خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : سه شنبه ۱۴۰۱/۰۵/۱۸

دیروز بعد از مدتها یه روز خوب بود و خیلی خوش گذشت

با خواهرام و شوهرا و بچه هاشون در کنار پدر مادرم

رفتیم از صبح طالقان.نهار خوردیم و رفتیم آبشار و بعدش

رفتیم دریاچه سد طالقان که هر چی بگم کم گفتم.

بهشت روی زمین بود.بکر و پر از آرامش.

چقدر خوب بود

۱۱ صبح رفتیم و ۱۱ شب برگشتیم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم