نمیدونم حالم خوبه یا بده.
نمیتونم دیگه تشخیص بدم.فقط میدونم از اونی که
بودم که میتونست تشخیص این مسایل رو بده فاصله
خیلی خیلی زیادی گرفتم.در من یک من مرد و یک من
جدید متولد شد.کم کم این اتفاق افتاد و حالا این تولد
همراه با مرگ تکمیل شده.
نمیدونم کدوم بهتره.اون من قبلی یا این من جدید که
همه چیزش عوض شده.جدی تر شده کمتر از زندگی
لذت میبره و منطقی تر شده و دیگه با کسی بحث
نمیکنه و از همه مهمتر بابا شده.یعنی باید الگو باشه
اینا به کنار....
اینا مقدمه بود.
حالم خوب نیست البته بد هم نیست دقیقا خنثی..
زندگی عجیب شده ،سرد شده و لذتبخش نیست.
یه تکرار عجیبی توی لحظه به لحظش برام ثبت شده
که البته به قول یه دوستی شاید تکرار نیست و ثباته.
نمیدونم خوبه یا بده ولی میدونم اگه من قبلی بود
از این تکرار متنفر بود....
چون دو تل پسر بامزه و با هوش مثل دوربین همه ی
کارها و رفتارا و حرفهاش رو ضبط میکنن

