و بعد یه رستوران خیلی

خوب پیدا کردم و رفتیم و کادو رو دادم یکی از گارسونا بیاره و

همسرم واقعا خوشحال شد.این خوشحالی خیلی برام ارزش داشت

جدا از همه چیز همسرم تنها کسیه که پای همه چیزم مونده و تمام

اخلاقای گند و غیر قابل تحملم رو تحمل کرده!!!

۱۰ سال از ۱۹ آبان ۹۰ گذشت......



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم