خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۱/۰۵/۰۳

مدرسه ای که پسرمو اسمشو نوشتم تابستون هم ۳ روز در هفته برپاست

میرن با درسا و معلم و هم کلاسیا آشنا بشن و یه روزش هم میرن اردو

سر همین همه ی خونه ساعت ۱۱ میخوابن و من تا ساعت ۳ تک و تنها

بیدارم.وقتی هستن غر میزنم سر و صدا دارن و وقتی خوابن خونه

اصلا روح نداره



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم