ادامه بیوگرافی انیشتین
عزيمت از پراگ
در مدّتي كه انيشتين در پراگ تدريس ميكرد، نه فقط نظريه جديد خود را درباره غير وي بنا نهاد بلكه با شدّت بيشتري نظريه خود را درباره كوانتوم نو را كه در شهر برن شروع كرده بود، توسعه داد. با همه اين تفاصيل انيشتين به دانشگاه پراگ اطّلاع داد كه در خاتمه دوره تابستاني سال 1912 خدمت اين دانشگاه را ترك كرد. عزيمت ناگهاني انيشتين از شهر پراگ موجب سر و صداي بسيار در اين شهر شد، در سر مقاله بزرگترين روزنامه آلماني شهر پراگ نوشته شد: «كه نبوغ و شهرت فوق العاده انيشيتن باعث شد كه همكارانش او را مورد شكنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترك كرد.»
انيشتين عازم شهر زوريخ گرديد و در پايان سال 1912 با سمت استادي مدرسه پلي تكنيك زوريخ مشغول به كار شد. شهرت انيشتين به تدريج تا آنجا رسيده بود كه بسياري از مؤسسات و سازمانهاي علمي جهان علاقه داشتند كه وي به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ايشان در ارتباط باشد. سالها بود كه مقامات رسمي آلمان كوشش ميكردند كه شهر برلين نه فقط مركز قدرت سياسي و اقتصادي باشد، بلكه در عين حال كانون فعاليت هنري و علمي نيز محسوب گردد، به همين جهت از انيشتين دعوت به عمل آوردند. مدّت كمي بعد از ورود انيشتين به برلين ، انيشتين از زوجه خويش هيلوا كه از جنبههاي مختلف با او عدم توافق داشت جدا گرديد و زندگي را با تجرد ميگذارند.
هنگامي كه به عضويت آكادمي پادشاهي انتخاب شد، سي و چهار سال سن داشت و نسبت به همكاران خود كه از او مسنتر بودند بيش از حد جوان مينمود. در اين حال همه انيشتين را در وهله اوّل مردي مؤدب و دوست داشتني به نظر ميآوردند. فعاليت اصلي انيشتين در برلين اين بود كه با همكاران خويش و يا دانشجويان رشته فيزيك درباره كارهاي علمي مصاحبه و مذاكره كند و آنها را در تهيه برنامه جستجوي علمي راهنمايي كند.
انيشتين و جنگ جهاني اول
هنوز يكسال از اقامت انيشتين در برلين نگذشته بود كه ماه اوت 1914 جنگ جهاني شروع شد. در مدّت جنگ جهاني اول ، روزنامههاي برلين همه روزه از وقايع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان بود. در عين حال انيشتين در منزل خود با دختر عمه خويش الزا آشنايي پيدا كرد. الزا زني مهربان و خونگرم بود و همچنين او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اينحال انيشتين با او ازدواج كرد. جنگ بين المللي و شرايط معرفت النفسي كه در نتيجه آن بر دنياي علم تحصيل گرديد مانع از آن نشد كه انيشتين با حرارت فوق العاده به توسعه و تكميل نظريه ثقل خويش بپردازد.
وي با پيمودن راه تفكّري كه در پراگ و زوريخ پيش گرفته بود توانست در سال 1916 نظريهاي براي ثقل و جاذبه عمومي بنا نهد كه مستقل از نظريههاي گذشته و از نظر منطقي داراي وحدت كامل بود. اهميت نظريه جديد به زودي مورد تأييد و توجه دانشمنداني واقع گرديد كه داراي قدرت خلاق علمي بودند. تأييد تجربي نظريه انيشتين توجّه عموم مردم را به شدّت جلب كرده بود از اين پس ديگر انيشتين مردي نبود كه فقط مورد توجّه دانشمندان باشد و بس. بزودي وي نيز همچون زمامداران مشهور ممالك ، بازيگران بزرگ سينما و تئاتر شهرت عام بدست آورد.
مسافرتهاي انيشتين
تبليغات مخالف و حملاتي كه عليه انيشتين ميشد موجب گرديد كه در تمام ممالك جهان و در همه طبقات اجتماعي توجّه عموم مردم بسوي نظريههاي او جلب شود. مفاهيمي كه براي تودههاي مردم هيچگونه اهميتي نداشته است و عامه ايشان تقريبا چيزي از آن درك نميكردند، موضوع مباحث سياسي گرديد. انيشتين در اين زمان سفرهاي خود را آغاز كرد، ابتدا به هلند ، بعد به كشورهاي چك و اسلواكي ، اسپانيا ، فرانسه ، روسيه ، اتريش ، انگليس ، آمريكا و بسياري كشورهاي ديگر. امّا نكته قابل توجّه اين است كه وقتي انيشتين و همسر او به بندرگاه نيويورك شدند با استقبال شديد و تظاهرات پر شوري مواجه شدند كه به احتمال قوي نظير آن هرگز هنگام ورود يكي از دانشمندان رخ نداده بود.
انيشتين به آسيا و به كشورهاي چين ، ژاپن و فلسطين سفر كرده است و اين خاتمه سفرهاي او بود. درسال 1924 بعد از مسافرتهاي متعدد به اكناف جهان انيشتين بار ديگر در برلين مستقر گرديد. حملات همچنان بر او ادامه داشت و نظريات او را به عنوان بيان افكار قوم يهود و به سود فاشيسم ميدانستند، به اين دليل انيشتين به شهر پرنيستون در آمريكا ميرود. بعد از چندي همسرش الزا در سال 1936 از دنيا ميرود و خواهر انيشتين كه در فلورانس بود به شهر پرنيستون نزد برادرش آمد.
در همين دوران انيشتين تابيعت كشور آمريكا را ميپذيرد. انيشتين در سال 1945 طبق قانون بازنشستگي مقام استادي مؤسسه مطالعات عالي پرنيستون را ترك كرد. ولي اين تغيير سمت رسمي ، تغييري در روش زندگي و كار او بوجود نياورد. وي كماكان در پرنيستون بسر ميبرد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.
آخرين سالهاي زندگي انيشتين
اين دوران تجسس در نيمه انزواي شهر پرنيستون با اضطراب و اغتشاش آميخته شده بود. هنوز ده سال ديگر از زندگي انيشتين باقي مانده بود، ليكن اين دوره ده ساله درست مصادف با هنگامي بود كه عصر بمب اتمي شروع ميگرديد و بشريّت تمرين و آموزش خويش را در اين زمينه آغاز ميكرد. بنابراين مسأله واقعي كه براي او مطرح شد موضوع چگونگي پيدايش بمب اتمي نبود، با وجود اينكه منظور ما در اينجا دادن چشم اندازي مختصر از روابط انيشتين با حوادث بزرگ سياسي آخرين سالهاي زندگي او ميباشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسي ياد نكنيم همين چشم انداز هم ناقص خواهد بود. يكي از آنها نامه مشهور است كه وي ميبايست براي همكاري خود در شوروي سابق بفرستد و دوم شرح وقايعي است كه در اوضاع و احوال فيزيكدانان آمريكايي ، خاصه دانشمندان اتمي ، در داخل مملكت خودشان تغيير بسيار ايجاد كرد.

