خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۴۰۱/۰۸/۲۶

تقریبا ۲۰ روزه این دو تا بچه مریضن.واقعا داغون شدیم

نمیدونم چرا خوب هم نمیشن.جفتشونم بردیم آمپول

زدیم و کلی گریه کردن.هی خوب میشن هی دوباره

برمیگرده.پیش ۵ ۶ تا دکتر رفتیم و فقط یکیشون

خوبه که اونم خیلی سرش شلوغه.

اینم از وضع کار و کاسبی و جامعه.چکا فکر کنم پاس

نشن و با بازاریا به مشکل جدی خوردیم.



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم