خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : جمعه ۱۴۰۱/۰۳/۲۷

چهارده سال پیش تو یه شرکت کار میکردم سال آخر ارشد هم بودم

که تب راشتن وبلاگ بالا بود و من این وبلاگ رو ساختم و بعد از ۱۴ سال

همچنان دارم داخلش مینویسم.اوایل طنز و ورزشی و کپی از اینور و

اونور و کم کم از خودم نوشتم و نوشتم.یه جوون لاغر ۲۳ ساله بودم

با کلی آرزو و هدف و آینده ی نامعلوم.الان یه مرد ۳۸ ساله شدم که

چند کیلو اضافه وزن دارم و دو تا پسر دارم و مسیز زندگیم تقریبا

مشخصه.چقدر دیدم آدم در ۲۳ سالگی با ۳۸ سالگی فرق داره.

من تقریبا اون آدم ۲۳ ساله رو یادم نمیاد و یه وقتایی تعجب میکنم

که اون من بودم.جسور بودم پرو بودم جنگجو بودم و بیش از اندازه

لجباز و مغرور.بسیار اهل عشق و حال و رفیق بازی.و البته پر از انرژی

ولی کاملا الان متحول شدم شاید فقط غرور توی من باقی مونده...

البته اینم بگم یه پسر ۶ ساله دارم که از لحاظ اخلاقی دقیقا منم.

من ۶ ساله رو دارم میبینم و خندم میگیره!!

تولد وبلاگ خاطرات یک دیوانه مبارک.

یه زمانی کلی خواننده ثابت داشت وبلاگم و کلی ویو میخورد و کلی

آدم منتظر میموندن براب آپ شدنش ولی الان دیگه کلی شبکه ی

اجتماعی هست و تقریبا کسی وبلاگ نمیخونه ولی من اینجا خیلی راحتم

چون ۱۴ ساله دارم اینجا مینویسم.از جوونی تا میانسالی!!!

 



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم