خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۱۳

فشار شدید و زیادی روی منه و متاسفانه هیچکس نمیفهمه و کمک که

نمیکنن هیچ ،توقع بیشتر دارن و شاکی هم هستن همیشه.

همه ی دور و بریام ازم شاکین!!!در حالیکه من بیشتر از توانم دارم مایه

میذارم و واقعا دیگه نمیکشم....این همه مسولیت رو نمیتونم بپذیرم و

انجام بدم و مطمئنم یه جا کم میارم و بی خیال همه چیز میشم...

چقدر خستم.....

چقدر پیرم....

چقدر از درون داغونم و هیچ فریاد رسی نیست...



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم