خاطرات یک دیوانه
خاطرات و حرفهای یک دیوانه ی دیوانه

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۹/۱۶

نمیدونم حالم خوبه یا بده.

نمیتونم دیگه تشخیص بدم.فقط میدونم از اونی که

بودم که میتونست تشخیص این مسایل رو بده فاصله

خیلی خیلی زیادی گرفتم.در من یک من مرد و یک من

جدید متولد شد.کم کم این اتفاق افتاد و حالا این تولد

همراه با مرگ تکمیل شده.

نمیدونم کدوم بهتره.اون من قبلی یا این من جدید که

همه چیزش عوض شده.جدی تر شده کمتر از زندگی

لذت میبره و منطقی تر شده و دیگه با کسی بحث

نمیکنه و از همه مهمتر بابا شده.یعنی باید الگو باشه

اینا به کنار....

اینا مقدمه بود.

حالم خوب نیست البته بد هم نیست دقیقا خنثی..

زندگی عجیب شده ،سرد شده و لذتبخش نیست.

یه تکرار عجیبی توی لحظه به لحظش برام ثبت شده

که البته به قول یه دوستی شاید تکرار نیست و ثباته.

نمیدونم خوبه یا بده ولی میدونم اگه من قبلی بود

از این تکرار متنفر بود....

چون دو تل پسر بامزه و با هوش مثل دوربین همه ی

کارها و رفتارا و حرفهاش رو ضبط میکنن



ارسال توسط رابین

اسلایدر

دانلود فیلم